۶ پاسخ

عزیزم نگران نباش خوب میشه

دقیقا بلایی که سر‌پسر من اومد
پسر منم باندش چسبیده بود
هرکار میکردیم باز نمیشد
وازلین زدیم
چرب کردیم
کلی زیر اب بردیم...چسبیده بود...کم کم تو حموم داشتیم جدا‌میکردیم که باز یه تیکش مونده بود...مامانم‌گفت بزار تا میشورمش اون یه تیکه هم باز میشه...داشتیم میشستیمش یعو خودش چند انداخت کند....یه جوری کریه میکرد که نگو
بچم ۷ روزگی ختنه شد...تا ۱۰ روزگی به زور باندش کنده شد

تا میتونی پماد بزن

🥲🥲کاش تا 4ماهگی انجام داده بودین.. الان بچه خیلی هوشیاره میفهمه کامل

کلن ختنه به هر روشی که انجام بشه هم مادر هم بچه عذاب دنیا رو میکشه
پسر منم لیزری بود دکترش گفت بعد ۴ روز ببرش حموم باند بیوفته با شوهرم هی آب زدیم آروم آروم یه ذره خونی شد چون چسبیده بود ولی بچه چیزی نفهمید باز شد

الهی عزیزم طفلی بچه چقدر اذیت شد،و خودتم در کنارش چقدر اذیت شدی
پسرمو به روش حلقه ختنه کردم برای افتادن حلقه هم ما کلی داستان داشتیم

سوال های مرتبط

مامان 𝓮𝓵𝓪𝔂 مامان 𝓮𝓵𝓪𝔂 ۲ سالگی
سلام خانوما میخام باهاتون درد دل مادرانه کنم من یه مادرم نگران و حساس به بچم از اول به دنیا اومدن بچم اینارو دارم با اشک مینویسم😭
الای وقتی دنیا اومد قندش پایین بود گفتن باید بستری شه وگرنه تشنج میکنه از اون روز ترس تشنج تو مغزم بود میگفتم خدایی نکرده بچم تشنج کنه فقط میترسیدم با زدن هر واکسن میمردم و زنده میشدم ولی به زور اون دوروز سر میکردم تموم میشد رسید به واکسن ۱۸ ماهگی گفتم خدایا شکرت دیگه واکسنش موند ۶ سالش بد یه ماه از واکسن یهو خونه مادرم تب کرد مادرم فهمید اومدم خونه تبش گرفتم ۳۸ و ۹ بود زود شیاف و شربت اینا دادم تا صب بالاسرش بودم سه شب بالا سرش نخابیدم بد س روز با شوهرم دعوام شد میخاسم برم خونه مادرم نزاش کاش میرفتم بد نزاش برم منم گفتم بچه رو بازم ببریم دکتر رفتیم یه امپول زد تبش قط شد منم خوشحالم که بچم خداروشکر دیگه تب نداره شب شد مدام دستم میزارم سرش خنگ خنک هس فردا صبحش بچه عوض شده بود دیگه الای قبلی نبود بردیم دکتر گف تشنج خفیف کرده ولی مغزش اسیب ندیده بچم بدنش سرد بود تب داخلی کرده بود تا حالا اونطور نشده بود امپول باعث شده بود تبش بزنه تو من الان از اون روز مردم دیگه میخام خودم بکشم امپول منو قول زد همش نگرانم همش گریه میکنم میگم منکه رو بچم اینقد حساس بودم چرا این اتفاق افتاد چرا بردم امپول زدن بهش...
مامان فندق مامان فندق ۱ سالگی
تجربه واکسن ۱۸ ماهگی🌸
دخترم دوهفته مریض بود که سرماخوردگی شدید بود عفونت داشت قرار بود ۳دی بزنیم که نشد و موند بعدشم دوتا دندون آسیاب و۴تا نیش دراورد ک خیلی سخت بود بچم خیلی اذیت شد
بالاخره ۵بهمن ینی دیروز زدیم واکسنشو و بشدت میترسیدم و استرس داشتم از بس همه میگفتن واکسن سختیه من نمیتونسم ببرم بزنم چون این یک ماه بقدری بچه اذیت شد نمیخاستم سر واکسنشم اذیت بشه
خلاصه دیروز زدم و موقعه زدن بدجوری ترسید خیلی بد گریه کرد اولین بار بود دیدم اینجوری گریه میکنه یه خوراکی یکی دست یکی پا برای جایزه ابنبات و پاستیل خریدم دادم بهش امدیم خونه نزاشتم زود بخابه ۲ ساعت بازی کردیم و بدو بدو حالش خوب بود بعد دو ساعت خابید بیدار شد گف پام درد میکنه اصلا ب روش نیاوردم گفتم پاتو ناز کن بدو بدو کنیم تو میتونی خلاصه همینجوری پاش اروم شد هر۴ساعت استا دادم دیدم درد داره پاش پروفن دادم بهتر بود تب نکرد فقط تنش گرم بود صبح ۴بیدار شد تا۶ بی قرار بود بعدش خابید الانم خوبه بازی میکنه ولی حال و حوصله نداره ۳روز بهداشت گف هر۴ساعت استا رو ادامه بده ایشالا که بگذره این ۳روز عوارض بعد واکسن ۱۸ ماهگی چیه؟
#فرزندپروری پوشک زایمان بارداری