۳ پاسخ

دیگه کاریه که شده عزیزم انشالله ب خوبی این مرحله بگذره
ولی کلا زوده تا ۲ سال باید بخورن .تا دوسال ب بچه میگن شیرخواره. دختر تا سال و ۲ماه .پسر تا ۲ سال
اما الا بیا ی کار کن الا انشالله میخوابه تا صبح شیر میخوره دیگه ؟؟ اگه ن خب خوبه. صبح ساعت۶ تو خواب بهش بده پیش پیش کن تابخوابه دیگه هروقت بیدار شده ۸.۹ یا هروقت بیدار شد صبحونه بهش بده دیکه هی میوه بیسکوییت تا موقع خواب ظهرش ی شیشه شیر بهش بده بگو بخور بخواب
دوباره بعد از ظهر بیدار میشه عصرونه بده تنقلات میان وعده شام تا موقع خواب دوباره شیر بهش بده بگو بخور و بخواب ب خدا بچه ها متوجه میشن
میشه روزی ۳ وعده شیر . هم خیلی بهتره برا بچه هم برا خودتو اذیت نمیکنی فردا ب روش من برو ببین حست چیه
راستی برا میان وعده پرنج پوکه عالی بریز تو بشقاب ی زبر انداز هم بنداز بگو بخور تا ی ربع نیم‌ساعت درگیر میشن
منم دوقلوهام ب همین روشی که گفتم پیش میبرم

منم امشب5شبه از شیر رفتم و همین حسو دارم

گلم عیب نداره تو هم انسانی
دیگ کاریه که باید می‌شده منم عذاب وجدان داشتم ولی واقعا راحت شدم دائم چسبیده بود بهم

سوال های مرتبط

مامان یسنا مامان یسنا ۲ سالگی
سلام، تجربه ی خودمو در مورد از شیر گرفتن، من اول سوره ی یاسین و بروج خوندم و ب دخترم فوت‌کردم، بعد با توکل ب خدا شروع کردم،اول حدود دو روز میان وعده هاشو حذف کردم،یعنی موقع بیدار شدن و موقع خواب بهش شیر میدادم، بعد شروع ب حذف شیر صبح تا ساعت 12 کردم،تا چهار روز، بعد شروع ب حذف شیر بعداز ظهر تا ساعت 18 کردم، یعنی از صبح تا قبل خواب ظهر بهش شیر نمیدادم،موقع خواب شیر میخورد و بعد دیگه شیر نمیدادم تا ساعت 18، البته حدود دو روز اول وقتی از خواب ظهر بیدار میشد بهش شیر میدادم، کم‌کم شیر شو حذف کردم،بعد چهار روز شیر شب شو حذف کردم تا موقع خواب،دبعد از اون شب موقع خواب بهش شیر دادم و دیگه شیر نصف شب شو حذف کردم، بعد فرداش دیگه در کل شیر شو حذف کردم و دیگه موقع خواب هم بهش شیر ندادم، امروز اولین روزی بود ک اصلا شیر نخورد، دخترم خیلی وابسته شیر بود، شیر ک نمیدادم کلی گریه و جیغ،ولی حوصله کردم،باهاش بازی کردم،بردمش بیرون،سرشو گرم کردم،خیلی بهش محبت کردم، دیشب نصف شب خیلی گریه کرد ولی کوتاه نیمدم و رو پام با لالایی خوابید، گریه ک میکرد میدید کوتاه نمیام اروم میشد،البته خیلی باید حوصله کرد، من هر روز از خدا کمک میخواستم، تو این مرحله فقط خدا میتونه کمک کنه،کمی سخت ولی با توکل ب خدا شدنی، اصلا هم ب تلخک و چسب برق نیاز پیدا نکردم،فقط موقع گریه و جیغ صبوز بودم و کوتاه نیمدم،امیدوارم همه موفق باشند، فقط محبت یادتون نره، من خیلی بهش محبت کردم ک خدای نکرده اعتماد ب نفسش پایین نیاد