امروز تو پارک ی بچه با مامان بزرگش اومده بود

با لباس استین کوتاه نخی
و شلوارک
تو هوای ب این سردی که حداقل ی استین بلند لازم بود

حالا جدای ازینکه طفلی سردش بود و تو اون سرما مامان بزرگش خیلی محکم تابش میداد و بچه ریزه میزه داشت از تاب لیز میخورد که من گفتم مامان جان یواش تر این خیلی کوچولوعه میوفته

و جدای از بحث لباسای بچه

موضوع مهم تر این بود بچه یکسال و چهارماه رو مادربزرگ ب حال خودش گذاشته بود بازی کنه درحالیکه بچه یجوری راه میرفت انگار تازه راه افتاده و چن بار میخاوست از پلهسرسره سقوط کنه چون من دلم میشوخت همزمان با پسرم میبردمش بالا

حالا مادذبزرگه بنده خدا اورده بودش بچه لذت ببره ولی من با خودم میگفتم اخه این چه مدل مراقبته درسته قدیمیما همین بودن ولی خب الان قدیم نیس

خلاصه بچه هاتون میدین هرکسی ببره پارک حداقل چنتا توصیه بکنین

وخواهشااااا هوا رو بسنجین بعد لباس تن بچه طفلی کنین

اون بچه که سرما رو راحت خورد ولی خب مقصر این وسط کی بود بنظرتون؟

تصویر
۱۳ پاسخ

درسته ولی هرکسی صلاح بچه خودش و بهتر میدونه. و مشخصه بار اولشم نبوده ک راحت همینجوری تاب میداده یا تو پله ها سرسره ول کرده قطعا اولین بارش نبوده.اگه م بوده همون یه تلنگر کوچیک بهتر بود تا عبرتی بشه براش. همه ک مثل شما حواسشون نیس ب بچه بقیه.

و اینکه خوبه ک خانم ب شما چیزی نگفته چون تو این دور زمونه هیچکس تحمل اینکه بقیه بخوان دایه مهربون تر از مادر شن و نداره.

پهلوهای من درد گرفت بااین تفاسیر شما
چه با نامردی اورده بودتش بیرون
یک ساله و چندماهه خیلی کوجیکه اخه

کاش وقتی خدا به بعضیا بچه میده لیاقتشم بده بخدا بعضیا حسرت داشتن ی بچه رو دارن بعضیا هم عمدا یا سهوا درست مراقبت نمیکنن 😑😑

قبول دارم حرفتو

بيچاره بچه حالا هركى مقصره... تاپيكت بي ربط ب اخر من نيست... نميدونم چطور ميتونن بچه هاشونو بسپرن به بقيه ببرن پارك و بيرون... من ب باباشم ميدم تا سركوچه ببره كلى نكات ايمنى گوشزد ميكنم بهش بخدا😁

نه عزیزم این چ حرفیه بعضیا این مدلی هستن زیاد لباس تن بچه نمیکنن مثل خود من هنوزم استیم کوتاه تن بچه هام میکنم بیرون میریم دلیل نمیشه مادر بدی باشم پارک میرم دعخترم خودش میره بالا سرسره و تاب
اینجوری حس میکنم بچه هام با هر بادی بیاد سرما نمیخورن واینکه یاد گرفتن پارک میریم خودشون بازی میکنن همه مثل هم نیستیم هرکدوم یه روش داریم برای بچه هامون

بعضی‌ها واقعا بی خیالن، شایدم ب مادربچه نگفتن بردن پارک، چون مادرشوهرمن همینه پسرمو می‌بره پارک بدون لباس ،جدا از اجازه بمن نمیگه ک لااقل ی سچیشرتی چیزی بدم آنقدر گفتم ولی کو گوش شنوا🥲

ب نظرم مقصر خود بچه بوده ک زبون نداشته بگه باباجان ی لباس گرمتر تن من کنین
طفلی بچه
دلم ی جوری شد

