۶ پاسخ

منم عین تو شدم من خیلی مهدیار دوست داشتم
اسم شوهرم مِهدی هس پسر بزرگم محمدمَهدی همه مسخرم کردن باز مهدیار چیه اسم های دیگه ک دوست داشتم شوهرم دوست نداشت مِهراد گذاشتم با اینکه خودم انتخاب کردم اصلا حتی زبونم نمیاد بگم ناراحتم خیلی تو خونه عنوان نکردم هنوز

من اسم خواهرم نوراس خیلی هم اسم خوبیه
نام دار باشه
اسم دخترمو خودمم گندم هستش
همه مسخره کردن و خندیدن
الان دیگه هیچکس نمیتونه اسمشو مسخره کنه

خیلی قشنگه
نور زندگیتون باشه

الان اسم دخترتونو چی گذاشتید؟

من اگر یه روزی دختردار بشم اسمشو میذارم نورا
اسم زیباییه و بین المللی هم هست

خیلی اسم زیبائی هست
مبارکش باشه
شک نکن
واقعا اسم قشنگی انتخاب کردی

سوال های مرتبط

مامان جوجه کوچولو😍 مامان جوجه کوچولو😍 ۸ ماهگی
خانما یه درد دل خواهرانه قبل از اینکه من باردار بشم شوهرم میگفت دختر داشته باشم اسمشو میزارم رقیه وقتی که فهمیدیم دختره خونوادش خیییلی مسخره کردن که این چه اسمیه و بزرگ بشه همه مسخرش میکنن قدیمیه پدر شوهرم نورا رو پیشنهاد داد منم ترسیدم که دخترم در آینده اسم رقیه رو دوسش نداشته باشه با شوهرم صحبت کردم که منصرف بشه هیچ اسم دختری به دلمون نمی‌نشست اونا هن خیلی به نورا اصرار میکردن منو شوهرمم به هم نظر شدیم باهم که به خاطر حضرت زهرا و اینکه ست باشه با اسم من ( اسمم فاطمه‌س) اسمشو بزاریم فاطمه نورا بعد از به دنیا اومدن دخترم خونواده ی شوهرم خیلی باهاش دعوا راه انداختن‌ که اسم زنتو چرا میزاری رو بچه شوهرمم‌ توجه نکرد رفت شناسنامه گرفت الان اونا نورا صداش میکنن به فامیلاشونم‌ گفتن اسمش نوراس( هرچند تو نامگذاری فامیلاشون‌ دیدن که ما گذاشتیم فاطمه نورا) تازه پرو پرو اومده بودن به منو مامانمم‌ میگفتن بگید نورا ماهم‌ گفتیم اسمش فاطمه نوراس پدر و مادرش اسمشو انتخاب کردن و وسلام‌. ولی خییییییلی اعصابم خورده اصلا یه کاری کردن. که میگم یعنی اسم قشنگی رو انتخاب کردم‌ براش؟؟؟ لحظاتی هست که اسم بچه از چشمم میوفته خودمو لعنت میکنم که ای کاش با شوهرم همراه میشدم و از لجشون‌ میزاشتم رقیه‌. هیییییییچوقت‌ حلالشون‌ نمیکنم که نورا صداش زدن و اسم دخترمو‌ خراب کردن الهی خیر نبینن‌ . به نظرتون چیکار کنم؟؟؟😭😥
مامان نور🌞✨ مامان نور🌞✨ ۵ ماهگی
مامان کنجد مامان کنجد ۳ ماهگی
خانوما دارم دیوونه میشم دیگه
اون از شوهرم که قرار بود اسم بچه رو امیرعلی بزاریم سرخود رفته به اسم علی گرفته( بعدا ازم معذرت خواهی کرد گفت به همه میگیم امیرعلی گرفتیم شناسنامه رو و امیرعلی صداش کنن)
اینم از خانواده شوهرم که هرچقد من و شوهرم میگیم امیرعلی هست اسم پسرمون باز علی صداش میکنن
امروز با مادرشوهرم رفتیم مهمونی اونجا همه به پسرم امیرعلی میگفتن این عمدا شروع کرد به علی صدا زدن، میدونه من ناراحت میشم چقد حرص و جوش خوردم اون اوایل زایمانم سر اسم، باز عمدا علی صدا میزنه
تو ماشین هم پیش شوهرم بهش گفتم مامان اسم پسر ما امیرعلی هست چرا هی اونجا علی صداش میزدین؟ عمدا جواب نداد و خودشو زد به کری
میخواست بگه که ینی تو رو آدم حساب نمیکنیم
چون اون اوایل یه بار از شوهرم پرسیده بود شوهرم می‌گفت از اسم علی خوشم میاد (به گفته شوهرم) ولی اینم بگم از اول ازدواجمون شوهرم میگفت پسردار بشم امیرعلی میزارم، یکی دو ماه مونده به زایمان نظرش عوض شده بود یکم ، می‌گفت علی. نذر کردم و....
روز زایمان هم که اومد ملاقات گفت چرا به همه گفتی امیرعلی (اون شب مونده بود خونه مامانش) برا همین میگم نکنه مامانش رو مخش کار کرده