۱۱ پاسخ

من و شوهرم از صفر شروع کردیم
ولی بنظر من بچه های الان نمی تونند با این تورم از صفر شروع کنند حتما پدر و مادر یه کمکی بهشون کنند .نه صد درصد زندگیشونو ولی باید کمک بشد بهشون

نه خودمونم قراره یکبارزندگی کنیم جوونی رو.به شخص دیدم همه چی حاضراماده تحویل بدی پرروترمیشن بچه هابابدخودشونم تلاش کردن وطریق پول درآوردن یادبگیرن تواین مملکت گرگ باشن باید

اره حاضرم چون بع میل خودشون نیومدن نداشتیم میخواستیم نیاریم وظیفمونه خیلی چیزا

ب نظرم این چیزا ب تربیت وذات بچه مونده اگ ذات بچه خوب باشه احترام پدرومادرنگه میداره

منوهمسرم ازصفرشروع کردیم چون همسرم پدرنداشت کمک کنه بهش تواین۸سال زندگی ازبعضی خواسته هامون زدیم ن اینک مسافرت نریم ن سالی یکبارحتمامیریم ولی سع کردیم درست زندگی کنیم جمع کنیم خداروشکرالان خوبیم تموم تلاشمون اینه پسرام اول زندگیوازصفرشروع نکن عین ماچالش زیادداشته باشن

خودم‌نظرم اینه تو کودکی و نوجوانی بهشون برسیم راحتذزندگی کنیم وقت بزاریم برای هم انشالله. ازدواج کردن خودشون تلاش کنند زندگی درستتر کنند فقط پدر. مثلا. بتونه یه واحد خونه بده دست پسرش. یا دخترش. نه اینکه همش زحمت بکشن برای عروس داماد

والا من و همسرم حمایت شدیم از طرف خانواده همسرم خودمون هم خيلی جاها تلاش کردیم و مدیریت کردیم ،الان هم سعی می‌کنیم پس اندازی برای دخترمون داشته باشیم حداقل یه سرمایه کوچیک
ولی باید به بچه هم یاد داد که خودش هم باید تو زندگیش تلاش کنه

بچه ها هم زندگی خوب الان رو میخواند هم کمک والدین رو در آینده. گردش کلاس رستوران سفر هم برای ما نیاز هم بچه هامون.خونه خوب و ماشین هم برای ما نیاز هم بچه هامون.۱دونه بچه دارم و واسه همینم دیگه به بعدی فکر نمیکنم.الانش که شکر خدا تا حد توانمون هرچی که نیازش بود و واقعا کاربردی و مفیدبود براش هزینه کردیم.من اهل جمع کردن به صورت طلا نیستم و تو این مودام نیستم واقعیتش ولی پدرش به فکر آینده اش هست.قرار نیست همچیو ما راحت اماده بدیم بهشون ولی باید کمک مالی باشه و ی ملکی در نظر گرفت برا آینده بچه.چون تورم خیلی بالاس و بچه ها هرچقدم کوشا باشند دیگه از صفر نمیتونند دیگه انگشت شمار کسی بتونه.

من واسه دخترم خیلی برنامه ها دارم.چون یه بچه دارم و وظیفمه خیلی چیزهاشم بدم. مثلا یه سرویس طلا دارم خودم موقع مجردی خریدم نگه داشتم دخترم بره دانشگاه بهش بدم. یه پلاک دارم نگه داشتم وقتی مدرسه شو تموم کرد بهش بدم.الانم مدام براش پول جمع میکنم النگو میخرم طلا میخرم. هرچی بخاد میخرم. من اونو آوردم به این دنیا پس منم باید کمکش کنم. ولی واسه ازدواج قضیه فرق داره. اولا اینکه قبل ازدواجش کللللی تحقیق میکنم و آشنا میشیم با پسره ببینم واقعا چجوری آدمیه‌ چون هستن پسرهای مفت خوری که تامیبینن پدرمادر دختره بهش میرسن اینم قشنگ سواستفاده میکنه از دختره

باید خانواده اولش کمی کمک بچه ها کنن حدقل پول رهن خونه یا هرچی دیگه بعدش برا زندگیشون خودشون تلاش میکنن

بچه های الان مستقلن به نظر من دیگه منتظر نمیشنن پدر و مادر خرجشونو بدن تا به هدفشان برسن

اگه خود بچه سفر بره ، خوش بگذرونه با پدر و مادرش ، سلامت روانش بهتر میشه

نه من زندگی میخوام بکنم
من هم میخوام آرامش روان داشته باشم
میشه مدیریت کرد هم به سفر رسید و هم اندک اندک جمع کرد

سوال های مرتبط

مامان حسین کیان مامان حسین کیان ۵ سالگی
سلام مامانای مهربون عصرتون بخیر خوبین حسین جانم ۶ سالشه دیروز که باپدرش رفته بود بیرون یه جا سوییچی خریده بود بعد امروز رفت توی بالکن دید بچه ها توی کوچه ان بازی میکنن گفت منم برم گفتم برو رفت گفت جا سویچیمم میبرم به دوستام نشون بدم گفتم ببر بعد که رفت منم از بالا داشتم نگاش میکردم دیدم جا سویجی دست پسر همسایه مون هست حالا نمیدونم خود پسرم داده یا پسره گرفتم بعد دیدم چند بار هی پسرم رفت نزدیکش که ازش بگیره پسر نداد هی برگشت عقب دوباره پسر اون وسیله ارزش نداره دوست دارم پسرم یاد بگیره بلد باشه وقتی وسیله ای رو که مال خودش به کسی داد دوباره بتونه بگیره و اینکه توی دوست یابی خیلی ضعیفه من سعی میکنم روزی دوساعت باهاش بازی کنم همسرم که اصلا باهاش بازی نمیکنه منم انتطاری ازش ندارم چون ۵صبح میره تا ۵ غروب فقط بلد بگه بیا بشین کارتون ببین یا گوشیشو بده دستش منم باهاش بازی می‌کنم واقعا سخته چون پسر کوچیکم هم سن اضطراب جداییشه همش گریه میکنه منم همش بغل میکنم که با پسر بزرگم بازی کنم و حسین اصلا با خودش بازی نمیکنه و خیل عصبیه زود قهر میکنه میگم حالا بازی ما تموم شد خودت بازی کن گریه میکنه و بشدت بد غذاست و انگار بترسه خجالت بکشه خیلی آروم حرف میزنه کسی نمیشنوه و بردمش باشگاه توی زمستون هوا سرد دو ماه بردم راهم هم دور بود پسر کوچیکم رو بغل میکردم می‌بردم اصلا تلاش نمی‌کرد هیچی یاد نگرفت