۴ پاسخ

آفرین ب اراده ی قوی ک داری

موفق باشی عزیزم ❤️

منم فردا میرم کتاب بخرم شروع کنم بخونم
موفق باشی عزیزم

چقدر قسمت درس خوندن رو خوشم اومد
خدا قوت مادر قوی

سوال های مرتبط

مامان فسقلی جون🧒💜 مامان فسقلی جون🧒💜 ۱ سالگی
بخوام از این روزام بگم؛
صبحا ساعت ۵ پدر خونه، بعد از اینکه شیر سر صبح دلبرک رو میده از خونه میزنه بیرون! حدودا ساعت ۷صبح دلبرکوچولو منو بیدار میکنه که سفت بغلش کنم، یساعتی تو بغلم میخوابه و بعد میذارمش سرجاش و میرم به کارای آشپزخونه میرسم! چایی رو دم میکنم و یه لیوان نسکافه و صبحونه م میخورم و اگه ناهار از روز قبل درست نکرده باشم تدارکاتشو میبینم و به ساعت که نگاه میکنم ۹ونیم صبحه✨️ وقت بیدارشدن حیدرگلیِ خونه از خواب😴 با هزار شعر و مورچه میاد و بغل و بوس بوسی و ناز نازی بیدار میشه🥰 صبحونه و بازی و نق نق صبحگاهی و ناهار میخوریم و وقت خوابه😁✌🏼 واکسن ۱۸ماهگی تنها کاری که برای من کرد خواب بچم رو اوکی کرد!! قبلش من موقع خوابوندنش روانی میشدم ولی الان نهایت نیم ساعته خوابِ خوابه🫠 تو این تایم که فسقلی خوابه، ظرفا شسته میشه🫧 هال و اشپزخونه که درحال منفجرشدنن مرتب میشن🧺 ناهار فردا اماده میشه و یه چایی و دیییینگ🪇 وقت بیدار کردن دلبرکه!!
ناهارشو دوباره میخوره و میریم پیاده روی تا باباش بیاد، باهم یا بازی میکنن یا میرن دور دور و وقتی برمیگردن باهم میوه میخوریم و یا میریم بیرون یا همینجور تو خونه تا شام دلبرک داده بشه و روتین خوااااب و ساعت ۸ونیم شبه و وقت خواب🤩
بریم لالا که ساعت ۱۰ شب خوابیده باشه😁
مامان خانومی عاشق قلیونه، اگه پدرخانواده خسته باشه که هیچ، وگرنه یه قلیونم کنارهم میزنیم و بریم لالا که فردا دلبرک یه مامان و بابای پرانرژی میخواد😉✨️
مامان نفس مامان نفس ۲ سالگی
خانوما یه سوالی داشتم میشه لطفا کمک کنید پسر من خیلی گریه میکنه از صبح که از خواب بیدار میشه گریه میکنه تا شب که بخواد بخابه برا چیزای الکی میزنه زیر گریه خودشو پرت می‌کنه زمین جیغ میزنه خودشو گاز میگیره مبل رو گاز میگیره یا منو یا هم خواهرشو موهاشو میکنه سر من داد میزنه هر کاریم بکنم بدتر میشه بخدا از صبح هم که بیدار میشه همش دستم به دهنشه که گرسنه نباشه بهونه گیری کنه صبح برا صبحونه تخم مرغ میدم تا وقت نهار که بشه شیر موز میدم بهش ظهرا غذاهایی متنوعی درست میکنم میدم ساعت ۲ اینا میخوابن دیگه تا ساعت ۴ و نیم و ۵ بعدش که بیدار میشن بهونه بیرونو میگیرن باباشون میبره پارک تاب بازی یک ساعت دوساعتی میگردونه میاره اورد که خونه بازم گریه میکنه خودشو پرت میکنه اینور اونور میبرمش حیاط ماشین سواری میکنن باهاش بازی کنم باهاش اما بازم گریه میکنه همش دنبال پدرش گریه میکنه که منو ببره اونم کار داره نمیتونه که همش پیش این باشه منم هر کاری میکنم سرشو گرم کنم دنبال پدرش گریه نکنه نشدنیه که نشدنیه دیگه کم میارم از بس باهاش حرف میزنم نازشو میکشم که گریه نکنه هر کاری بگید کردم بخدا سر کتاب هم باز کرذم اما بازم اروم نمیشه اصلا دیگه موندم چیکار کنم از دست گریه هاش از صبح تا شب ۱ ساعت اروم نیس که بگم ارومه منم مغزم استراحت میکنه نه همش گریه همش بهونه خسته شدم دیگه دیگه بعضاً عصبی میشم داد میزنم سرش میزنمش بعدش خودم ناراحت میشم خودم خودمو میزنم که دستم بشکنه چرا زدم 😭😭😭😭😔😔