سوال های مرتبط

مامان ماهان مامان ماهان ۱ سالگی
سلام صبحتون بخیر
خانما من پسرمو دارم از شیر میگیرم
روش تدریجی و شروع کردم . خیلیییی زیاد وابسته سینه بود خواب روز و شبش با اون بود فقط زیر سینه میخوابید
۱۷ روزه شروع کردم، اول ۴ روزصبح از وقتی که بیدار میشد تا ظهر شیر ندادم ( اینم بگم ک دم ب دقیقه میومد شیر میخورد حتی بعد اینکه غذاشو خورده بود)
بعد دوباره ۴ روز از صبح تا ۷. ۸ شب نمیدادم
۴ روز هم از وقتی ک صبحا بیدار میشدتا خواب شب ندادم موقع خواب میخورد تا صبح هر وقت ک دلش بخواد .
اون تایمی ک تایین کرده بودم تموم ک میشد هر وقت شیر میخواست میخورد
بعد الان چند روزی هم هست ک دیگه وقتی میخواد بخوابه نمیزارم زیر سینه بخوابه یا تو تاب یا تو بغل میخوابه بعد شبا ک دو یا سه بار بیدار میشه تو عالم خواب شیر میخوره . امشبم خیلی بهونه و بی قراری کرد تا خوابش ببره یک ساعت پیش هم بیدار شد یزره خورد کشید عقب اما بازم میخواست ندادم ک بخوره تا همین چند دقیقه پیش فقط گریه کرده . حتی اجازه نمیداد بغلش کنم یا بهش دست بزنم بدتر جیغ میزد اجازه نداد بزارمش تو تاب براش شیر پاستوریزه و اب اوردم هیچکدومو نخورد میگفت دراز بکش پیشم شیرخودتو بخورم . خیلی ناراحت میشم براش خیلی مظلوم گریه میکنه
راهکاری دارید چیکار کنم ک یادش بره ؟
جیگرم کباب میشه براش اما کلی اذیت شدیم هردو نمیخوام زحمتامون ب باد بره
شیر خشک
فرزند پروری
پوشک
رفلاکس
کولیک
عکس برا الان نیست الان زمین خوابیده
مامان رونیکا مامان رونیکا ۲ سالگی
سلام خانما . روزتون خوش
خواستم تجربه از شیر گرفتن رونیکا رو باهاتون اشتراک بزارم شاید به درد بخوره

رونیکا خیلی خیلی به سینه وابسته بود صبح تا شب
شل تا صبح سینه دهنش بود واسه همین تصمیم گرفتم از شیر بگیرنش . حتی خواب هم زیب سینه میخوابید و میترسیدم از شید بگیرمش دیگه نخوابه ولی ...
رفتم حرم و انار بردم روش یاسین خوندم تو حرم شیر بهش دادم و بعد انار خورد و دیگه بهش شیر ندادم .صبر زرد از عطاری گرفتم یه کوچولو به نوک سینه زدم تلخ . یه بار. گفت ممه بهش دادم گفت تلخه تلخه دیگه نیومد سمتش
اگه گاهی هم میومد خودش میگه نه تلخه

واسه اینکه سینه خودم درد نگیره هم تا یه هفته شب ها زمانی که خوابش عمیق بود بهش شیر میدادم و روز ها اصلا
دیگه شیر سینه خشک شده و اونم شب بیدار نمیشه واسه شیر
آیت روش نه خودتون اذیت میشین نه بچه .
واسه خوابش هم شب اتاق رو تاریک میگنم کنارم دراز میکشه ده دقیقه باهاش صحبت میکنم نازش میکنم میاد تو بغلم خودش خوابش میبره

گفتم بهتون بگم شاید لازمتون بشه
مامان mehrab مامان mehrab ۲ سالگی
پارت سوم
روز دوم دیگه عصری تو بغلم غش کرد اینقدر خسته بود دیگه ۴۵ دقیقه گذاشتم بخوابه ولی بیدارش کردم که شب بخوابه کلا بیشتر خونه مامانم اینا بودم روزا سرش گرم بود دیگه شب که داشتیم برمیگشتیم از خونه توی ماشین خوابش برد و تا صبح اصلا بیدار نشد!! که تاحالا اتفاق نیفتاده بود ولی خب خیلی خسته بود این دو روزه امروز یکشنبه همچنان سراغ شیر و توی روز میگیره هنوز مووآن نکرده😅😂
ولی دیشبم خوابید کامل توی روز هم تا خسته بود بردمش روی تخت تا خوابش ببره هی وول خورد رفت پایین و اومد بالا تا بخوابه دیشبم دوباره کامل خوابید حالا نمیدونم به خاطر خستگی زیادشه یا چی حالا امیدوارم شبها بخوابه کلا دیگه
سوالی چیزی بود بپرسید اگه نگفتم
و در کل بچه با بچه خیلی متفاوته من خودم خیلی سعی کردم کمش کنم ولی اصلا کم نمیشد و به نظرم یهویی باید کمش می‌کردم
آهان اینم بگم که خودمم خیلی اذیت شدم سینه‌هام درد میگرفت چون یهو قطعش کردم سعی کردم کم کم بدوشم ولی کامل هم خالی نشه یکم که از تورم کم بشه