۴ پاسخ

ای خدا یاد زایمان خودم افتادم چقدررر درد چقدررر استرس ولی اخرش با اومدن نینی همه چی ادم یادش میره🥺🥺تولدش مبارکتون باشه ایشالا دومادش کنی🥰🥰

ان شاالله

خدا حفظش کنه عزیزم

خدا برات نگهش داره عزیزم تولدش مبارکتون باشه گلم ،
من وقتی ۱۰ سانت باز شدم بازم نتونستم طبیعی بیارم، هیچوقت نتونستم باعث رضایت شوهرم بشم چون ازمن انتظار طبیعی داشت، وقتی فکرش میکنم خیلی ناراحت میشم خیلی درد کشیدم درد هر دوتاش کشیدم آخر هم اینطوری

سوال های مرتبط

مامان آریشا👶🏻🐣 مامان آریشا👶🏻🐣 ۱۵ ماهگی
پارسال دقیقااا یه همچین روزی من چهل هفته بارداری رو در کرده بودم و خبری از درد و انقباضات زایمان نبود بهداشت زنگ زد و گفت بیا نامه بدم ببر بیمارستان رفتمدنامه گرفتم و آخرین مراقبت هارو هم انجام دادم چون بیمارستانم شهر دیگه ایی بود با مامانم راه افتادیم رفتیم بیمارستان و نامه دادم بهشون بهد منو پیش دکتر متخصص فرستادن و معاینه تحریکی کردن به محض اینکه از تخت اومدم پایین انقباضام شروع شد تا بیمارستان پیاده روی کردیم دردا هر لحظه بیشتر بیشتر می‌شد بیمارستان بستری نکردنم و گفتن هنوز زوده برو خونه دوباره بیا چون خونه ایی اونجا نداشتیم با مامانم رفتیم ناهار ساندویج خوردیم اونجا دیگ درد امونم بریده بود بعدش تو حیاط بیمارستان نشستیم و من داشتم از درد میمردم بعد از چند ساعت برگشتم شهر خودمون خونه که دردام به اوج رسید و شوهرم اومد ساعت ۱ شب بود بیمارستان منو بستری کردن و گفتم کیسه آبت پاره شده ولی قطره قطره ساعت ۴ دهانه رحمم ۱۰ سانت بود و ساعت ۶:۱۵صبح پسرم به دنیا اومد خیلی سخت بود اما شیرینی که داره همچی برات قشنگ تموم میشه خداروشکر میکنم بابت داشتنت پسرم فردا تولدت عزیزم بهترین هدیه خدا🥺🥰😍 بمونه به یادگار ۱۴۰۵/۳/۴