۸ پاسخ

هفت سال هنوزم بچس عزیزم چرا فکر میکنید بزرگ شدن؟در عین محبت کردن اقتدار خودتونم ب عنوان مادر حفظ کنید کم کم ب خودشون میان

بچه ازمحبت زیادی هار میشه کلا هرادمی از محبت زیادی دور ورش میداره...جدی باش وبزارازت حساب ببره ...بچه عزیزه اماتربیتش عزیزتره بچه باید حساب ببره

یه روز با معلمش هماهنگ باش .بگو من اگر تکلیفش رو نصفه آورد در جریان باشید که موضوع تربیت کردنش هست.. بعدش رها کن اون روز ...بذار به خودش بیاد بجنبه.. بچه یه جایی باید ریست بشه انشا.. شل نره بالا توی زندگی

بس که بهشون رو دادیم.
سکوت بهترین جوابه در مقابل رفتار اینا.
اینا در مقابل نصیحت و تذکر و تکرار اشباع شدن .وقتشه که یکم بی توجهی و سکوت کنی.
تو بیدار شو کارهای خودت بکن وقت رفتن که اگه خودت میبریش برو کفشت بپوش بگو من دارم میرم .
کل کل نکن باهاش .

دقیقا مث پسر من با این تفاوت ک پسر من مدام مریض میشه و هر چی بهش میگم که خوراکی واست بده و نباید بخوری تا خوب بشی ولی گوش نمیده و از همه دوستاش قایمکی میگیره

پسر منم خیلی اذیت میکنه میگن ببرش بیرون بگردونش دورش بزن میبرم دهنمو سرویس میکنه میارمش اصلا نمیتونم چیکار کنم

سلام عزیزم یه روز که خونه بود باهاش حرف بزن بگو بیا بازی کنیم بعد توی بازی جاهاتون رو عوض کنید بگو من میشم بچه تو همون کارایی که خودش میکنه انجام بده وسطای بازی خودش میکشه کنار وبعدبهش بگو ببین تو با من اینجوری رفتار میکنی و براش توضیح بده

دقیقا مثل دختر من از محبت زیادی افتضاح شد

سوال های مرتبط

مامان شاهزاده محمد مامان شاهزاده محمد ۵ سالگی
#فرزند پروری
#کودک
سلام خانما خوبین
.کسایی ک بچه هایجیغجیغو دارین چیکار میکنین

من رددددد دادم،،
مشاور هم بردم ولی اما اون راههایی ک رفتیم رو اون میگه

کسی تجریه شخصی داره
گاهی دیکه دست و پام میلرزه
خدا نکنه چشمش ب سخص ثالت بیفتههههه
چنانپرو و گستاخ میشه

با لحن طلب کارانه صحبت میکنه
ک دوس دارم فقط بزنمششششش
امانمیشه

دیگه نمیدونم چیکار کنم🥺😫😫😫😫😫
خیلی راه و روش ها رو رفتم
ک الاناز بس جوش زدم حال نوشتن ندارم

اون موقع مثلا گرسنه ش بوده،البته ک بهونه ش بود
با داد و بیداد و پررویی میگه

از این ورم این مهمان عزیز،دخالت تو کار بچه
ک این هر کار خواست بکنه اشکال نداره،اسمش بچه س
بزار هر جور میخاد بگه
وقتیم خودش با بچه لج میکنه کسی نمیتونه صحبتی کنه

هییییی هز چیمیخام خودم نگه دا م نمیشههههه
خصوصاپیش بقیع ،،
امامگه میزاره ی دیقه ذهنم آروم باشهههههه
؟؟؟
شماها چجوری صبوری و مدارا میکنین ،هر روز و هر لحظه؟؟؟؟؟.
تو رو خدا ب منم یاااااد بدیننننن😮‍💨🥲
مامان آدریان مامان آدریان ۶ سالگی
تب انفولانزا فرزندپروری سرماخوردگی بچه فرزند پروری تب
دوستان من دوسال پیش طلاق گرفتم، شوهرم خیانت میکرد، رفیق باز بود، بیکار بود خرجی نمیداد، ادم خیلی بی مسئولیتی بود اصلا براش مهم نبود و من بچه چی میخوریم چی میپوشیم پول نداریم
خانوادم باهاش مخالف بودن و ازش بدشون میومد همش چه تو روش چه پشت سرش توهین و بی احترامی بش میکردن
فقط یه چیزی که بود اهل دعوا داد و بیداد فحش کتک اینا نبود
در کل نه سودی داشت نه ضرر کلا انگار تو زندگیم وجود نداشت این مدت که خونه بابامم خانوادم خیلی اذیتم میکنن مامانم و داداشم
مامانم بام دعوا میکنه عین کلفت با من رفتار میکنن هرچی دلش بخاد بم میگه فحش میده
یه داداش مجرد تو خونه دارم بچمو اذیت میکنه دعوا میکنه میترسونه الان بچم بشدت ترسو هست حتی روز روشن تا دسشویی هم نمیره
بچم بارها گفته دلم برای بابام تنگ شده بابام میخام بدون من نمیره پیش باباش چون هم ترسو شده هم وابسته
صبی میگه همه بچه ها مامان و بابا دارن ولی من فقط مامان دارم بابام نیست
بچه های داداشم و خواهرم همیشه تو جمع خانوادگی پیش باباشون میشینن بچه من با حسرت نگاشون میکنه م
از یه طرف خودم اصلااااااا دوسش ندارم هیچ ذوق و شوقی نسبت بهش ندارم
یه طرف دلمه یه طرف بچه‌ام
بنظرتون پا روی دلم بذارم بخاطر بچم برگردم؟؟
البته البته البته ناگفته نماند که من دیگه خونه بابام واقعا جای موندن ندارم باید هرطوریه برم
منتها تنها نمیتونم زندگی کنم خرج دارم میگم بچه نگه دارم یا سرکار برم
و اینکه یه کارایی تو خونه بلاخره مردونه هست و من از پسش برنمیاد
در کل بخام بگم از لحاظ عشق و احساس دلم نمیخاد برگردم ولی از نظر منطقی یه جورایی مجبورم