شاید باور نکنید از هشت ماهگی دخترم یه شب نتونستم دخترم راحت بخوابونم هرشب گریه ونق انقدر راه میبرم گاهی تمام گردن و کتفم میسوزه ساعت ۱۲ شب نه میخوابه نه بیدار میتونه باشه خوابش میاد یه دردی نمیزاره بخوابه این دوهفته که دیگه کولاک کرد مخصوصا دیشب انقدر اذیت کرد قلبم درد گرفت اخه این پروسه دندان چیه حتی گاهی سرشو میکوبه به دیوار دیشب انقدر خداروصدا کردم دخترم گریه میکرد تازه نصف شب شوهرم از خواب بلند شد یکم نق زدم خسته شدم بچه میخواستم چیکار شوهرم بدتر بهم توپید مگه چیکار میکنی تو بچه داری بلد نیستی جای من باشی چیکار میکنی از دیشب باهاش قهر امروز خیلی غمگین بودم یه دفعه عصر دیدم دندان جوانه زده این آخری بود از نیش ها میشه روی هم ۱۶ تا دندان تا حالا مامانم میگه اون ۴ تا آخری میگه زیاد درد نداره چون بچه بزرگ تر میشه حالا امشب اولین شب بدون مسکن روی پام الان خوابش برد خدایا شکرت یعنی میشه من هم شب ها راحت بخوابم 😭😭😭😭😭😭😭

۴ پاسخ

وای چقد براتو و بچت ناراحت شدم..انشالله که دیگه راحت بخابین دوتاییتون

خب دکتر بردی ، لابد یه جایش درد میکنه راحت نمیخوابه ، شاید رفلاکس داره هنوز یا نفخ داره

اگه دیدی گریه میکنه پروفن بهش بده

عزیزم
خسته نباشی واقعا
درک میکنم خیلی سخته
خدا بهت توان و صبر بده و امیدوارم کوچولوت دیگه اذیت نشه و بتونه راحت استراحت کنه

سوال های مرتبط

مامان mehrab مامان mehrab ۲ سالگی
پارت دوم
توی حمام و اینا هی سراغشون گرفت بچم شیر که میخواد میگه لالا ولی ندیدش فقط گفتم اوخ شده
ظهرش خوابش میومد اومدم ببرش تو تختش گریه کرد باباش بغلش کرد بخوابونتش دیگه خیلی خسته بود خوابش برد ولی تا اومد بزارتش رو تخت بیدار شد منم بغلش کردم دیگه نخوابید کلا دیگه شبش مهمون داشتیم سرش به مهمونا و بازی گرم بود کلا توی روز با اینکه خیلی وابسته بود خیلی بهتر از انتظارم بود تا اخر شب که دیگه خیلی خسته بود من بغلش کردم گریه میکرد دیگه بغل باباش دوباره خوابش برد و بالأخره خوابید
ولی دوباره توی شب بیدار شد من هرچی اومدم بهش آب بدم گریه کرد و کلا بیدار شد دیگه کلی بغلش کردیم یکم گریه میکرد دوباره آروم میشد دوباره گریه تا دیگه توی بغلم توی تختش خوابش برد و گذاشتمش روی تخت تا بخوابه دوباره دو ساعت بعد بیدار شد ۱ ساعتی بیدار بود تا بخوابه کلا اون شب خودم اصلا نخوابیدم توی طول روز هم مدام سراغ شیرو میگرفت که لالا ولی بهش یا نشون میدادم یا میگفتم اوخ شده میرفت اصلا حتی تو دهنش هم نکرد و دور میشد هر دفعه بهونه گرفت و گریه میکرد