۴ پاسخ

وای بخدا حرف دل من و زدی
یعنی مانلی وقتی تنهاییم اینقدر خوب غذا میخوره خوب رفتار میکنه ولی وقتی باباش خونه ست خیلی بد ادا و لوس میشه

خوبه که نگید به شوهراشون شنا هستید اذیت میکنن بگید همیشه همینن تا دلشون بسوزه برامون من که شوهرم هست کار میکنم شوهرم میره گوشیمو میگردم دستم آخه به من میگه هی تو میخوابی بخدا اینور نیست پسرم کلاس دومه اونا که راهی مدرسه میکنم پسر کوچیکم با سر صدای ما بلند میشه اول صبح کاراما انجام میدم نهار درست میکنم پسر کوچیکم می‌خوابه ساعت ۱۰ یا ۱۱ بعد میخوا برم دنبال اون یکی از مدرسه بیارمش بعد بشینم پای درس پسر بزرگم کوچکم از خواب بیدار میشه انقد خوابم میاد نمیزارن که بخوابم بعد شام درست کردنو وقتیم میاد از سر کار میگه هی تو بخواب من حرصم میگیره

چقد برعکسبم، من شوهرم هی میخواد سربسر پسرم بزاره منبدم میاد

حالا دستشو بزنه
فوقش میشوری آخرش چشمش رو
منم گاهی صدام میره بالا از دست پسرم
ولی سعی کن اصلا نزنی

سوال های مرتبط

مامان گل پسر مامان گل پسر ۲ سالگی
من بچمو تا حالا دعوا نکرده بودم ، همیشه باهاش راه اومدم ، از روشای ملایم استفاده کردم
ولی مدتیه اذیته الکی میکنه ، به خدا الکی ، مثلا باباش میگه اشغال نخور از رو زمین بده ، معنی بده رو میفهمه ، بعد میاد برمیداره آت آشغال ،میره جلو باباش میگه بابا آشغال ، بعد میکنه دهنش و فرار میکنه

یا دارو باید بدم پنج بار شده میدم تف میکنه ، با هر روشی بدم تف میکنه
موقع خواب اذیت میکنه هی ، میگه نخوابیم ، بریم رو مبل بخوابیم ، بریم تو آشپزخونه بخوابیم ، اتاق بخوابیم ، برقو خاموش نکن فلان نکن بیسار نکن گریه شدییییید
نمیدونم امروز از بس دارو نمیخورد نمیخوابید اذیت میکرد همش نق نق و بهونه الکی
داروشو بعد از این که سا بار تف کرد به زور با دعوا بهش دادم
موقع خواب ظهرشم دعواش کردم خیلی بعد زود ساکت شد خوابید ، حالا میخپاستم به روش قبلم که همه توصیه میکنن باهاش راه بیام یک سااااااعت گریه میکرد و از اینور خونه به اونور خونه میرفت اخرم از شدت گریه به حق حق میافتاد تا به زور بتونه بخوابه ، الان زود ساکت شد خوابید😑
خدا شاهده خستم از دستش ، خیلی اذیت میکنه سر هر چی