۳ پاسخ

سلام منم پسرام جدامثلا میخوابن اما دومس که چهارسال ونیم هست همش اذیت میکنه تاصبح جندباربیدارمیشه وکلا میادجای من بااینکه باباش پایین تخت اونامیخوابه ولی میخوادجای من باشه

یه دوره میشه چندر روز

دما اتاقش خوبه. اتاقش رو دوست داره مثلا دختر من از اتاقش میترسید باهاش سایه بازی کردیم سایه اشیا ها رو نشونش دادیم . بازم بعدها متوجه شدم از عروسک خرسش میترسه باهم بردیم انداختیمش دور. الان دیگه کنار تختش میشینم قصه میخونم منتظر میمونم خوابید میرم خدا روشکر تا الان اکی

سوال های مرتبط

مامان boys مامان boys ۶ سالگی
سلام مامانا این یه درد و دله 😭😭😭😭خسته شدم چیکار کنم پسرم داره ۱۷ ماهش تموم میشه کلا انقدر شیطونه همش باید بگیریش از در و دیوار کل روزم کار دارم کار بچه ها خونه لجبازی های پسر اولم به کنار این یکی که تا میام بشینم دراز بکشم میاد شیر مک میزنه روانی شدم چند وقته بدتر شده تکون میخورم گریه گریه دنبالم میاد پامو میگیره شلوارم میکشه در میاره همینجور ظرف و غذا انجام میدم موقع خواب روز و شب میگه فقط باید رو پات یا رو دست تو بخوابه تا میذارم زمین گریه باز بیدار میشه چرا گذاشتی یهو داد میزنم خسته شدم ولم کن گریه میکنم خونمم کسی نمیاد دوروز یا یه روز چند ساعت برم خونه مامانم همون جلو در تو بغلم گریه هر چی همه میخوان کمک کنن بیا بغل ما لباسش مامانت در بیاره نمیذاره با لباس میرم اونجام غذامو با بدبختی میخورم میام تازه اونجا بدتره چون علاوه بر این چیزا که خونمم تحمل میکنم حاضر شدنم زجر میکشم میچسبه نمیذاره کاری بکنم حرص میخورم دارم دیونه میشم چند وقته اینجوری مثل چسب شده قبلا فقط موقع شیرخوردن بود اینکاراش بخدا روانی ش دم شبا هم که خواب نداره 😭😭😭😭