۴ پاسخ

ایول ک توضیح دادی

مرسی عزیزم خداروشکر
به سلامتی

عزیزم درخواست دوستیم پر شده میشه لطفا درخواست بدی

چقدطول کشید تا ازریکاوری اومدین بخش ؟که بی حسی پاتون رفت

سوال های مرتبط

مامان فندق مامان فندق ۸ ماهگی
روزای بعدش درد داشتم و مامانم می‌گفت ببین درد اصلی چی بود که پمپ درد نزاشت بفهمی . خلاصه من اصلا دکمه پمپ دردم و تند تند نزدن تا فردا نزدیکای صبح برام موندش و عالی شد

شب ساعت ۸ اینا بود که گفتن مایعات شروع کن گفتم نسکافه بخورم گفتن نه با آبمیوه و چای کمرنگ شروع کن که همین کارو کردم و بعدش یدونه نسکافه خوردم بعد شام آوردن و گفتن شامتو بخور بعدش راه برو
شامو خوردم و آروم با کمک و همسرم و مامانم پاشدم تا راه برم انصافا هم درد داشت هم که میخواستم راه برم سرم گیج میرفت . دو بار نتونستم و نشستم دفعه سوم به خودم انرژی دادم و پاشدم دردش یکم بد بود ولی همین که پنج دقیقه دردناک راه رفتم دردش قابل تحمل تر شد برام و یه بیست دقیقه ای راه رفتم . راستی سوند رو هم قبل شامم اومدن در آوردن و یکم سوزش داشت فقط. یچیز هم بگم من خودم نمی‌دونستم از عمل که میای شلوار پات نمیکنن و زیر انداز میندازن زیرت و هی میان عوضش میکنن
ولی قبل شام که سوند در میارن پد میزارن با شورت یکبار مصرف و شلوار. تنت میکنن
مامان آتایار🫀👼🏻 مامان آتایار🫀👼🏻 روزهای ابتدایی تولد
🌟تجربه سزارین🌟

مرحله اول که انژیوکت بود من فکر میکردم درد داره نگاش نمیکردم تا زد درد نداشت نفهمیدم (اینم بگم من طاقت درد بالایی دارم)بعد میخواستن برام سوند وصل کنن که گفتم تواتاق عمل برام بزنن گفتن از دکترت بپرسیم که دکترم قبول کرد بعد اماده شدم رفتم اتاق عمل امپول بی حسی که از کمر زدن اونم باید شل کنین نفس بکشین درد نداشت یه لحظه بود خیلی میترسیدم ولی از همه چیزایی که میترسیدم اونطور که فکرشو میکنین اصلا نیست خیلی بهتره بعدش که سوند تو بی حسی زدن بعد جلوم که پرده طور کشیدن حین عمل تمام حرکاتو میفهمیدم ولی اصن حس نمیکنی چن دیقه بعد صدای گریه نینی اومد خیلی حس خوبی بود ایشالا همه تجربه کنن تا یه ساعت تو ریکاوری بعد برای اولین راه رفتن بگم سخت بود از تخت پایین اومدن اولین راه رفتن یکم سخته ولی راه میفتی عادی میشه سعی کنین فقط کمرتون و خم نکنین صاف راه برین 🤕
سوالی بود بگین چیزای ضروری و گفتم😅🥴
درکل بخوام بگم سزارین عمل سختی نبود خوب بود روحیتونم تاثیر داره رو این عمل بنظرم که خوب باشه تا درداشو تحمل کنین تنها دردی ک من کشیدم فقط از تخت بلند شدن بود و راه رفتنه اولی بود بقیشو اوکی بودم👌🏼
مامان هیرمان مامان هیرمان ۸ ماهگی
✔️تجربه زایمان سزارین✔️
✔️پارت دوم✔️

بردنش روی تخت کنارم تمیز کردن و اوردن کنار صورتم یه عروسک سفید برفی بود نمیدونم چی زدن تو سرمم ولی اینجا ها داشتم خواب میرفتم خلاصه بیدارشدم دیدم عملم تموم شده بخیه هامم زده بود دکترم و خدافظی کرد رفت. منو بردن تو ریکاوری حدود ۳۰ دقیقه اونجا بودم و بعدش منتقل کردنم به بخش. ماساژ رحمی هم همونجا تو اتاق عمل انجام دادن اصلا توی ریکاوری و بخش انجام ندادن. توی بخش که اومدم تا ۳ ساعت بعدش بی حس بودم بعد کم کم بی حسی رفت و کم کم دردا میومد سراغم اومدن مسکن زدن پمپ درد هم نگرفتم حقیقتا فراموش کردم. دردش زیاد بود خودم از خونه شیاف برده بودم همسرم گذاشت برام ۲ تا. من ۱۲ ظهر از اتاق عمل اومدم بیرون تا اخر شب ساعت ۱۲شب اومدن گفتن باید بلند شی راه بری سوند هم بکشیم کشیدن سوند هم مثل وصل کردنش در حد یه سوزش ریز بود و با کمک پرستار بلند شدم برعکس یسریا که میگفتن اولین راه رفتن سخت بود برای من اصلا سخت نبود یکم درد داشت ولی قابل تحمل بود اصلا اون چیزی که میگفتن نبود چند قدم راه رفتم و اومدم روی تخت اذیتی من بیشتر از این پهلو به اون پهلو شدن بود. بعد راه رفتن شکر خدا دردام کم شد تاساعت های ۳ شب درد داشتم بعدش دیگه خیلی کم شد دردم و صبح اصلا درد زیادی نداشتم قابل تحمل بود اینم بگم من خودم شیاف برده بودم و هر ۵ ساعت دوتا برام میذاشت همسرم و مادرم. صبحونه و شام هم ندادن بهم گفتن فقط چای نبات و مایعات بخور یکم گرسنگی بد بود برای منِ شکمو.