۴ پاسخ

منم الان میخواستم همین تاپیکو بزنم که هر روز دارم گریه میکنم. همش نگران بچمم

من کمرشو میذارم رو ساعدم یه پاشو با دست میگیرم. یعنی روش به خودمه. اینجوری بگیرش خب

وای اره اولا همچین حسی بهم دست مسداد ولی جدیدا نه اوکیه
الهی عزیزم بچه اولته؟؟عادیه عادت میکنی کی میخاد بهتر از تو براش مادری کنه؟
نفسش صدا نمیده ببر دکتر شاید خدایی نکرده رفلاکس پنهان داره

عزیزم مامان اولی این حجم از استرس عادیع تو مادر بدی نیستی عادیع درسته ... ترس استرس تو کم کن شما استرس به نوزاد منتقل می‌کنی چی براتون سخته ؟

سوال های مرتبط

مامان سید میثم مامان سید میثم ۱ ماهگی
سلام
می خوام تجربه زایمانمو بگم
انقد که من این ماه آخر استرس داشتم و مطالعه می کردمو یادداشت برداری کردم
گفتم حالا که به لطف خدا زایمانم راحت بود در اختیار شما هم بذارم شاید مفید باشه
من خیلی صبورم و کلا با درد هام منطقی رفتار می کنم. سر هر زایمان اول با خودم و خدا خلوت می کنم و این نکته رو قبول می کنم که قراره فشار و درد زیادی رو تجربه کنم اما یادم باشه که هر لحظه اش خدا با منه و تنها نیستم و به کمک حضرت زهرا این پروسه هم می گذره و من موفق می شم .

با این روحیه و تفکر در هر سه زایمان طبیعیم سعی کردم وقت شروع دردهام زیاد داد و بیداد و توقع نکنم و انرژیمو برای جلب توجه یا سر و صدای الکی هدر ندم

همیشه موقع شروع دردهام خودمو به شدت مشغول می کنم
مثلا ساک وسایل بچه و خودمو آماده می کنم
سبد خوراکی و چایی و تنقلات
یکمی نظافت سطحی منزل
و جمع و جور خونه
دوش گرفتن خیلی طبیعی و تمیز کاری
راه رفتن تو خونه
و اگر همسرم باشه ازشون می خوام یکم کمر و پهلو هارو ماساژ بدن که تو کاهش درد ها خیلی مؤثره