۵ پاسخ

دستشو محکم بگیر یکمم فشار بده نگاه کن تو‌چشاش جدی بگو زدن ممنوعه

دختر منم هردومونو می زنه بیرون کسیو نمی زنه حتی دفاع هم نمی کنه از خودش

مال من که مثل شما نیست نترسه جیغ میزنه تذکر میدم خودمو میزنه لج میکنه گریع اروم نمیشه

دخترمنم یاد گرفته بود دیروز که خاست بی دلیل پسر خاله شو بزنه خیلی جدی باهاش رفتارکردم یکمم صدامو براش بالا بردم زود خودشو جمع کرد یعنی چه فردا هم میره پیش دبستانی بچه های مردمو میزنه اونا که مثل شما نازشو نمیکشن میخاد برات دردسرشه

بغلش کن ببوسش بهش محبت کن وقتی آرومه باهاش حرف بزن بگو زدن ممنونه درد داره
با قصه بگو براش با بازی با نمایش عروسکی
بچها توضبح رو قبول نمیکنن کارای تصویری خیلی روشون تاثیر میذاره

سوال های مرتبط

مامان دلوین و ماهلین مامان دلوین و ماهلین ۵ سالگی
واقعا این شرایط زندگیم داره به شدت حالمو بهم می زنه
خدا منو ببخشه هزاران بار منو ببخشه نمی خوام ناشکری کنم ولی به شدت از بچه و بچه داری خسته شدم
هر کاری تو این خونه بکنی انگار آب تو هاونگ ریختنه نی خوام سخت نگیرم اصلا بهشون ولی محلم نزارم یا دعواشون نکنه همه جی مباد دسر خونه بهشون میگم‌جمع کنید اینارو که این وسط ریختید حتما باید باید جمع کنید باز ماهلین حرب گوش کن تره و کمک نی کنه ولی دلوین اصلا شرطی هم شدن میگم هر کی کمک کنه جایزه می خرم ولی دلوین میگه نمی خوتم ناهلین به هوای جایزه انجام میده ولی در کسری از ثانیه همون آش همون کاسه اس دلوین به شدت لجبازه و پرخاشگر و به شدت بد غذا سر غذا خوردنش هم ما داستان داریم یعنی اینقدر بهونه میاره میاره تق و گریه که منو عاصی می کنه من فقط میگم برد گمشو نمی خوام ناهار بخوری اصلا اینم از وضع زندگیم اونم از شوهرم که هیچوقت خونه نیستم وقتی هم هست مریضه در ماه دوبار مریض میشه اونم از آدمای اطرافم که هر کدومشون هر چی بگن هیچی نیست حالا همون حرف خورشون رو به خودشون بزنم میشم آدم بده ی داستان خیلی وقتا به مردن فکر می کنم ولی یاد مسئولیت هام می‌افتم دست نگه میدارم یه تنه این زندگی رو به دست گرفتم واقعا برام خسته کننده شده دلم به شدت به حال خودم میسوزه😟😟😟مگه یه آدم چقدر تحمل داره