۶ پاسخ

تایپینگ قبلت و خوندم ندوش اصلا شیرتو من روز اول داشتم از درد میمردم دوشیدم مامانم گفت بدوشی شیرت برنمی‌گرده ک اصلا دست نزن امروز سومین روزه خیلی راحت شدم دیگه سفتیش کم شده درد ندارم داره برمیگرده شیرم

منم بیستم میگیرم

واقعا دختره من منو کشته تا صبح ۷بار بیدار میشه بخاطره شیر اذیتم بخدا منم ماه بعد میگیرم از شیر چطوری میگیری

من فعلا ی سینمو گرفتم😥کابوسه برام شیر شبو چطوری میگیرم

کاش میذاشتی بعد واکسن ۱۸ ماهگی
شاید اون موقع تو‌گذروندن راحت واکسن کمک میکرد

اررره عزیزم‌پسر من شبا تاصبح لیس لیس با سینه فقط خوابه پیرم‌سوخته شده

سوال های مرتبط

مامان زینب جون😍👶🏻 مامان زینب جون😍👶🏻 ۱ سالگی
مامان پسری مامان پسری ۱۷ ماهگی
خیلی فکرمو ذهنم درگیره ولی یه تایپیک میزارم در مورد از شیر گرفتن...
اول بگم سن از شیر گرفتن هر بچه ایی به خود مادرش ربط داره
یکی دوست داره زود بگیره یکی دوست داره دیر بگیره به ما چه ...
پسر من به شدت وابسته شیر
یعنی ادم بوده سینه منو ندیده باشه
یکسره یکسره میگفت باید بیرون باشه من بازی کنم بیام یه دقیقه شیر بخورم برم
چطور خوردنی یه سینه دهنش
یه سینه تو چنگش ..بکش ،چنگ بزن،پیچ بده ،
شبم که خداشاهده تاااااا خود صبح بالای پنجاه بار میخورد جرعت نداشتم برگردم‌اون سمتی بخوابم...
اول یشب بدون شیر خوابوندمش
چجوری~تو بغلم چرخودنم هی لالایی خوندم بلند بلند
با بدبختی خوابید با بدبختی گذاشتمش رو زمین
طبق عادت هر بیست دقیقه بیدار شد واسه شیر بغلش کردم نیم ساعت چرخوندم
بار سوم دیگه پنج دقیقه شیرش دادم خوابید تا چهار صبح که کلا اون شب دوبار شیر خورد
روزم سر گرمش میکردم از ۹صبح تا دو ظهر ندادم
بعد از دو تا شش غروب
بعد 9 شب دیگه ده خواست بخوابه باز شیر خورد چرخوندم شب تا صبحش سه بار شیر خورد
روز بعد فاصله شو کردم پنج ساعت
ولی شب باز سه بار خورد
بعد فاصله رو کردم هفت ساعت
امروز از شش صبح ندادم تا هفت شب
بهونه میگیره یچی بهش میدم سرگرمش میکنم دخترم میبره بازی میکنه
هی میاد سینه مو ناز میکنه بوس میده 😭😭😭کلی دلم سوخته واسش
هزار بار شوهرم گفته ظالمی
منم که احساسی بخدا افسرده میشم
حالا شبا میدم چون خییییلی گریه میکنه
هفته بعد شوهرم شب کار شد باید شبم بگیرمش
واسه خوابم هی میچرخونمش لالای میخونم