۲ پاسخ

عزیزم 😍😍عاقبت بخیر باشه

خدارو شکر
الهی بهترین رفیق های هم بشین و خوشبختی و عاقبت به خیری اش رو ببینی

سوال های مرتبط

مامان دلانا ♥️😍🍒 مامان دلانا ♥️😍🍒 ۲ سالگی
اغا ی حسو حالی دارم اصلا قابل توصیف نیست
ب جرعت میتونم بگم این ذوقی ک الان دارم و حتیاون شبی ک مرد مورد علاقمم اومد خاستگاری و نامزد کردیمم نداشتم
اصلا دلم میخاد ی بیلبورد بزنم تو کل خیابونای شهرک فردا تولد دخترمه
واقعا این همه خوشحالیو یک جا هیچ وقت تجربه نکربه نکرده بودم
حتی وقتی ک واسه اولین بار بغلش کردم بخاطر اون همه دردی ک تجربه کرده بودمم نتونستم تجربش کنم
این ی سال باهمه سختی ها و شیرینی هاش گذشت از صبح همش دارم خاطرات پارسال این موقع رو مرور میکنم
بچه ها ما چقد خوشبختیم ک مادر شدیم هیچ هدیه ای بنظرم بینظیر تراز این حس نیست چ میکنه خدا حتی هدیه هاشم بینظیره
کی فکرشو میکردیم ک وسط خستگی و داغونی و گریه هامونم بابت عاملش خدارو هزار بار شکر کنیم
تو همه ی این حس حال خوبم فقط میتونم بگم خداروشکر
از صبح همش ی جمله ایو با خودم تکرار میکنم ک خدایا از هیچ زنی این حسو دریغ کن دامن همه رو سرسبز کن و داغ هیچ بچه ایو رو دل مادر پدرش نزار
الان واقعا واقعا واقعا فقط همینو از خدا میخوامو بس❤️❤️❤️
خدایا هزاران بار شکرت
مامان پارسا مامان پارسا ۲ سالگی
خانوما من چیکار کنم چجور روی خورم کار کنم ک حرفای بقیه برام مهم نباشه از یک گوش بشنون از یک گوش دیگه در کنم
چیکار کنم همش دلم کاسه بقیه نسوزه چیکار کنم همش سعی نکنم کسی ناراحت نکنم اما خودم ناراحت بشم نهم نیست واسه بقیه
چرا همه از من توقع دارن ناراحت نشم اما من توقع میکنم یا ناراحت میشم بهشون برمیخوره
خدایی من تولد یکسالگی پسرم خانواده خودم و همسرم بودیم هیچکس دیگه از عمه خاله دایی عمو و بچهاشون نبودن و نگفتم حالا خالم ناراحت شده چرا فقط اونو نگفتم آقا نمیخواستم بگم مکه تو چقدر واسه مامان من ارزش قائل میشی ک من واسه تو بشم تا اونجایی ک باید باشی دعوتت کردم تازه بنظر خودم زیاد هم بوده تولد بچم نمیخواستم دعوتت کنم تو این همه تولد نده هاتو و خانوادتون گرفتید ی کلام مامان منو دعوت کردید؟؟ گفتی بیاد یا ذره کیک بیادش بودید ک از من توقع دارید؟بابا هی من هیچی نمیگم پرو تر میشه اون از زمانی ک زایمان کردم هی میگفت بخاطر هیکلت شیر خودت نده بیار لاغر کنی و فلان اینم از الان ک ناراحت شده تولد دعوتش نکردم آقا نمیخواستم ک...ووو...ن لقت....
مامان یاسین 💕 مامان یاسین 💕 ۱۳ ماهگی
سلام امشب یاسینک من یازده ماهگی رو پر کرد و وارد ماه دوازدهم خودش میشه دقیقا یکماه دیگ تولدشه😍😘
ولی بااین تفاوت ک امشب گل پسرم و دخترم پیشم نیستن بخاطر خودشون و آینده شون پا رو دلم گذاشتم و از خودم دورشون کردم امیدوارم امشب آخرین شب دوری منو و بچه هام باشه😔
خیلی دل تنگشونم همش ب این فکر میکنم الان در چ حالن و چیکار میکنن اصلا چی میدن بهشون ک بخورن بخاطر اینکه بعدها نتونن ازم دورشون کنن امروز از خودم دورشون کردم
دوست دارم و امیدوارم همیشه شاد و خندون باشن و ببینمشون ولی امشب رو بخاطر اینکه خانواده پدریشون اذیت بشن و قدرت منو بدونن میگم کاشکی همش گریه کنن و بهونه منو بگیرن لعنت ب پدرشون ک اینقدر منو وبچه هارو اذیت میکنه 😢😣
نمیدونم بخدا چ کنم کار خوبی کردم ک بچه هارو دادم بهشون یا نه فقط امیدوارم از بس اذیت بشن ک هر چ زودتر بیان حضانت کامل بچه هارو بهم بدن

دختر و پسرک گلم خیلی دوستتون دارم نوشتم ک بمونه یادگار و هیچوقت یادم نره چ روزا و شبای سختی رو تحمل کردم ولی انشالله ارزشش رو داره تاآخر میاید پیش خودم
مامان عاشقتونه
خدایا خودت بهم توان و صبر🌟💫
مامان دلاوا مامان دلاوا ۱۶ ماهگی
سلام خانوما خوبین

من خیلی روحی حالم بده
از عالمو ادم بدم میاد
از شوهرم از مامانم از دخترم
از همه چیز و همه کس بدم میاد
خستم خیلی خستم
از دخترم خستم ک از شب تا صب یا نمیخابه یا وقتیم میخابه تو خاب همش گریه میکنه نق میزنه من هی باید بیدار شم هی بخابم
روزا هم ک همش نق میزنه ی ثانیه بازی نمیکنه

از مادرم خستم ی ساعت بچمو‌نگه نمیداره من ی استراحت کنم همش خونه بیکاره از صب تا شب هیچکاری نداره ولی بچه منو ی ساعت نگه نمیداره هروقتم میرم خونش انقد میگه چرا دخترت انقد شلوغه چرا دخترت اروم نمیشینه یا میگه من بچه هام اروم بودن این دخترت ب کی رفته و از این جور چرتوپرتا
مادرشوهرمم همینه هی میگه بچه های من جیکشون در نمیومد ولی دختر تو همش نق میژنه گریه میکنه

شوهرمم ک یا سرکاره یا میاد خونه میخابه
خیلیییی خستم خیلللللی
ن شب خاب دارم ن روز
اعصابم همش خرد میشه داغون میشم ب حرفایی ک میشنوم فک میکنم
از دست دخترمم عصبی میشم با اینکه میدونم بچس گناهی نداره ک ولی دست خودم نیس گاهی دوست دارم بزنمش ولی دلم نمیاد

یک ساله من ن خاب دارم ن خوردوخوراک درست درمون دارم
ن تفریح هیچیییییی
همش خونه زندانیم هیچجا نمیتونم برم چون همش ب بچم ی چیز میگن منم اعصابم خرد میشه

توروخدا نیاین ایه‌ی یأس بخونین یا نصحبت کنین من خودم حالم ب اندازه کافی خراب هس