۱۳ پاسخ

اخی عزیزمم پسرو دختر نداره بخدا همه بچه ها همینن همش مارو دق میدن دختر من دیروز افتاد دهن و دماغش داغوون شد ینی دلم کباب شد براش خیلی گناه دارن🥲🥲

من‌یه بار اینجوری شدم یه جیغی زدم یا ابوالفضلی گفتم بچم افتاد به گریه . مامانمم پیشم بود اون که داشت از حال میرفت .‌دیگه خودمو کنترل کردم و باهاش آب بازی کردم دهنشو شستم . نفهمیدم خون از کجا بود اما بند اومد زود . دهنشو باز نمی‌کرد ببینم . در کل عادیه که هول بشی و هر واکنشی نشون بدی . این که تونستی خودتو کنترل کنی خیلی خوبه . بهترین کارو کردی . هیچکس الگوی کس دیگه نمیشه . همه مامانا با هم متفاوت و همشون هم بهترین مامانن واسه بچشون . خدا برات حفظش کنه . به قول خودت پسر بچن. باید عادت کنی.

اشکال ندارد دختر کنم امروز از رو صندلی افتاد چنان بینش ضربه دید که ورم کرده

الهی بگردم برات
منم عادت ندارم ب شیطنت پسر بچه . هول میکنم . گریه میکنم . ولی تند تند جمعش میکنم .

آی امان از ما مادرا ک هنوز خودمون بچه ایم 😓منم همینطورم تا بچم حتی لباش جم می‌کنه گریه کنه من زودتر گریه میکنم

منم وحشتناک ترسو بودم ولی خب دارم تمرین میکنم مسلط باشم
تا ی چیزی میشه نگام میکنه ببینه واکنشم چیه من آروم میگم چیزی نیست درست میشه اونم نمیترسه

اخی الهیییی
خیلی مواظبش باش گلم
دوره ی سختی هس
خوبه بازم به خیر گذشته
منم ددستو پامو گم میکنم🥲

منم خودمو میبازم . دختر منم خورد زمین دهنش خون اومد . یه جوری محکم میزدم تو صورت خودم که بچه از حرکاتم ترسید . بعدش چقدر خودمو سرزنش کردم .

اره برا من دیروز اتفاق وحشتناک تر افتاد داشتم سکتهههههه میزدم
رفتم تراس. پسرم. در تراسو رو م بست
اون اونور گریه میکرد من اینور
هرکاری میکرپمممممم در باز نمیشد یا کنده نمیشد
شیشه تراسووو نمیتونستم بشکنم چون پسر نمیرفت کنار فقط وحشتناک کریه میکرد هی توضیح میدادم درو باز کنه نمیتونست نیم ساعت اونجوری بود من دیگ شیشه پنجره رو شکستم تا شکستم یهو پسرم درو باز کرد
هنوز تو شکم که چجوری بست
چجوری تو نست باز کنه
فقط خدا رحم کرد

بدترین اتفاق برا منم این بود از ایوان افتاد۱٠ماهگی🙂💔مردم و زنده شدم و دبگه ادم سابق نشدم از اون موقع ترس و استرس و سردرد موند روم

الهی بچم
منم خیلی هول میکنم
نمیدونم گریه میکنم و جیغدو داد

درکت میکنم مامان جان
پسر من درحال بازی پاش گیر کرد محکم خورد گوشه میز تلویزیون انقدم تیزه لبش و لثه ش قاچ خورد تنها بودم توخونه وقتی دیدمش دهنش پر خون شده دستام میلرزید جوری ک نمیتونستم دستمال و بزارم رو لبش منم پا ب پاش گریه میکردم 🫠

