۱۲ پاسخ

خدا هرچی مادر شوهرم نفهمه از رو زمین برداره

وایی چه صبری داری بچه که شوخی نیس نده بچه رو کلا بهش.

داشتم ميرفتم حموم به مادرشوهرم گفتم ٩٠ تا شير بگير بده اومدم ديدم ١٢٠ داده ميگفت بخوره چاق تر شه
همشون شفت خلن😂😑

منم اوایل خیلی بهم گیر میدادن که نمیخواد اروغش رو بگیری یا حتی کمکی شیر خشک ندی یا پستونک ندی بهش منم همه این کار ها رو جلوی خودشون انجام میدادم شوهرمم جلوشون می‌گفت هر کار که خودت صلاح میدونی و فکر می‌کنی حال بچه و خودت بهتر میشه با اون کار همون کار رو انجام بده دیگه بهم گیر ندادن منم هر کار دوست دارم انجام میدم 😁

خداشکر توچند وقت زایمان کردم یک مادرشوهرم دیدم

خدا از مادرشوهرم راضی باشه با اینک تو ی حیاطیم ۴دپنج روز ی بار ی سر میزنه میره هیچیم نمیگه

بهش بگو خدا وقتی یکی رو مادر میکنه قلقشم یادش میده بعد بگو مگه شما از بچه ی اول همه چی رو بلد بودی ک الان اینجوری میگی

نده دستش بگو اجازه بدید اروغشو بگیرم میدمش بغلتون بعدم برو اتاق .
اگرم درباره تجربه چیزی گفت بگو مادرجون منم مثل دفعه ی اول شمام دیگه،تجربه کسب میکنم یا میگیرم. شمام با چنتا یادگرفتید دگ

انقدر بدم‌میاد از آدمهایی که ادعا میکنن همه چیز بلدن بگو اخه مادر خوب مادرشوهر خوب ما از زایمانمون ب بعد هزارتا تروما تجربه میکنیم دیگه شماها نشید غوز بالا غوز برای ما 🥲پروسه بچه دارشدن ب تنهایی یه تجربه فراتر از تصوره باید بذارن بخودمون بیایم بجای همدردی نباید امر و نهی کرد فقط

بچه منم رفلاکس داره دیروز دو بار خفگی بهش دست داد تو چیکار میکنی دارو هم میدی بهش امروز دکتر به من دارو داد

وااای عین مادرشوهر من ...بلدم میکنه یع کاری میکنه انقد از خودش تعریف میکنه ک حالم بهم میخوره ..ولی چاره چیه باید تحمل کرد زیاد نرو من نهایت هفته ای یه بار برم خونشون اونم چون مامانم اینجا نیست میبرمش ک اون ببرتش حموم خونمونم دعوت نمیکنم ک بیاد

ای بابا امام از این دخالت ها😔

سوال های مرتبط

مامان زندگی مامان مامان زندگی مامان ۲ ماهگی
سلام مامانا بیاید یکم درد و دل کنیم
پسرم خیلی داره عادت میکنه به مادرشوهرم دارم دق می‌کنم دیگه اینقد که پیش اون آرومه پیش من نیست
خونمم طبقه بالا مادرشوهرمه شوهرم وقتی میبینه بچه بی قراری میکنه یازنگ میزنه مامانش بیاد بالا ببینه چشه یا میگه من میبرمش پایین توام بیا پایین
بعد همش مادشوهرم به بچم میگه مامان و پسرم و هی از این حرفا
یا وقتی میخوام پوشک عوض کنم سریع میاد خودش دیت به کار میشه میگه تو برو کنار خودم پوشک بچمو عوض می‌کنم تو بلد نیستی ( همشم گند میزنه یا به پشت لباس بچه یا زیراندازش یا اصلا زیر انداز نمیندازه چند روز پیش تشک منو به گند کشیده بود)😔
یا وقتی جایی میخوام برم میگه نه حق نداری بچه را ببرید هرجا میخواید برید خودتون برید من نگهش میدارم
بچم اینقد که برا اون میخنده برا من نمیخنده😔
دیشب شوهرم پیشش به شوخی بهم کفت نگا انگار تورو زیاد نمیشناسه مادرشوهرم زد زیر خنده ولی من جیگرم کباب شد با این شوخی
اومدم خونمون باشوهرم بحث کردم گفتم چرا اینجوری گفتی و اینا بعدم به مامانت بگو به بچه من نگه مامان بچم فقط یه مامان داره اونم منم شوهرم کلی بدش اومد بهم میگه حساس شدی و اینا بعدم میگه چرا دیشب که پایین خوابیدیم مامانم گفت تشک بچه را بیار بنداز پیش من بخوابه تو با تشر گفتی نه بیارش پیش خودم مامانم ناراحت شد منم گفتم باید بفهمه بچه باید پیش مامانش بخوابه بی مادر که نیست بچم
توروخدا شما باشید چکار میکنید؟
حالم خییییلیییی بده🥺🥺 توروخدا راهکار بدید چکار کنم
نگید نرو پایین چون من نرم اون میاد بالا میمونه🥺
یعنی میخوان بچمو ازم بگیرن؟🥺😭