۱۰ پاسخ

ارادم عاشق ایناس ساعتها سرگرم میشیم

دختر منم مکعب هوش داره تقریبا کاربردش مثل مال شماست
شکل ها رو داخلش میندازه
دختر منم بعد چندبار که انداختم سریع یادگرفت. کلا در سنین پایین هوش دیداری بچه ها به شدت قویه
دختر من طوریه که شماره باباشو تو گوشی من از شکل شماره ها حفظه
همه بچه ها همینن

میشه بگی چند گرفتی

عزیزم خداروشکر
اره هرچی بازی مونته سوریه عالیه

از کجا خریدی عزیزم؟
اسمش چیه؟!

دختر منم اینو داره
و دیگه همه رو یاد گرفته
خیلی خوبه مبارکش

آراز فقط گرد و مربع رو بلده اونم میگم گردالو میاره
آراز اصلا حواسش جمع نیست فقط فکرش همه جاست 🤦🤦

اسم بازی و قیمتش رو هم بگو لطفا عزیزم

چندگرفتی عزیزم

عکس جعبه اسباب بازی شو میشه بدی

سوال های مرتبط

مامان مهراد وهیراد مامان مهراد وهیراد ۱ سالگی
دلنوشته ی موقت:
امروز چون از روتین خارج شده بودیم، از صبح کلافه بودم.

قراربود کتاب های بچه هارو مرتب کنم و چندتایی به دوستام معرفی کنم، اما کتاب‌ها تا ظهر وسط خونه بودن، چون مجبور شدم صدتا کتاب بخونم! 😅 هر بار هم که می‌خواستم جمعشون کنم، هیراد دوباره می‌ریخت بیرون.

وسط همین شلوغی داشتم غذا درست می‌کردم، گردگیری می‌کردم و سعی می‌کردم یه کم به خونه برسم…🙃

همین‌طور که کلافه بودم و با خودم فکر می‌کردم امروز همه‌چیز از روال خارج شده و هیچ‌چیز طبق برنامه پیش نرفته، مهراد که داشت برای خودش بازی می‌کرد و راه می‌رفت، یهو گفت:
«آخیش چه روز خوبیه امروز! چه حس خوبیه!» 🥹
یه تلنگر خوردم…

لازم نیست همه‌چیز همیشه روی روال خودش باشه.
لازم نیست حتماً یک روز، شبیه روزهای مرتب و برنامه‌ریزی‌شده‌ی یک مادر کمال‌گرا پیش بره تا بتونیم بگیم «امروز روز خوبی بود».

برای بچه‌ها زندگی خیلی ساده‌تر از این حرف‌هاست.

خونه بالاخره جمع شد. ناهار و شام آماده شد، کتاب‌ها مرتب شدن و یکی دو ساعت بعد، خونه دوباره به حالت قبل برگشت.

بعد هم راه افتادیم سمت پارک.

توی راه، شالیزارهای برنج رو دیدیم؛ همون‌هایی که از وقتی کاشته شدن، تقریباً هر روز بهشون سر زدیم و رشدشون رو تماشا کردیم. حالا دیگه بزرگ شده بودن و خوشه داده بودن. 🌾

عکس گرفتم و با خودم فکر کردم:
واقعاً چه روز خوبیه…

ما بزرگ‌ترها گاهی زندگی رو این‌قدر برای خودمون سخت می‌کنیم. فکر می‌کنیم برای داشتن یک روز خوب، باید همه‌چیز مرتب و طبق برنامه پیش بره.

الان هم بچه‌ها مشغول خاک‌بازی و گل‌بازی‌ان و من دارم به این فکر می‌کنم که باید ببرمشون حموم… 😅

ولی خب…
هیچ اشکالی نداره.

امروز واقعاً روز خوبیه. 🤍

شیرخشک پوشک رفلاکس کولیک پستونک بارداری
مامان ارسلان مامان ارسلان ۱ سالگی
یه نکته ای که به ذهنم رسید در مورد اسباب بازی بچه ها که میگید تکراری میشه و اولش بازی میکنن و بعد دیگه سراغشون نمیرن بهتون بگم.

این تبلت نقاشی رو من وقتی که پسرم یک سال و دوماه داشت خریدم و تا الان اصلا تکراری نشده و مثل روز اول باهاش وقت میگذرونه

اول اینکه من اسباب بازی رو از صبح تا شب ارائه نمیدم یعنی منظورم اینه از صبح تا شب جلو چشم بچه نیست ما در طول روز کارهای زیادی انجام میدیم و اوقات فراغت یعنی به وقت بازی اون وسیله رو میارم و بازی که تمام شد جمع میکنم.طوری که تا سری بعدی اون وسیله رو نمیبینه و وقتی بهش ارائه میشه خوشحال میشه

دوم اسباب بازی های ارائه شده باید متنوع باشه چندتا اسباب بازی دارم که واسه پسرم خیلی جذابه اونا رو نوبتی بهش ارائه میدم
اولیش موتور پلاستیکی که میشینه روش و خودش با پای خودش میکشه زمین و میره فوق العاده واسش جذابه که مبتونه خودش بره
دوم مکعب هوش چون شبیه خونه است و همه قطعاتش باز میشه
سوم ارگ کودکانه که صدای حیوانات داره و روی هر حیوونی میزنه صداش پخش میشه خیلی واسش جذابه
چهارم تبلت نقاشی
پنجم توپ و استخر توپ که میریزه و داخلش و درمیاره
ششم چیدن ماشین ها ردیفی پشت هم کنار هم

این که در روز چندساعت سرگرم بشه به خودمون هم بستگی داره که چه قدر خلاقیم و باعث جذابیت بازی میشیم.


بارداری زایمان پوشک بچه شیرخشک تب واکسن