۱۳ پاسخ

خدا برات نگه داره نازی ها رو

فینگیلیهای بامزههه😋😋😋😋

ای جونم عزیزممم🥰❤️چشم بهم بزنیم راه هم میرن چقدر زود گذشت واقعا
بدون کمک ایستاد؟؟

ای جااان😻👏🏻👏🏻بسلامتی عزیز🥳هزارماشالله🙏🏻🙏🏻🧿🧿

ای جاندلم هزارماشالله
چشم بد ازتون دور باشه

ماشالاه بهشون...پسربزرگ منم خیلی تپل بودچهاردستوپانرفت یکباره تو۹ماهگی شب یلدا بود وایساد..منم خیلی ذوق کردم

انشالله به سلامتی بزرگ بشن

عکسشون بده درست کنم اگه خواستی

ایجانم خداحفظشون کنه عزیزم دخترای خوشگلتو

ماشالله هزار ماشالله
میشه بدونم دختراا چند کیلون؟!

خداروشکر... باهاش تمرین کردی یا خودش

اخ خدا ماشالله بهشون

درخواست میدی

سوال های مرتبط

مامان پناه👶 مامان پناه👶 ۱ سالگی
شنبه، ۸ شهریور ۱۴۰۴
امروز قلبم پر از شوق شد… پناه کوچولوم برای اولین بار با دنیای تازه‌ای آشنا شد؛ دنیای چهاردست‌وپا رفتن. 🥹✨
دیدن اون دستای کوچیک که روی زمین می‌ذاره و با تردید اما پر از انگیزه جلو میره، یعنی دیدن رویش زندگی جلوی چشمام.

سه قدم بیشتر نبود… اما برای من یعنی سه قدم به سمت آینده، سه قدم به سمت قد کشیدنش، سه قدم به سمت دختری که هر روز قوی‌تر و مستقل‌تر میشه. 💕
خدایا شکرت برای این لحظه، برای این معجزه‌ای که هر روز کنارم قد می‌کشه.

پناه ۱۰ ماه و ۱۵ روزه بود که چهاردست‌وپا رفت. 😍
البته از اردیبهشت خیلی حرفه‌ای سینه‌خیز می‌رفت و دلش با چهاردست‌وپا نبود. هنوزم بیشتر وقتا سه چهار قدم میره و دوباره برمی‌گرده به سینه‌خیز. خیلی وقته گارد چهاردست‌وپا رو می‌گرفت ولی نمی‌رفت؛ عشق سینه خیزه 😂❤️‍🩹.

دوس نداره بچم، اما همین چند قدم هم برام یه دنیا شد.
خواستم یادگاری بمونه که ۸ شهریور بود و پناه توی ۱۰ ماه و ۱۵ روزگی برای اولین بار چهاردست‌وپا رفت. سال‌ها بعد هر وقت گهواره رو ببینم، یادم باشه این روز شیرین رو با چه شوقی ثبت کردم. 💫
مامان جوجه رنگی مامان جوجه رنگی ۱۴ ماهگی
مامانا لطفا هرکی راه حلی داره جواب بده .من دخترم ازاین تختای جواب براش گزفتم بعد یه محافظ دادم ساختن برام بعد از ۶ ماهگی این دختر من از محافظ اویزون میشد منم برای اینکه با سر نخوره زمین تخت خودمونو‌چسبوندم به تختش الان مدتیه از روی تخت خودش میاد رو تخت ما تختماهم که حفاظ نداره امروز ازخواب بیدار شده بود من داشتم حیاط میشستم بااینکه‌مرتب سر میزنم بهش ولی انگار پشت سر من کهازاتاق بیرون رفتم بیدار شده و مستقیم اومده بیاد به سمت بیرون که خدا منو مرگ بده الهی با دماغ از رو تختما افتاده رو موکت و دماغش پر خون شده بود الهی بمیرم براش بردمش بیمارستان ازش عکس گرفتن خداروشکر نشکسته و مشکلی نبود اومدیم خونه ولی حالا نمیدونم چیکار کنم جاهمپهن میکنم رو زمین بخوابیم خودم کمر درد شدید میگیرم دخترمم روزمین نیم ساعت بیشتر نمیخوابه عاشق تخت خودشه یجورایی قسمت امنه براش راه حلی دارید بنظرتون چیکار کنم نمیتونم که همش بمونم بالاسرش بایدبه کارامم برسم اخه