۹ پاسخ

وای منم این تجربه بد رو داشتم دنیز دو ماهه بود انگشتشو گرفتم نگم که خودمم چقدر باهاش گریه کردم و خودمو زدم 😭😂

عزیزدلم چه خوب گفتی💔💔 الهی هیج بچه ای از درد و رنج گریه نکنه💔💔

وای وای وای این درد کشیدم پسرم دو ماه پیش همین طور شد دیگه میترسم ناخوناش نمیگیرم😭😭

جااانم عزیزززرم

اخی عزیزم ☹️
برا منم پیش اومده کلا انگار ناخن شست بچه ها به گوشتش چسبیده

دقیقا دلت میخواداون لحظه کل دنیاتودستت باشه یه کاری بتونی بکنی که بچه ت جیگرگوشت آروم باشه
عزیزم خداحفظش کنه

الهی عزیزم
عب نداره پیش میاد
عمدی نبوده که خودتو سرزنش نکن گلم
تو خیلی مامان خوبی هستی
از اول بدنیا اومدن تابان میشناسمت
زایمان خبلی سختی داشتی
تابان بهت افتخار مبکنه🎈❤

الهیییی😍😍
کاش ما مادرا مریض شیم فقط

الهیییی بگردم براش 🥲آره واقعا من پسرم باد فتق داشت عمل کردن خیلی گریه میکرد جیگرم آتیش می‌گرفت انگار ذغال میزاشتن رو سینم

سوال های مرتبط

مامان مسیحا مامان مسیحا ۶ ماهگی
آخ مادر بارها در ذهنم گذشت ک کاش تورا ب دنیا تقدیم نمی‌کردم ک زبانم بارها لال ک تو اینچنین درد نکشی مادر درد میکشید و تو بیشتر دردمند بودی حتی برایت سوند م گذاشته بودن دستها و پاهای هم کبود از زور،سرم وقتی انژیوکت در دست و پایت نامیزون میشد و خون از بدنت بیرون میومد و من دوست داشتم با دستانم جان خود را بگیرم ک تو درد نکشی و باز عوض کردن آنژیو و باز گریه تو
چقد آن روزها تاب و تحملم کم‌شده بود الان هم کم است هرکس ب تو آسیبی برسونه بازهم تحملم برایت کم‌میشود و دوست دارم اورا ب قعر جهنم بفرستم ک مبادا تورا برنجاند،مادر بگذریم از روزهای بی شمار دردمندی ،بگذریم از روزهای منحوس رفته
بگذریم از رنج و گریه های کرده از تمام آنها بگذرم ؛حال و تمام روزهای پیش رو زیباست ,زیباترین لحظات،بودنت،خندیدنت،آرامش بودنت،بوییدنت،و تمام وجودت شادیس خداوندا ب درد تمام مادران رنج دیده ات قسم در آن دم ک در حال فروخوردن تمام دردهایشان هستنددگر و زین پس هیچ مادری درد نکشد و هیچ فرزندی دردمند نشود
مامان معین مامان معین ۱ سالگی
خدایا شکرت که تونستم باردار بشم و کمکم کردی ک ۹ ماه با سر افرازی و قدرت از پس حالت تهوع های وحشتناک وآزمایش خونهای هر ماهه با افتخار پشت سر بزارم شب زایمان کنارم بودی با تمام سختی و اذیتی که شدم اما باز تو کنارم بودی و بهم توانایی دادی قدرتی دادی ک بتونم فرزدت رو ب دنیا بیارم خدایا شکرت بابت مهربونی در حقم کردی و فرزندی از جنس خودت بهم دادی که هر لحظه و هر دقیقه که دستو پای کوچکش نگاه میکنم دلم قنج میره از زیبایش ممنونم ازت که لطف و محبت رو برای من سنگ تموم گزاشتی لحظاتی که زردی داشت و فقط با یه پوشک توی دستگاه بود برای من سخت بود اما تو کنارم بودی تو کنارش بودی همه چیز با تمام خوب و سخت بودنش گزشت و تو در همه حال کنارم بودی هیچوقت من رو تنها نگذاشتی خدای من هزاران بار تورو شکر میکنم تو اونقدر مهربانی که همیشه دست محبتت روی سرم بوده کاش من هم بتونم بنده خوبی برای تو باشم کاش تو هم از من راضی باشی خدایا هر لحظه شکرت خدایا کشورم جانم وطنم ایران رو نجات بده از دست هرچی ظالمه نجات بده از دست آدمای بد نجات بده خدای خوبم امنیت رو آرامش رو به کشورم و به هموطنان برگردون خدایا اونقدر کشورم رونق پیدا کنه اونقدر موفق باشه که فرزندانش با افتخار داخل خاک کشور بزرگ بشن
مامان 💕Liana مامان 💕Liana ۸ ماهگی
مامانایی که بچه‌هاتون الان بزرگ‌تر شدن، بیاید یه کم از تجربه‌هاتون برامون بگید ❤️
از چیزایی که الان بهش نگاه می‌کنید و می‌گید «کاش اون موقع اینقدر بابتش حرص نمی‌خوردم» یا «کاش بیشتر از بچه‌م لذت می‌بردم» 🥹
من خودم خیلی سر تمیز بودن خونه، غذا درست کردن، مرتب بودن و کارای خونه حرص می‌خورم. با وجود بچه واقعاً سخته که همه‌چی همیشه مرتب و تمیز باشه، ولی بعضی وقتا انقدر ذهنم درگیر این کاراست که حس می‌کنم به جای اینکه از بچه‌م و این روزاش لذت ببرم، مدام دنبال جمع‌وجور کردن و انجام دادن کارامم.
می‌خوام یه مدت به خودم سخت نگیرم، خونه اگه نامرتب بود بذارم باشه، غذا اگه ساده‌تر بود اشکالی نداشته باشه و بیشتر وقتمو با بچه‌م بگذرونم. چون ته دلم می‌ترسم یه روز بزرگ بشه و حسرت بخورم که چرا اون موقع بیشتر از این روزاش لذت نبردم.
شما که این مرحله رو پشت سر گذاشتید، واقعاً دوست دارم بدونم از چه چیزایی بیشتر از همه حسرت خوردید؟
چه چیزایی رو کاش کمتر جدی می‌گرفتید و چه کارایی رو کاش بیشتر انجام می‌دادید؟ 🥹❤️
بیاید تجربه‌هاتونو بگید که ما مامانای کم‌تجربه‌تر ازتون یاد بگیریم. 🌱