۱۰ پاسخ

وای نیکی جان خیلی ناراحت شدم دختر مواظب خودت باش❤️🥺🫂

الهی بمیرم برات نکن این کارو من کردم پشیمون شدم🥺🥺

نیکی جان خیلی برات ناراحتم
کاش کمکی از دستم بر میومد
امیدوارم هرچی زودتر آرامش برگرده به زندگی و روح و روانت

نمیدونم چرا با مشاور مشورت نمیکنید
همه ی ما به نوعی مشکل داریم
حالا هر روز مدام باید مشکلات بقیه هم آلارمش روی گوشی ما بیاد
برید پیش روانشناس لطفا

🥺🥺🥺🥺🥺🥺

قربونت برم عزیزم ک اینقد اذیت شدی ک این فکرا ب سرت زده تو رو خدا بخاطر فرشته کوچلوت صبوری کن میدونم خیلی سخته من دخترم هنوز هفت ماهشه تست بارداریم مثبت شده چاره ای ندارم باید صبوری کنم با اینکه خیلی سخته خدا کمکت میکنه این سختیها هم تموم میشه خدا شاهده تا دو ماهگی بچم شب و روز چشم رو هم نزاشتم از بی خوابی بی هوش میشدم ولی باز صبوری کردم الان خدا رو شکر خوابش خوب شده تو هم بخاطر جوجت صبوری کن ک خیلی زود میگذره

افسردگی بعد زایمان عزیزم😢

عزیزم منم خیلی فکر و خیال میکردم و شرایطمو خودم سخت میکردم..با یه مشاور تلفنی لااقل صحبت کن خیلی تاثیر داره

آخه چرا
من رفتم تاپیک قبلی رو خوندم
مامان زیبا درسته فشار روته
باور کن همه همینیم
خسته میشیم ظرفیتمون پر میشه گریه میکنیم غر میزنیم سخته خیلیم سخته ولی اون موجود کوچولو ب مامان نیاز داره
ما ب این دنیا اوردیمش
توروخدا آروم باش
محکم و قوی
گریه کن
غر بزن
عصبی شو
خودتو خالی کن
ولی دیگ این کارو نکن
تابان بهت نیاز داره
یادت باشه جانم❤️

خاک برسرم
چیکار کردی دخترررر
چطوری الان😲😲😲😲😲

سوال های مرتبط

مامان برسام مامان برسام ۱۱ ماهگی
خوب بريم بحث قشنگ ويار بارداري
از خودم بخوام بگم من ١ ماه بود ك فهميده بودم باردارم
از شانس خوبم تهوع نداشتم…
تنها چيزي ك خيلي دوس داشتم و ازش سير نميشدم زيتون پرورده (اپاتاي) بود🫠😵‍💫😂
اكثرجاها اپاتاي رو بايد خيلي ميگشتيم تا پيدا شه يادمه يه مغازه رو پيدا كرده بوديم ك همه طعم هاشو داشت شبي ك گفتم هوس كردم رفتيم گشتيم ب همسرم گفتم قاشق يكبار مصرف هم بگير انقدر خوردم تو راه ١دونه بزرگشو تموم كردم😂و بعد از اون هرچند روز كارمون همين بود تو خونه تو ماشين در حال زيتون خوردن جوري اون يدونه رو تموم ميكردم تنهايي ك جفتمون خندمون ميگرفت!چند بار ديگه هم خوردم و تو خونه شب و نصف شب داشتم ك مثل موشا ميرفتم سر يخچال و چند قاشق ميخوردم اما يهووووو خيلي يهو ديگه بدم اومد!!!!نميدونم چرا!جوري شد ك ظرفشو ميديدم حالم بد ميشد و باقي موندش خراب شد!🙂‍↕️ويار بعدي دوغ ابعلي بود و سالاد كاهو و گوجه خيار
يعني من جوري سالاد ميخوردم يه ظرف پر كه همه دعوام ميكردن ك انقدر سردي نخور براي بچه بده!و يه عالمه دلم ترشيجات ميخواست (شوري و ترشي و خيارشور و هرچيزي ك سركه اي و شور بود!واسه همينا همه ميگفتن ني ني تو پسره اما بماند ك دكتر سونو اول گفت دختر بعد معلوم شد پسره😆
وياربعدي اش رشته و سوپ شير بود خيلي دوس داشتم 🫣 دوستام برام مياوردن يا بيرون يه كاسه ميخوردم.
هندونه هم خيلي ماه هاي اخر ميخوردم يه روز جلو مادر شوهرم نصف هندونه رو خوردم😂😳
ويار بعدي اناربود
رب انار روش ميريختم ميخوردم من اصلا انار دوس ندارم اما تو بارداري هوس انار و رب انار و نمك و ابليمو ميكردم!😳
"عكس از روزهاي اول بارداري با يار خوبم زيتون"😂
شماچه ويارايي داشتين؟