۳ پاسخ

بهش بگو تا وقتی منو بابا کنارتیم از هیچی نترس بگو من ۹ ماه ازت مراقبت کردم هنوزم مراقبتم سعی کن ببشتر از خودتو و همسرت بگی تا دلگرم بشه

عزیزم نگرانیت کاملاً قابل درکه خیلی از بچه‌ها ی وقتایی یهویی از چیزی می‌ترسن یا رفتاراشون عوض میشه، مخصوصاً اگه ی اتفاقی باعث ترسشون شده باشه..
بهتره با آرامش باهاش حرف بزنی، بهش احساس امنیت بدی و شب‌ها براش قصه بخونی یا چراغ خواب بذاری اگه دیدی این حالت ادامه‌داره، بد نیست ی مشاوره کودک ببریش تا مطمئن شی مشکلی پشتش نیست.

چند سالشه؟
تنها میخوابه شبا؟

سوال های مرتبط

مامان اوینا و ادرینا مامان اوینا و ادرینا ۸ ماهگی
مامان کیان💙 مامان کیان💙 ۴ ماهگی
خانوما من
پدر شوهرم 9ماه که فوت کرده شهرستان بودن
از وقتی که فوت کرده مادرشوهرم با هرکی که می‌ره شهرستان میاد قم پا میشه میاد
خونه هر کدوم از عروسا یه هفته میمونه من الان باردارم خونمون بنایی هست اتاق پسرمو درست میکنم
دفعه قبل که اومد من مجبور شدم شیاف استفاده کنم برای اینکه هم خیلی کار میکردم هم خیلی اعصابم تحت فشار بود
میاد شوهرم اصلا پیشم نمی‌خوابه انگار نه انگار که من هستم
از اون سمتم هی تو همه چی دخالت می‌کنه به شوهرم دستور میده
به خودم کاری نداره
اما هرجا میرم دنبالم میاد
برم اتاق میاد جلوی در اتاق ببینه چی کار میکنم
الان دوباره اومده قم من نمی‌دونم چی کار کنم
می‌دونم که شرایط من اصلا براشون مهم نیست اینو با چشم خودم دیدم که میگم
فقط چی کار کنم کنار بیام با این داستان
چون می‌دونم تا آخر هی میخواد بره بیاد
از اون سمتم آدم بی زبونی هستم خجالت میکشم به شوهرم بگم نیاد خونمون
اگر بگمم هی ناراحت میشم وای من گفتم نیاد اهش آخر منو میگیره🙃🙃

شیر خشک
فرزند پروری
شیاف
بارداری