۳ پاسخ

واااااااا
ولی کاش ندی دست کسی!!!!

وای من از این حرکت متنفرمممم
چه غریبه باشه چه قوم
مثلا خاله ام دختر چندماه از پسرمن بزرگتره، تا میرسه به پسرمن میزارتش بغل و بهش شیرمیده
پسرمم خیلی خوش رو و شکموعه میخوره راحت اصلا میخنده براش و به روخودشم نمیاره
ولی من چندشم میشه، بعدش یجوری ام حالم بهم میخوره میخوام شیربدم بچم
خیلی بدم میاد از این حرکت
دیگه یحوری به ابجیم گفتم وقتی دیدی تو بگو شیرتو نده به هیراد
اصلا شاید بزرگ شدن خواستن باهم ازدواج کنن اونموقع خواهر برادر میشن تو به هیراد شیرمیدی
دیگه ایندفه که اومد خونمون اینکارو نکرد خداروشکر

خداییی خیلی اعصابم خوردههههه

سوال های مرتبط

مامان فندق🌰🤎 مامان فندق🌰🤎 ۹ ماهگی
دیشب یه اتفاقی افتاد که از دیشب تا الان دارم فقط گریه میکنم و خودم رو سرزنش میکنم، یعنی فقط خدا رحم کرد که چیزی نشد وگرنه خودمو نمیبخشیدم هیچوقت 😭
همیشه از همون بچگی هروقت میخوام آرایش کنم پسرم رو با خودم میبرم سمت میز آرایش و با نظارت کامل خودم با بعضی چیزا مثل شونه یا پِنس هام بازی میکنه ، همیشه هم حواسم بهش بوده کاملا
دیشبم مثل همیشه گذاشتمش روی پام و داشتم به صورتم کرم میزدم ، یه لحظه حواسم پرت شد و یهو شوهرم که کنارمون نشسته بود رو تخت ، داد زد تیغغغغ ،تیغغغغ....
نفهمیدم چجوری دسته تیغ رو پیدا کرده بود بچه و گرفته بود دستش، دیگه با آرامش و سریع ازش گرفتم کا یه وقت به جاییش نخوره ، خداروشکر چیزی هم نشد واقعا ولی بعدش چنان حالم بد شد که تا ساعت ۳ نصف شب خوابم نمی‌برد
فقط گریه کردم و خودم رو لعنت کردم که چرا حواسم پرت شد ، هنوزم از عذاب وجدان دارم خود خوری میکنم ، یعنی فقط خدا رحم کرد تو اون لحظات اتفاقی نیفتاد وگرنه خودمو میکشتم بخدا...



فرزند پروری، شیرخشک آپتامیل پپتی ۲ و حساسیت به پروتئین گاوی