تجربه زایمان #من خیلی درد کشیدم 🙃
۳۶هفته و۶روز رفتم دکترم شکمم خیلی سفت بود از ۳۴هفتگی انقباض داشتم nstنشون میداد بستری شدم ۳۴هفته و ۳۶هفتع میخواستن سزارین کنن بهتر شد بعدش ۳۷هفته رفتم دکترم حرکات بچم همش کم بود خیلی ضعیف برام سنو نوشت حرکات بچه ۰بود دکترم گفت باید سزارین بشی ولی باید دوباره سنو تکرار. کنی فردا انجام دادم بازحرکاتش صفربود بستری شدم اولش زایشگاه سعی کرد طبیعی بچه به دنیا بیارم همش معاینه میکرد و معاینه تحریکی دردم میومد رحمم بسته بود بعد ۲روز بستری ۲سانت شدم اونم با ۷تا آمپول فشار 😭😭خیلی درد کشیدم خیلی آخرش ساعت ۲ظهر کیسه آبم پاره شد دردام بیشتر شدن بازم دوسانت بودم تا ۸:۴۵شب درد کشیدم بچه به دنیا نیومد ظربانش خوب نبود حتی حرکاتش بردن اتاق عمل ساعت ۹ سزارین شدم دکترم گفت بند ناف دور گردن بچه بود این همه زجر کشیدی آب دور بچه نبود بخاطر اینکه کیسه آب پاره شده بود نزدیک بود بچم خفه بشه اگه زودتر سزارین نمی‌شدم 😭😭خدایاشکرت سِلما ی من سالمه خداروشکرت بابت هدیه نازت ❤️❤️

تصویر
۱۳ پاسخ

خدا لعنت کنه بعضی دکترا رو .خب سزارین کنید بره همون اول

چن هفته بچه دنیا اومد؟؟ وزنش موقع تولد چند بود چون منم قراره زود سزارین بشم

آخی عزیزم خیلی اذیت شدی ولی شکر خدا دخترت خوبه الان همین کافیه بخدا مهم اینه هر دوتا تون سالمید خدا برات حفظش کنه انشاالله🥰❤️❤️

ای جان جیگر چند بودوزنش؟

امپول فشارم خیلی زدی،یه زنی رگ تو سرش پاره شدمرد زود سز میشدی و تمام دیگه

خداروشکر با همه سختیا سالم و سلامت بغلش کردی🩷💗
چند کیلو بود گل دختر؟

عزیز دلم‌ عروسکک

منم این بلا سرم آوردن آخرم سزارین شدم

خداروشکر

مبارک باشه عزیزم زردی نداره؟

وقتی حرکات صفر بود‌چرا طبیعی اصرار داشتی؟؟؟زود سزارین

ای خدا جان 😥 چقدر ما مامانا قوی هستیم با این همه زحر و سختی🥲

عزیزم ان شالله زودی سرپا بشی با دخمل گلت کیف کنی

سوال های مرتبط

مامان ماهلین مامان ماهلین ۲ ماهگی
و منم هم زایمان کردم تحربه من از یه زایمان بد و پرخطر😐
جمعه ساعت ۱۲ بستری شدم با دوسانت نیم ساعت یک کیسه ابم پاره شد امپول فشارم بهم زدن دردای بدی داشتم تا ساعت شیش عصر خیلی درد داشتم فقط چهار ساعت باز شده بود امپول اپیدروال زدم بخاطر درد زیاد تا ۹ شب درد نفهمیدم خیلی میومدن معاینه میکردن تا کمک کنن دهانه رحمم باز بشه انواع ورزش روم انجام دادن اتاق پر خون بود ساعت ۹ شب ۶ سانت بودم دو تا همزمان سرم فشار بهم وصل کردن بی حسی امپول پریده بود دردام شروع شد بود داشتم میمردم همش معاینه میکردن تا ۱۱ شب ۸ سانت بودم ماماها به دکترم میگفتن پیشرفتی نداره بیشتر از ۸ سانت باز نمیشه دکترم میگفت ن خوبه ۱۲ شب شد باز نشد همش میگفتن مادر فرزند از دست میدیم دکترم قبول نمیکرد حالم خیلی افتضاح بود در حال مردن بودم اخر گفت تا دوشب صبر کنید باز نشد بیارید اتاق عمل دو شد من ۸ سانت بودم دیگ داشتم بیهوش میشدم اخر بردن سزارین بچه رو برداشتن من زایمان کردم