۱۳ پاسخ

با دعوا که چیزی حل نمیشه کم کم باهاش کار کن

عزیزم با عصبانیت که نمیشه اولا نمره ندارن اخرسال همه بچه ها قبولن دوما تازه 8ماه مونده تاتعطیلی انقدددددفرصت داره ک یادبگیره غصه نخور همه که ازاول بلد نیستن کم کم یادمیگیرن کلاس اوله دیگ چه انتظاری داری دبیرستان نیس ک نقاشی یادش بده البته توکلاس خودشون یادمیدن فقط دعواش نکن زده میشه آروم آروم یادش بده. برا تقویت انگشتاشم خمیربازی بده بازی کنه بگو مثلا باخمیرت برام یه نون درست کن یه ماشین درست کن حتما هم برانوشتن ازمدادسه گوش استفاده کن ک تو دستش راحت باشه

نباید دعواش کنی خوب

عزیزم من پسرم سه سالگی مداد درست دستش نمیگرفت گفتن نرمال نیست اون موقع بردمش کاردرمانی و اینا یک سالی
شما خیلی دیر به فکر افتادی

ولی در کل زود فرستادی بهتر بود سال بعد بفرستیش

خودت دستشو بگیر تا عادت کنه
فیلم آموزشی مداد گرفتن تو نت هست
خیلی از بچه ها باید یه مدت آموزش مداد گرفتن داشته باشن

یعنی متولد ۹۸

ازین خط کش شابلونی ها بگیر برای شروع نقاشی با اون تمرین کنید شاید راحت تر باشه

بچه نیمه اولی همینه طفلی ها مغز وبدنشون اونقدی کشش ندارکه بتونن همه چیز وتوش نگه دارن کاش امسال نمیفرستادید مخصوصا که پسرا یکم کند ذهن ترن نسبت به دخترا

پیش نرفته؟؟

6سالگی کلاس اول فرستادید؟
یا 6سالش تمام شده به نظرم یکسال عقب بندازید بعد بفرستید چون اینجور بچه خیلی ضربه میخوره

پیش دبستانی نرفت که باهاش کار کنن؟

منم پسرم این جوری بود اختلال داشت فقط کلاس خصوصی رفت خوب شد الآنم کلاس سوم بازم میره

سوال های مرتبط

مامان بنیامین جون مامان بنیامین جون ۱۳ ماهگی
چقدر عشق درونی کودکیم این روزا تو بدنم فعلا شده دوس دارم مثل کودکی هایم بشینم نقاشی بکشم در بخونم
کار دستی قشنگی درست کنم یادش بخیر کلاس شیشم بودم
ماکت آرامگاه سعدی و حافظ درست کردم تو مسابقه بزرگ برده شدم میخواست از چندتا از مدرسه ها دانش آموز نمونه و هنرمند ببرن جمکران پدرم نذاشت چقدر گریه کردم بعد از اون دلم خیلی شکست هنرم کنار گذاشتم الان باز هوس میکنم دفتر نقاشی و نداد رنگی میداشتم نقاشی میکردم
حالم باهاش مثل قبل خوب میشد از افسردگی در میومدم
ب همسرم میگم روم می‌خنده میگه بچه هستی مداد رنگی و دفتر نقاشی میخواهی تو مادر شدی زشته بشینی نقاشی بکشی
کل تو درونم حرف بد می‌ریزم و گریه میکنم من ن خواهر دارم ن برادر ن پدر ن مادر تک و تنها هستم خانواده شوهر ک ظالم هستن
از ده سالگی مادرم از دست دادم بعد اون هیچ وقت کسی نبود درکم کنه😭😭😭همیشه با خودم میگم کاش مادرم بود درد و دل میکردم درکم میکرد مثل کودکی با کوچکترین چیزی ذوق میکنم
الآنم مثل کودکی هستم کسی درکم نمیکنه
یادم نیس بعد مرگ مادرم کسی منو خوشحال کرده باش همش نامهربانی میبینم