۹ پاسخ

از اول که قدش میرسید باید درو قفل میکردی که عادت کنه الان سخته

ما هم تو یه ساختمونیم پدر ظوهرم صدا میکنه بچم بره پیششون اوایل رفت وقتی اومد من با شعر و داستان گفتم کارت اشتباهه
چند بارم مراقبش نبودن ترسیده یا تا میاد بپر بپر کنه میگن نکن و ...
دیگه خودش نمیره پیششون
هر چیم صدا میکنن هیچی نمیگه اروم ب من میگه مامان هیچی نگو درم باز نکن مراقبم نیستن منو تنها میزارن و ...

هرچی گریه کرد درو باز نکنید چون گریه کردن اخرش در باز شده همیشه همین کارو میکنن یا فقط یه ساعت بره وبیاد وبرید‌دنبالش.
یا قانون بزارین اگه گوش نکرد بار بعد اجازه ندین بره خونه مادر بزرگش

به مادر شوهرت بگو در باز نکنه بعد خودت در ببند هر چقدر گریه کنه در باز نکن بچه با گریه هیچیش نمیشه منم با دوتا جاریم یه ساختمون هستیم دخترم با پسرش همسن هستن دخترم عادت کرده بود میرفت بالا بعد پسر اون هم میومد رک بهش گفتم پسرت نیاد دخترم بد عادت میشه نزاشتم دخترم بره گریه میکرد محل نمی‌دادم دیگه خوب شده هرموقع میگه برم بالا میگم نه

با گریه هم باز نکن اصلا اجازه نده

از تنهایی چون میدونه تو رو داره میخواد دنیایی بیرونا امتحان کنه شما بهتر مثل من ب فکر بعدی باشی

باگریه ام باز نکن درو

بگو مادرجان لطفا درشو وانکنید

سلام بچه منم همین طوریه هرکاری بکنی بازم میرن مگرهرروزببریش بابچه هابازی کنه

سوال های مرتبط

مامان یزدان مامان یزدان ۳ سالگی
سلام مامان ها عزیز پسر من تقریبا ۳ سالشه و من بهش یی بازی رو یادش میدم ک با خودش بازی کنه ولی متاسفانه اصلا نمیتونه با خودش مشغول باشه همش دنبال من و حتی میبرمش پارک با اینکه بلد دوچرخه سواری اصلا نمیخاد برونه میخاد من کلا کنترش باشم و کل توجم ب اون باشه همین ک توجهمو میکشم بازی نمیکنه تو خونه هم من اشپزی میکنم یا گریه میکنه یا وسایل اشپزخونه رو خراب میکنه از لجش منم اعصبی میشم تو بیرونم یکی رو میبنه دیگه فکرش کاملا میره سمت اون و بعضی وقتا وقتی یی نفر ک زیاد ندیده یکم باهاش حرف میزنه اگ بره یا کلی گریه میکنه پش سرش ک منم میرم و یا میره و باهم دعوا میکنیم وقتی جایی میرین میخاد لباس بپوش کلی اذیت میکنه من و بعد پوشیدن هم کلا نمیخاد بیاد وقتی هم بهش توجه نمیشه کلا لج میکنه یا میپره سر و صورتمون یا کارهای ک گفتیم نکن میکنه یا میزنه میشکنه هرکاری میخام بکنم خستم میکنه و یا پشیمونم میکنه ۳ سالشه هنوز یبار م ارایشگاه نرفته چون میگه از موزر میترسم حموم رفتنی جیغ داد نمیزاره اصل بدنشو بشورم اصلا متوجه نیست ک وقتی میره بیرون وسط خیابون نره کاراش دیونم کرده منم خیلی خسته میشم و سرش عصبی میشم وپدرش میگم ک بریم روانشناس من برم یا بچه میگه ن و ناراحت و نگران خاطرات ک باهاش میسازم هستم لطفا اگ کسی اگاهی داره راهنمایی داره ب خاطر بچم ک روحیش خراب نشه راهنمایم کنه ممنونم
مامان زهرا🐣🐥 مامان زهرا🐣🐥 ۲ سالگی
خانما دخترم خیلی گریه میکنه الکی خیلی ها یعنی از صبح تا شب دق میده منو
برای هرچی میکنه باهاش بازی میکنم گریه میکنه نمیکنم گریه میکنه
دفتر شو میاره نقاشی بکشم براش میکشم گریه میکنه نمیکشم گریه میکنه
آب میخواد با گریه میخواد
یعنی هرچیزی که فکر این گریه میکنه حالم بهم میخوره از همچی
از صبح ساعت ۷ونیم ۸ بیدار تا ۱۰ شب فقط قر میزنه
هیجا باهاش نمیتونم برم نه بازار نه پارک تو پارک تو نوبت واینمیسته برای تاب همش گریه میکنه تو خونه هم تاب داره هم سرسره
توی مغازه واینمیسته برای خرید همش میره بیرون
دیگه دارم شک میکنم مشکلی باشه
تاخیر هم داره دخترم تو همه چی راه رفتن و حرف زدنش همه کاری
قبلا مغز و اعصاب برده بودم برای تاخیر حرکتیش تاخیر ش بهتر شده همش باهاش کار میکنم توی خونه
فقط گریه هاش روی مخمه
الانم میخام ببرم ولی باز میترسم ببندم به دارو های مغز اعصابی که برای گریه هاش باشه میگن بده
نمیدونم چیکارکنم شایدم ببرم پیش روانشناس بگه چشه
بدنم دیگ نمی‌کشه
به نظرتون عادی الکی گریه کردن؟ بچه ای دیدین اینجوری توی چه سنی خوب میشن؟
کامل حرف نمیزنه ولی خب بازم منظور می‌فهمونه
توی فامیل داریم بچه ۳سال نیم که اصلا حرف نمیزنه به جز ماما و بابا ولی خیلی آروم اصلا گریه نمیکنه حرف گوش کنه
من واقعا نمیدونم چیکارکنم خستم😔😔