با تکرار و تمرین

سوال های مرتبط

مامان آراد💙 مامان آراد💙 ۱ سالگی
دیدین وقتی یه کرم میخوای بزنی زیاد میاد بیرون بعد سعی میکنی اضافه هاشو از اون سوراخ کوچیک بکنی تو هی فشار میدی همش پخش میشه دورش باز جمعش میکنی وسط فشار میدی داخل ....
موقع غذا دادن به آراد دقیقا همچین حسی دارم 😂😂😂
دهنشو دو روزه باز نمیکنه به زور از لای لباش باید فشار بدم بره تو همش پخش میشه دور دهنش باز جمعش میکنم از اول 😂
کلی باید دلقک بازی در بیارم تا بخوره 😫
تازه حساب کنید رو صندلی غذا هست ـ تلویزیون داره نگاه می‌کنه ـ اسباب بازی هم جلوشه بازم باید به بدبختی بدم بهش
حالا از دیشب کشف کردم که یه اسباب بازیشو با دهنم میگیرم بعد می‌خنده میاد از دهنم بکنه برداره تا می‌خنده قاشق رو میکنم داخل 😂😂
یادش بخیر اوایل که به دنیا اومده بود میومد خمیازه بکشه من پستونکو هل میدادم تو دهنش همسرم میگفت این چه کاریه میکنی اون دهن برای یه منظور دیگه باز بود 😂😂
حالا هم تا میاد خمیازه بکشه یا بخنده قاشق رو هل میدم تو دهنش 🥴😂
اره خلاصه درسته که آراد کلا شکموعه
ولی منم خون دل ها خوردم تا به اینجا رسیده و یکم تپل شده😂🥴🥴
راستی اگه بچه تون غذا نمیخوره یه چیز دیگه هم کشف کردم دیدین وقتی میخواین به کسی غذا بدین ناخودآگاه دهن خودتونو باز میکنید
حالا از همین روش استفاده کنید یه چیزی بدین به بچه که هی به شما بده بخورید حالا یا خوراکی یا همون اسباب بازی مثل من که چرخ اسباب بازی رو بین لب هام گرفته بودم بعد همون موقع که اون میاد بذاره دهن شما خودش هم یکم دهنش باز میشه سریع قاشق رو هل بدین تو 😂😂
موفق باشید خلاصه 😅😅😅
مامان آریا مامان آریا ۲ سالگی
تجربه افتادن از تخت

حدود یک ساعت پیش آریا رو خوابونده بودم وسط تخت (مسافرتیم و تخت نداره خودش اینجا) دو طرفش هم بالش گذاشته بودم و خودمم کنارش روی صندلی نشسته بودم ، در حد ۵ ثانیه رفتم که آب بخورم دیدم بلند شد انگار دنبال من میگشت از روی بالش کنارش خودشو با صورت انداخت زمین 🥲 ارتفاع کمتر از یک متر بود و من سریع دوییدم گرفتمش هنوز بدنش کامل نیومده بود رو زمین ولی همونجا دیدم دماغش و لبش خونی شده ولی زیاد نبود خونش ، حدود ۵ دقیقه گریه شدید کرد بعد ۱۰ دقیقه دل میزد و تو بغلم سرشو گذاشته بود رو سینم تا آروم شد بهش آب دادم خورد صورتش رو تمیز کردم به بینیش دست زدم دیدم درد نداره ورم زیادی نکرد کمپرس یخ گذاشتم و خونش بند اومد ، بعدم حدود ۴۵ دقیقه بازی کرد و میخندید و حالتاش طبیعی بود و الانم خوابید چون تو خواب افتاده بود هنوز خوابش میومد ، من به شدت حالم بد شد اون لحظه و الان واقعا عذاب وجدان دارم که چرا تنهاش گذاشتم ، اما گفتم بگم بهتون بدونین یا روی زمین بزارین بچه ها رو یا اگه روی تخت میزارین به بالش اکتفا نکنین حتما خودتون کنارشون باشین 🥲
مامان الیسا مامان الیسا ۱۳ ماهگی
سلام خانما. امروز ظهر دخترم سرش خورد لبه میز. قسمت بالای ابروی راستش تقریبا تو برآمدگی پیشانی یکمی اندازه نصف عدس خون اومد. دست کشیدم خیلییییی کم تو رفتگی هم داشت. یعنی زخمش خیلی عمیق هم نبود. چندبار دستمال گذاشتم خونش بند اومد، بعدشم کمپرس یخ گذاشتم. از زور گریه و خستگی خوابش هم میومد، ولی نذاشتن بخوابه گفتم شاید بد باشه. تهوع و استفراغ و اینا هم اصلا نداشت، اتفاقا تازه هم غذا خورده بود قبلش. همونجور که ناارومی داشت و یخ رو پیشانی میذاشتم و برمیداشتم یکم براش فیلم گذاشتم، باهاش بازی کردم، یکی دوبار هم خندید ولی زیاد حوصله نداشت. بعد که دیدم حالش خوبه گذاشتم بخوابه. تقریبا یه نیم ساعتی مثل همیشه خوابید و بیدار شد. ولی تا عصر یا شب همونجای زخم گاهی لکه خون میومد بیرون. یعنی در حد که دستمال میکشیدم به جای زخمش لکه خون میمود رو دستنال. ولی اینحوری نبود که مثلا خون چکه کنه.. انگار هرچی پاک میکردم بدتر بود.. دیگه ناچارا پاک نکردم تا همون حالت لکه خون که در میاد خشک بشه و بند بیاد. تا الانم حالش خوب بوده و بازی میکرد. امشب هم پماد تتراسایکلین براش زدم و چرب کردم که کمی جای زخم خوب بشه. ولی در کل یعنی با این شرایط وضلیتش اوکیه؟؟ دیگه موردی پیش نمیاد یعنی؟؟؟