سوال های مرتبط

مامان فسقلی مامان فسقلی ۳ ماهگی
پارت سوم...
ولی بازم قابل تحمل ،، انقباض داشتم همراه با درد ولی فاصلش خیلی زیاد بود مثلا نیم ساعت تا یک ساعت بودن ... ولی تا خود صبح راه رفتم فقط و ساعتای ۶ صبح بود دیگه دردام مثل دردای پریودی هم نبود داشت زیاد و زیاد تر میشد اصلا فرق داشت لحظه ای که انقباض و دردام میگرف خیلی بد بود وقتی هم ول میکرد عالی بود ... دیگه فاصله ی دردام ساعت ۷ به یک دقیقه رسید سریع همسرمو بیدار کردم و به مامانم زنگ زدم و اماده شدیم و رفتیم بیمارستان امام حسین ، اونجا که رسیدم خیلییی وحشتناک بود دردام دیگه حتی میخاستم گریه کنم نمیتونستم... بعد یه ماما اومد معاینم کرد گف خانم شما یک سانتی هنوز برو هروقت دردات زیاد شد و اگه خون‌ریزی داشتی بیا منم گفتم که تحمل دردم واقعااا زیاده و این دردایی که دارم اصلااا قابل تحمل نیس فقط خودمو چنگ میزدم اصلا جیغ نمیزدم و داد و بیداد نمیکردم بعد که دید بی طاقتم گف برو قبض انواس تی بگیر ببینم نوار قلب بچه چجوریه بعد که گرف دید خوبه ولی هی میگفتم توروخدا بیا این دستگاهو قطع کن میخام راه برم نمیتونم روی تخت دراز کشیده باشم چون احساس می‌کردم دردادم بیشتره ولی گوش نمیکرد میگف باید تموم بشه...

ادامه در پارت بعدی....
مامان پناه مامان پناه ۳ ماهگی
پارت 3️⃣ از تجربه زایمان طبیعی
خلاصه درد نداشتم حموم کردم یه رابطه بدون جلوگیری هم داشتم و خوابیدم که فردا بریم ۱۳ به در اما نگو خدا برنامه دیگه ای برای من داشت شب یه درد پریودی میگرفت و ول میکرد تو خواب هی از درد بیدار میشدم و باز خوابم میبرد نمیدونم هر از چند ساعت بود ولی هر دفعه هی شدید تر میشد دردام و اروم میشدم میخوابیدم ساعتای ۱۰ نیم صبح بود حدودا که بیدار شدیم یعنی در واقع شوهرم بیدار شد چون من هی میخوابیدم و بیدار میشدم تو خواب و بیداری بودم خواب کامل نداشتم کل شب رو خلاصه بیدا شد بهش گفتم حس میکنم قراره امروز بچه بیاد گفت چطور گفتم درد دارم گفت شاید مثل دردای قبلت کاذبه گفتم حسم اینو نمیگه گفتم بذارم زمان بگیریم
فک کنم هر از ده دقیقه در حد دو دقیقه درد میگرفت و ول میکرد و تا ۱۱ همینطور نمیدونستم درد زایمانه یا نه دیدم هی بیشتر و بیشتر میشه و قطعی به همسرم گفتم زنگ بزن خبر بده که نمیتونیم بریم این درد درده زایمانه گفت مطمئنی گفتم اره زنگ زد خبر داد من باید برم بیمارستان خانمم انگاری داره زایمان میکنه و من که دیگه مطمئن شده بودم رفتم حمام روز قبلش شیو کرده بودم فقط رفتم که زیر اب گرم باشم و یکم دیگه اسکات زدم حدود نیم ساعت زیر اب بودم و دردم هم همچنان همون بود هی شوهرم میگفت خب بریم دیگه هی من میگفتم بذار چه عجله ای داری من که اخر باید درد بکشم بذار یکم دیگه همینجا باشم
خلاصه تا ۱۲ خونه بودم و دیگه زنگ زدم به مامانم و اینا که میخوام برم بیمارستان درد دارم و اماده شدم و یه بار دیگه وسایلامو چک کردم و رفتیم بیمارستان ....