۷ پاسخ

من ک بی حسی بودم کلا 2 بار ماساژ دادن اونم هیچی نفهمیدم چون بی حس بودم

مبارک باشه عزیزم قدمش پر از خیر.
منم بیمارستان عرفان بودم کل هزینم با اتاق خصوصی و پکیج کامل عکاسی شد ۴۸ میلیون
ماساژ‌رحمی‌را اصلا متوجه شدم چون توی بی حسی انجام دادن.
دکتری که بی حس کرد یه خانم سن بالا بود ولی واقعا عالی بود هیچی‌نفهمیدم حتی سوزن وارد‌کردن به کمرم را.
پمپ درد من بدنم بهش واکنش‌نشون داد و به جای اینکه خوابم ببره بیشتر خمار شده بودم و شل شده بودم مثل معتادا خیلی حس بدی بود گفتم پرستار کلا باز کرد پمپ درد را

🥲🥲🥲🥲ماساژ رحمی و سوند کابوسم شده🥹

بیمارستان خصوصی بودی

پس فعلا تو اول راهی

ماساژ رحمی چیه؟ شکمت برگشت به حالت قبل ؟

پمپ درد از بیمارستان بگیریم یا بخریم ببریم

سوال های مرتبط

مامان نیلا🐥 مامان نیلا🐥 ۹ ماهگی
خب پارت دو داستان سزارین
وارد اتاق عمل شدم نگم که چه استرسی داشتم و مثل بید میلرزیدم منو تحویل اتاق عمل دادن مستقیم رفتم رو تخت اتاق عمل نشستم آمپول بی حسی به کمرم زدن و اصلااااا هیچی حس نکردم واقعا خیلی خوب بود و اصلا درد نداره نگران نباشید
آروم کمکم کردن خوابیدم دستامو بستن پرده رو کشیدن و دکترم کارو شروع کرد همش حس میکردم دکترم داره با شکمم کشتی میگیره 😅 یعنی فشار رو حس میکنید ولی به هیچ وجه متوجه درد نمیشید
دخترم به دنیا اومد آوردن نشونم دادن و بردنش کاراشو انجام بدن
دکتر منم داشت بخیه میزد و من همینجوری داشتم میلرزیدم بهم آمپول زدن لرزشام رفت و عملم تموم شد بردنم ریکاوری تو ریکاوری یه بار ماما شکممو فشار داد یه بار دکتر که بی‌حس بودم متوجه نشدم بعد که حسم رفت ماما اومد گف باید ماساژ بدم منم سفت‌ دستشو گرفتم و نمیذاشتم چون خیلی ترسیده بودم اما آروم فشار داد و خیلی درد نداشت
موقع تحویل به بخش هم دوباره پرستاری که اومده بود منو تحویل بگیره فشار داد که اونم درد نداشت البته درد داشتااا ولی قابل تحمل بود
پارت بعدی رو هم سعی میکنم زود بذارم از لحظه ای که وارد بخش شدم
مامان رقیه سادات مامان رقیه سادات ۱۳ ماهگی
قسمت ۸
.۱۱ونیم بیحس شدم همون لحظه که سوزنو زد به کمرم بیحس شدم و اصلا هم سوزنش درد نداشت خوابوندنم رو تخت یه چی زدن جلو صورتم و شروع کردن ۱۱ ونیم که شروع شد ۱۱و ۴۰ دقیقه صدای گریه دخترم اومد و من با ارامش ترین بودم از اون لحظه به بعد و هیچ دردی نداشتم ولی هی از حال میرفتم حین عمل که دکتر بیهوشی میگفت چی زدن به این تو زایشگاه که این هی از حال میره ولی اون لحظات انقدرررر اروم بودم بعد اون همه درد شدید که دلم میخواست بخوابم دکترم گفت بخواب .ولی نمیتونستم اب دهنمو قورت بدم اصلا حس نمیکردم گلومو .۱۲ اومدم ریکاوری بهم پمپ درد و اینا وصل کردن که خیلییییی خوب بود پمپ درد و پیشنهاد میکنم حتما درخواست بدید دردتون رو فوق العاده کم میکنه .دیگه اونجا گفتن باید بتونی پاهاتو تکون بدی تا ببریمت بخش دخترمم فقط تو اتاق عمل چند ثانیه دیدمش .شکمم رو یه بار تو ریکاوری فشار دادن که هیچ حسی نداشتم تا ساعت ۱ونیم دیگه حس پاهام برگشته بود و یکم درد داشتم که هی برام مسکن زد ۱ونیم اومد ببرنم بخش دوباره شکممو فشار داد که یکم درد داشت ولی بهم گفت شکمتو تا میتونی بده تو مثل وقتی میخوای بگی شکم ندارم تا کمتر دردت بیاد که واقعا کار ساز بود .۱ونیم دیگه رفتم بخش وتا حدود ۷ صبح ۳ بار دیگه شکممو فشار دادن که دردش خیلی قابل تحمل بود .پمپ درد و شیاف نمیزاشت درد داشته باشم.
مامان آیهان👶❤️ مامان آیهان👶❤️ ۱ ماهگی
پارت ۲
از استرس نفسام تند شده بود و نبضم شدید میزد که برام اکسیژن گذاشتن و دکترم گفت نترس یه ربع دیگه شروع میکنیم(ولی حس میکردم یه چیزایی رو شکمم داره اتفاق میفته)😅
درد نداشتا، فقط حس میکنی یچیزی رو پوستت هست.
خلاصه ۲، ۳ دیقه از حرف دکتر گذشت و من قشنگ ترین صدای گریه دنیا رو شنیدم😍
دیگه استرس یادم رفت و اوکی شدم و اکسیژنمو برداشتن، پسرمو بردن تمیز کنن و بیارن ببینم😍
بعد اینکه آوردن دیدمش و کلی حس خوب و قشنگ، بردنش بیرون همسرم و خونواده ها دیدنش و منم بعد زدن بخیه بردن ریکاوری.
قرار بود وارد اتاق عمل شدم بگم میخوام پمپ درد بگیرم که از شدت استرس یادم رفت و تو ریکاوری گفتم بهشون و همونجا برام وصل کردن(دردم کم کم داشت شروع میشد)
ماساژ رحمی هم دکترم گفت خودم میدم که تا حد ممکن فشار زیادی به رحمت نیاد و خون ریزی شدید نکنی.. ۲ بار خودش داد و بار سوم تو ریکاوری یه خانومی اومد و ماساژو دادو رفت.یکمم درد داشت ولی اوکی شدم بعدش
برخورد همشون عالی بود واقعا.
درمورد پمپ دردم‌بگم بی نهایت عالی بود، روز اول که پمپ درد داشتم و علاوه بر اون اومدم تو بخش ۲ تا شیافم برام گذاشتن که تحمل درد راحت تر بشه،