۸ پاسخ

خواهر هنوز ی سالش نشده ببین پسر من دوسالشه از دیوار راست بالا میره منم اعصابم نمیکشه ولی مگ بخاطر شلوغی مادر بچشو ول میکنه یا دوسش نداره

عزیزم مهم دیر اوردن بچه نیست مهم اینه که با آگاهی کامل بچه دار بشن.

عزیزم شما مشکلت با همسرته اینو باید حل کنین
وگرنه چه ده سال چه یه ماه طول بکشه برا بچه اوردن فرقی تو کل قضیه نمیکنه

شوهرا کلا بیشعورن محلش نذار

وای پسر منم اینجوری یعنی دیگه نمیکشم😕😕

خواهر تازه اول شلوغ کاریاشه بزار راه بره 😂برات صبر میخام از خدا
من کلثوم اکبری شدم 😂😂😂جاروبرقیمیکشم خاموش میکنه میدوعه ازپریز میکشه
غذا میپزم گازو خاموش میکنه سر شعله ها همهداغون شدن
کلی ظرف از کابیت شکسته
فرشا کثیف از دیوار راست بالا میره
خیلی سخته بچه داری مخصوصا وقتی شوهر ادم چرت و پرت میگه یا اعصابت درست نیست بیشتر بهت فشار میاد

بالغ ایستینن گوتی سودا اولار

ن والا من پسر باشه پشت سرهم میارم

سوال های مرتبط

مامان محمدامین مامان محمدامین ۱۲ ماهگی
حس میکنم مادرشوهرم میخواد بچمو وابسته خودش کنه
سه ماهی میشه طلاق گرفته و با ما زندگی میکنه البته ما خودمون اصرار کردیم که پیش ما بمونه چون جایی رو نداشت که بره البته که هیچ وقت از زبون کم نمیاره به قول خودش انقد آشنا و دوست و رفیق داره که نگو ولی خب من بخاطر شوهرم که استرس مادرشو نداشته باشه قبول کردم چون شوهرم یه مریضی داره که استرس و نگرانی براش خوب نیست
با اینکه خیلی کمک میکنه تو خونه کار میکنه بچه رو نگه میداره کاراشو میکنه و اینا...ولی جدیدا حس خوبی ندارم حس میکنم بچم دوتربیته میشه حس میکنم از من فاصله میگیره و وابسته مادربزرگش میشه مخصوصا که دانشگاهمم داره شروع میشه و بعضی روزا از صبح تا غروب خونه نیستم قبلا تصمیم داشتم این تایم بچه رو پیش مادر خودم بزارم ولی الان که مادرشوهرم با ماست دیگه میمونه پیش اون
نمیدونم چیکار کنم یه اخلاقایی داره که خیلی بچه رو لوس میکنه بغلی میکنه همش میبرتش تو کوچه دورش میده همشم از خودش تعریف میکنه مثلا تا بچه دست منه و داره گریه میکنه میاد بچه رو میگیره وای بچم مگه من مردم که گریه میکنی بیا ببرمت بیرون نگا نگا بچه منو میخواست نگا ساکت شد😐
نمیدونم چیکار کنم بعضی وقتا خیلی حرص میخورم و خودمو لعنت میکنم که قبول کردم با ما زندگی کنه از طرفی هم دلم براش میسوزه خودمو میزارم جاش