من بچمو تا حالا دعوا نکرده بودم ، همیشه باهاش راه اومدم ، از روشای ملایم استفاده کردم
ولی مدتیه اذیته الکی میکنه ، به خدا الکی ، مثلا باباش میگه اشغال نخور از رو زمین بده ، معنی بده رو میفهمه ، بعد میاد برمیداره آت آشغال ،میره جلو باباش میگه بابا آشغال ، بعد میکنه دهنش و فرار میکنه

یا دارو باید بدم پنج بار شده میدم تف میکنه ، با هر روشی بدم تف میکنه
موقع خواب اذیت میکنه هی ، میگه نخوابیم ، بریم رو مبل بخوابیم ، بریم تو آشپزخونه بخوابیم ، اتاق بخوابیم ، برقو خاموش نکن فلان نکن بیسار نکن گریه شدییییید
نمیدونم امروز از بس دارو نمیخورد نمیخوابید اذیت میکرد همش نق نق و بهونه الکی
داروشو بعد از این که سا بار تف کرد به زور با دعوا بهش دادم
موقع خواب ظهرشم دعواش کردم خیلی بعد زود ساکت شد خوابید ، حالا میخپاستم به روش قبلم که همه توصیه میکنن باهاش راه بیام یک سااااااعت گریه میکرد و از اینور خونه به اونور خونه میرفت اخرم از شدت گریه به حق حق میافتاد تا به زور بتونه بخوابه ، الان زود ساکت شد خوابید😑
خدا شاهده خستم از دستش ، خیلی اذیت میکنه سر هر چی

۱۰ پاسخ

کتاب کلیدهای رفتار با کودک دوساله رو بخونین عزیزم
همه ی اینا طبیعیه داره من مستقلشو کشف میکنه
من بودنو یاد گرفته

خب باشه . مادر از آهن یا فولادع مگع؟؟ چ اشکالی داره گاهی بچه رو دعوا کنیم ؟؟ آسمون زمین میاد مگع؟؟ زیادم راه اومدن با بچه باعث میشه لوس بشه . دعوا منظورم این نیس کتک کاری و فلان . اما باید متوجه کارای اشتباهش بشه . نه زیاد جدی . نه زیادم اروم اروم ... میانه باید باشی . بعد این سن شروع لجبازیه . از قصد نمیکنن . کلا اقتضای سنشونه . فقط باید صبوری کرد و بی محلی همین

وای من امروز دخترم داشت گریه میکرد با پا زد سینی قوری چایی کمی ریخت متاسفانه منم زدم روپاش و کلی گریه کرد هپون لحظه هم خودم ناراحت شدم و خودمو لعنت کردم ولی نمیدونم چرا اون لحظه کنترلم دست خودم نیست 😔

خواهر خیلی اعصاب داری پسر منم بد خوابه اعصابم داغونه همش دعواش میکنم امروز از ساعت ۶بیدارع یه چرت بیست دقیقه ای زده چشام میسوزه خب اخلاق نمی‌مونه برام سرمم درد می‌کنه.

عزیزم حق داری خسته میشی اما بهرحال اونهاهم دارن دوران بچگی و ناآگاهیشون رو میگذرونن همه اینهایی که گفتی اذیته الکی واقعا الکی نیست اون بچه شیطنت داره و بازیگوشه و کارهاش همه طبیعیه ما چون خسته میشیم کم طاقت میشیم دعواش نکن اجازه بده از همه این دورانش در کنار مادر مهربونش لذت ببره که خیلی زود تر از انچه فکر کنی بزرگ میشن

بچه ها همشون این جریاناتو دارند و مامانا همشون خسته میشن حتی گاهی هم داد میزنن تو کافیه تمام تلاشتو کنی صبوری کنی یه حایی هم نمیتونی دیگه میفهمم ولی انقدر خود خوری نکن بچه ها مهربونتذین بخشنده های زمینن

درسته بچس اما اینجوری که بزاری هرکاری کنه و هرچی بخواد پیش نرو برای ایندشم خوب نیست گاهی دعواش کن اون همه چیو به شوخی گرفته بخدا بچه من هم اندازه بچه ی تویه اشغال می‌زاره دهنش تا میگم مگه نگفتم نخور بخدا سریع در میاره میندازه دور الان اصلا این کارو نمیکنه اشغال ببینه می‌بره میندازه سینک ظرفشویی خیلی اخلاقش خوب شده اصلا بهم نمی جسبه بازی می‌کنه من به کارام میرسم دنبالم نمیاد خیلی راحت شدم البته بوس و بغل و ناز سرجاشه فقط جایی که باید جدی باشم جدیم

و واقعا این دوره از بچه داری سخته منم خیلی روحم خسته س

یه وقتای لازمه منم دعوا نمیکنم اصلا حتی نکن هم نمیگم همه کار میکنه فقط رو زدن و گاز حساسم گاز رو تونستم تاحدودی حل کنم و این که موقع گازش میگم ما همو نمیزنیم بوس میکنیم تا حدودی جواب میده روز زدن باهاش قهر میکنم حرف نمیزنم بغلش نمیکنم

با روش دوم پیش برو یادش میره 😅😅

سوال های مرتبط

مامان عشقم پسرام مامان عشقم پسرام ۱ سالگی
بچه های شما هم بدون دلیل گریه میکنن الکی غرغر می‌کنن لج میکنن؟
پسر من الکی غرمیزنه یکسره یعنی حوصله اش سر میرع؟
یک نوزاد پنج ماهه دارم که خیلی به اون حسادت می‌کنه یعنی من حق ندارم یک دقیقه به نوزادم توجه کنم یک دقیقه رو شکم بزارم بازی کنم باهاش از این توپ های رنگی کوچولو یک عالمه داره که اصلا باهاشون بازی نمیکنه اسباب بازی هم همینطور که اصلا بهشون نگاه نمیکنه همینکه میارم جلو نوزادم میزارم میاد زود بر میدارم همش میخواد بیاد بغلم ولی اگه باباش رو ببینه دیگه بغل من نمیاد منو میزنه ولی شوهرم یکم باهاش بازی می‌کنه دیگه حوصله نداره ولی گریه می‌کنه که همش میخواد بره بغل شوهرم شوهرم دعوام می‌کنه که چرا همش دنبالش هست و میخواد بره بغلش بهم میگه چرا وابسته خودت نمیکنی حتما کتک میزنمش که نمیاد بعلت چکارکنم وابسته خودم بشه بغل باباش نره نمیشه که نوزادم بغل نکنم گناه داره گریه می‌کنه پسرم وقتی باباش رو میبینم بیشتر نق نق می‌کنه طوری که شوهرم فکر می‌کنه که مریضه جایش درد می‌کنه خیلی به پسر یکساله ام توجه میکنیم طوری که وقتی میاد نوزادم بزنه شوهذچرم میگه بزار بزنه اشکالی نداره من گفتم گناه داره دردش میگیره عدا شو هم درباره حالا به شوهرم میگم اگه عدا دربیاره اشکالی ندارد نمیشه که بزنه دردش میگیره من به هردوتوجه میکنم هردویک اندازه دوست دارم