سلام..امشب خونه مادرم بودیم..بعد خواهرم هم بود.. دخترم با بچه های خواهرم میفته یه لحظه هم نمیشینه..کاش فقط همین بود..مدام سروصدا..بچه های شما هم اینطورن؟؟ یکی از دختر های خواهرم از دخترم بزرگتره کلاس دومه.. بعد تا یکی ایفون رو میزنه یا میاد تو یهو حیغ میزنه.. بلند.. مثلا میگه بابا اومد..بابا..با جیغ.. خواهر های خودش و دختر من یاد گرفتن بعد یکی میاد یهو همه جیغ میزننن.. یه وضعی.. هرچی هم بهشون تذکر میدیم باز دفعه بعد تکرار میکنن..بعد منم اعصابم نمیکشه دخترم رو دعوا میکتم ..مثلا امروز از صبح به دلایل مختلف بهش تذکر دادم..دیگه اخر شب مامانم عصبانی شد گفت بقیه هم دارن صدا میدن چرا اینو فقط دعوا میکنی..دست خودم نیس واقعا مغزم درد گرفته بود..گفت دیگه زودتر نیا خب..بزار سر شام بیا.. حرف مامانم بهم برخورد.. خب منم اذیت میشم که به بچم تذکر میدم.. ولی واقعا خسته میشم.. حالا خانواده شوهرم ..پسر خواهر شوهرم بزرگتر هم هست ..دخترشم کوچکتر..ماشاءالله انقد اروم تر هستن..مثل ادم بازی میکنن.. شماها بچه هاتون چجورین.. کار من اشتباهه؟؟
تب...بچه..واکسن

۶ پاسخ

دختر منم با پسر عموش به هم نیفتن اینقدر سر و صدا دارن راستش چون تنهاست اینقدر خوشم میاد میگم هیجانشون تخلیه میشه😅گاهی آدم اینجور میشه دیگه حوصله هیچ صدایی نداره مامانت حرف حق رو گفته بذار کیف کنن بازی کنن عشق کنن

خوش بحالت چه مادر مهربوني دارين.. خدا حفظش كنه.. دقيقا برعكس مادر منه🥲🥲😒
وقتي ميريم خونشون بقيه نوه ها هم هستن ، اوناي ديگه هركاري كنن خونشم بتركونن چيزي نميگه بهشون، فقط همه داد و بيدادهاشو سر بچه ي من ميكشه😭حتي پارسال جلوي شوهرم محكم زد توي كمر دخترم با مشت.. در صورتيكه همه بچه ها داشتن شلوغ كاري ميكردن..تازه ادعاش ميشه كه دخترمو دووس داره😞اصلا دوس ندارم خونه ش برم☹️

دقیقا شرایط ما

کار شما اشتباهه کاملا حق با مادرته ، نباید ناراحت بشی چون نوشو دوست داره ، دوست نداره جلو بقیه دعواش کنی ، خب حرف بدی هم نزده

من هروقت پسرخواهرم با شاینا خونه مامانم یا هرجا باهم باشن اینقدر خوشحال میشم میگم بزار این ساعتا برا شون خاطره بشه مثل بچگیای خودمون ولی همیشه مواظبیم کار خطرناک نکن ولی اصلا جلو بازیشون نمیگیریم بقدر بهشون خوش میگزره انرژیشون تخلیه میشه وقتی ازهم دورن همش از بازیشون تعریف میکنن منم خیلی ذوق میکنم

والا منم دقیقا شرایط شمارو دارم همش پسرمو دعوا میکنم که بشین سرو صدا نکن و فلان هی بکن نکن میکنم براش

سوال های مرتبط

مامان دخملی ها مامان دخملی ها ۵ سالگی
یه خواهر با دوتا برادر دارم
خواهرم یه دختر ب سن دختر بزرگه من داره و یه پسر ۱ ساله داره
خواهرم امروز اثاث کشی داشت بچه هاش از صبح پیش من بودن.غروبی دختر خواهرم گف گشنمه پسر خواهرم هم گشنش بود مادرشون براشون غذا گذاشته بود غذاشون ماکارانی بود از ظهر مونده بود مجدد اونو گرم کردم تا غذای خودم بپزه و بیارم هممون بخوریم.دیدم دختر خواهرم مونده رو دست غذاش ب دخترام گفتم بچه ها برین باهم بخورین ک کمکی ب دخترخاله بشه تا سیب زمینی سرخ بشه با سس بخورین تا غذای اصلی جا بیوفته و بیارم.دیدم شوهرم گف وقتی نمیخاد غذاش رو با کسی تقسیم کنه چرا ب دخترا میگی غرورشون لطمه بخوره گفتم چیشده مگ ادن اینجوری نبود ادمد اروم گف ک ب دختر بزرگمون میزاره باهاش بخوره ولی نمیزاره کوچیکه بخوره ،کوچیکه چنگالش رو زد بهش گف نکن غذای خودمه.منم دیدم سیب زمینی ها سرخ شدن ریختن بشقاب با سس دادم ب دخترا تا یه کم ضعفشون رو بگیره تا شام آماده بشه.این دختر خواهرم از اول با کوچیکه من مشکل داره اصن باهاش بازی هم نمیکنه.اصن نمیدونم چرا.ب دختر خواهرم گفتم چرا نذاشتی دخترخاله کوچیکه باهات غذا بخوره کاریت ندارم ب هیچکس هم نمیگم ولی بگو چرا جوابی نداد.واقعا حالم بده.دخترای من همه چیشون رو با دختر خواهرم با بچه های همسایه ها با دخترای فامیل شریک میشن چ خوراکی باشه چ اسباب بازی فرقی نداره اما این دختر خواهرم با دختر کوچیکه من مشکل داره...
مامان ایلین مامان ایلین ۵ سالگی
مامان 💖متین_متینا💖 مامان 💖متین_متینا💖 ۶ سالگی
مامانااااا دختر جاریم مهمونی دعوت شده . بعد هنوز برنگشتن تهران . ( کوچیکه ۱۵ ایناس ) زنگ زد ازم لباس قرض خواست بهش گفتم باشه بیا ببرم عزیزم . بعد انصافا من از جاریم چیز بد ندیدم و خیلی برام قابل احترام ( اما کلا یا بقیه اعضای خانواده همسرم قطع ارتباط هستیم ) الان مامانم میگه کاش نمی‌دادی باز میبرن جادو جنبل میکنن براتون ( منظورش جاریم نیست مامانم ها منظورش خب اینا الان خونه مادر شوهرم اینا میمونن لباس دم دست شون هست ک باز کاری کنن ) چون قبلاً هم خواهر شوهرم چندین بار برامون دعا گرفته . حتی علنی تو دعوای آخر ب شوهرم گفت رفتم دعا بگیرم جدا شی ازش راحت شی دیگه بچه دار نشو ازش ها ( اون موقع نمی‌دونستن من دخترم باردارم )



حالا ب نظرتون واقعا با لباس میتونن کاری کنن؟ مامانم شک انداخت ب دلم . از طرفی بچه اس میگم لباس نیاورده ی بار میخواد بره جمع دوستاش بپوشه بزار بدم





کودک فرزند فرزندپروری فرزند پروری. تب استامینوفن اسهال . دل درد کولیک اهورا نی نی