۱۷ پاسخ

چه ربطی داره عقلت یکم بکار بنداز

دختر این ژنتیکیه ربطی ب مد ورنگ نداره ک

مگه اسباب بازیاش رنگ های مختلف نبودن مگه تو اجتماع نبودن مگه تو حال پذیرایی نمیاوردنش اخه

وسایل اتاق نود بوده اسباب بازیاش رنگ لباساش یا لباسای خودشون اونا هم نود بوده؟ کتابای قصه که میداده دستش؟ و.....لوازم خونه همه نود بوده؟ یا فقط بچه رو میذاشته تو اتاق صب تا شب درش میبسته اونم رنگ نود میدیده؟ محیط باز هم نمیبرده؟

وای تو دیگه چرا ؟؟؟اخه چه ربطی داره به نود بچه .پس من چون از رنگای قرمزو سبزو آبی استفاده نکردم و سیسمونی بچه هام نو بود مخصوصا مال محمد ترکیب سفید کرم بود الان بچم باید مشکل رشد ذهنی داشته باشه؟؟🤦‍♀️🤦‍♀️🤦‍♀️تو دیگه نگو رفیق😬😬😬

چه ربطی داره بچه شاید مشکل از چیز دیگه ای ربطی به رنگ نداره بچهاتا3ماه رنک خوب نمی بینن

هیچ ربطی نداره

چه ربطی داره این حرفا پس قدیم که بچه هاشون دچار مشکل ذهنی می‌شده بخاطر مد بوده🤣🤣🤣🤣🤣

من خدم رنگ سیسمونی همه رو کرم و کرم کاکائو گرفتم
شاید ده درصد به این موضوع ربط داشته باشه
شایدم بهونه بوده منطقی نیست
دکتر دخترم میگفت قرمز نخر باعث این موضوع میشه بقیه رنگا ربطی نداره ک
الان دختر من همه اتاقش ک کرمی نیست رنگایی دیگم داره مثلا لباساش اسباب بازیاش
حسم میگ ی بهونه است

خب سیسمونی بچه ی منم نود 😐

چند وقتشه؟

دخترم الان کرم و سفید خیلی هم ماشاالله باهوش سه نیم ماهگی غلط زد روز اول پنج ماهگی سینه خیز رفت الان عین چی دنبالشم که دست به چیزای خطرناک نزنه با آیت الکرسی می‌خوابه با آهنگ شاد و بازی می‌کنه که بازم همه اینا تو بچه ها فرق می‌کنه

یعنی چی یعنی چش شده

ربط داره خیلی هم ربط داره بچه باید حس هاس تقویت و تحریک بشه وقتی یه نفر اومده درست داره اطلاع رسانی میکنه لطفا روی ایده های خودتون پافشاری نکنید

عزیزم به طور ۱۰۰ ٪ فقط به این موضوع نمیتونسته ربط داشته باشه و ریشه در مشکلی داشته که پنهان بوده
شاید دوستت این موضوع رو بهانه کرده وگرنه رنگ ۴ ۵ تا وسایل نمیتونه ذهن یک بچه رو خراب کنه
انشالله که بهتر بشه
چه مشکلی داشته که شک کردن بهش؟

موافقم

وای خدا بهش رحم کنه🥲

سوال های مرتبط

مامان گنجیشکم 🐣 مامان گنجیشکم 🐣 ۷ ماهگی
امروز فهمیدم که هرکس از عینک و دیدگاه خودش به بقیه آدما و موضوعات نگاه میکنه یعنی چی،و این تجربه رو به شما هم میگم تا کمتر از نظرات و حرفای دیگران دلخور بشین...
امروز هاکان تو خونه مادرشوهرم یه لحظه شدیدا گریه کرد،منم نمیدونستم چی میخواد همینجوری با حوصله داشتم بررسی میکردم،شیر دادم نخورد،پستونک قبول نکرد،خوابوندم گریه کرد...از اون طرف مادرشوهرم با یه عصبانیت خاصی اومد تو اتاق بچه رو گرفت برد بهش شیشه شیر داد اونم بازم گریه میکرد،بعد همینجور با حرص و عصبانیت حرف میزد،آخه چی شد یهو،تو رو چی نیش زد و فلان....بعد من هیچی نگفتم بچه رو هم آرومش کردم خوابید و گذشت تا همین عصری که شوهرم هم بود،یهو همونجوری شدید گریه کرد،همسرم گفت گرمشه ببرم تو حیاط،مادرشوهرم گفت اینجوری گریه میکرد من فکر کردم سما نیشگونش گرفته یا چیکارش کرده که بچه اونطور گریه میکنه 🤯🤯🤯اصلا به شخصیت من فکر نمیکنه،به تحصیلات من فکر نمیکنه،به طرز رفتارم با بچه خودم یا با بچه های دیگه فکر نمیکنه...اون حرفش نشون میده که انقد در اطرافش اونجوری دیده که اونطور فکر میکنه..منم به دلم نمیگیرم با همین طرز فکرم..🙂🌱