۱۷ پاسخ

تزیینات دخترانه بچم عین ننش هنرمنده 😂🤣

تصویر

حمیده منو ببر تو گروه واتساپ لطفا
خصوصی برات شماره میزارم

ببخشید سورملینا برنامست چیه

به به چه جذاااااب شدن جیگر 😍😍 نووووش جونتون 🤩🤩

نوش جون عزیزم به به عالی شده😍♥️😘😋

نوش جان عزیزم

نوش جونتون 😍

به به عجب چیزیه 😋مخصوصا دراز کلفتا 😅

سلااام خوبی عزیزم
نوش جان چه ایده خوبی برای ناهار فردامون درست میکنم

🤭دراز و کلفته فقط

نوش جونتون
به پریسا بگو منم اد کنه تو واتساپ

نوش جانتون
مرسی ایده شام دادی🙏😍

اون درازو کلفت خوشم اومد 🤣

تالاپ نه دیگ نشد ‌ شالاپ 🤣🤣
نوش جاااان به به اصلاتزییناتت تو حلقم

ببخشید عزیزم. سورملینا رو کی اضافه کردین؟😏

نوش جونتون عزیزم

قشنگ همه مدل زدی هاااا
😁😁😁😁

به به فقط عاشق اون دیزاین سس گوجه ت شدم هنرمند 😄😄😄

سوال های مرتبط

مامان حلما و محمد مامان حلما و محمد ۵ سالگی
پارت ۱۰
نسرین ۱۸سالش شده بود و براش کلی خواستگار میومد...‌‌
اما نادر قبول نمی‌کرد....
تا بالاخره فهمیدیم نسرین و پسر همسایمون از هم خوششون میاد و به هم نامه اینا می‌نویسن.....
دیگه به اجبار قبول کردیم....
تا عروسیشون شد پسره گفت من خونمو می‌برم تبریز....‌
اهل تبریز بودن اما از اول تهران بودن....‌
چون دانشگاه تبریز قبول شده بود گفت میرم اونجا.....
خیلی مخالفت کردم خیلی گریه زاری کردم اما فایده نداشت.....
دخترم از پیشم رفت.....
یه شهر خیلی دورتر.....
حالا من موندم و مادرو کیانوش.....
روزانو باگریه میگذروندم.....
نهایتس دوماه یه بار یااون میومد یا من میرفتم دیدنش.....
اما خب دل مادر بود دیگه.....

من دیگه چهل و خورده ای سالم بود....
همش میگفتم نادرخدل چرا یه بچه دیگه رو بهمون اضافی دید مادرم می‌گفت چون مصلحت نمی‌دیده خانم نمیشه که با خدا جنگید.....
چند ماه بعد حس کردم خیلی چاق شدم...
چون عادت ماهانمم درست و حسابی نبود اصلا فکرم جای دیگه نمی‌رفت....‌
اما بیشتر از پنج ماه بود من پریودنمیشدم.....
ولی حسابی تنبل شده بودم...‌‌
نادر همش میگفتم برو دکتر تو انگار مریض شدی ولی من پست گوش مینداختم....
تا اینکه یه روز حس کردم یه چیزی به شکمم لگد زد....
و تا به نادر گفتم میخرم کردو گفت این میشه اون بچه ای ک سر قبرمون چراغ میاره...