دلم رفت واسه این عکس 🥲🤌

حالا من هر چی تن دخترمه مامانم میگه خوب بپوشون خنکه واسه این سرد میشه. مادربزرگم بی فکر بوده علاوه بر مادرپدر

مقصر پدر مادر خود بچس

من کاملا درک کردم چی میگی
شاید بگید من سخت میگیرم اما پسرم از اول مهر آستین دار تنش بود
چون هوا خیلی گرم نبود کولر خیلی خوب خنک میکرد
و هنوزم تو پارک مراقبشم

مه لقا خانم😂😂😂

سوال های مرتبط

مامان رستا🌸💞 مامان رستا🌸💞 ۱ سالگی
امروز رستا رو برده بودم پارک ، دو سه تا بچه تقریبا هم سن و سال رستا بودن به همراه پدر و مادراشون . یکی از بچه هارو پدر و مادرش با ترس و لرز میزاشتنش رو تاب و خیلی اروم هلش میدادن و یکیشون از پشت و یکیشون از جلو مواظبش بودن که نیوفته و سرسره هم که اصلا نبردنش و میگفتن خطر ناکه(در حالی که من تو پارک فقط مواظب رستا هستم و سعی میکنم خودش از پس بالا رفتن از سرسره و پایین اومدن ازش بربیاد و روی تاب هم محکم هلش میدم)(کلا تلاشم رو اینه که دخترم مستقل بار بیاد و از چیزای الکی نترسه،البته که خودم همیشه حواسم بهش هست) . یکی دیگه از بچه ها روی سرسره وایستاده بود و راه بقیه بچه ها رو بسته بود و بچه پشت سرش که هم سن بودن یکم سرش داد زد . مامان اون بچه که وایستاده بود اومد و با الفاظ خیلی رکیک به بچه ای که داد زد توهین کرد و بچشو برداشت و برد . (میخواستم بهش بگم اون بچه هم سن بچه خودته و این نوع فحش دادن بهش درست نیست) دارم به این فکر میکنم که چقدر سبک های تربیتی مختلفی وجود داره و در آیند ه قراره بچه ای که کلی روی تربیتش حساسیم با هر نوع بچه ای و از هر نوع خانواده ای هم کلاس بشه و احتمالا اکثر اون کارها رو یاد بگیره . به نظرتون از الان چیکار باید کرد که این جور بچه ها روی بچه های ما تاثیر نزارن ؟ من خیلی بچه هایی رو دیدم که واقعا هر نوع فحشی رو بلدن و از گفتنش خجالت نمیکشن.
مامان 💙𝓜. 𝓡𝓮𝔃𝓪 مامان 💙𝓜. 𝓡𝓮𝔃𝓪 ۱ سالگی
مامانا یه چیزی بگم من مامان همین بچه که تو بیمارستان هست رفته پیش کلی فامیل گفته اره بچه من رفته آی سیو بی هوشه منم شوهرم تو بیمارستان زده سرم چهار تا بخیه خورده اخه بنده خدا من از اول که بچه تو تو بیمارستان بستری کردی کنارت بودم چرا دورغ می گی چی رو میخوای ثابت کنی کجا بچت بی هوش بوده من که اونجا بودم خدایا نمیدونم به کیا بچه میدی
خیلی زشته بخدا ادم دورغ بگه ما که همینجوری شم دلمون به اون طفل معصوم میسوزه دلریم دعا می کنیم براش باز این دورغ گفتن چیه
تو کی، سرت بخیه خورده خیلی این مادرش بازی کره خوبیه بخدا دلم خیلی به اون بچه میسوزه
اون دختره اصلا به فکرش نیستن من می ترسم بلای سر اون بچه نیارن دلم کبابه
من امروز اونجا رفتم بچه هامو انداختم تو خونه رفتم اونجا به اون بچه برسم منی که غریبم ولی دلم اینجوری کباب برای اون بچه ولی اون مادرش انگار نه انگار گریه میکنه اما الکیه 😭😭

ما امروز اون بچه رو با سرنگ با صبر و حوصله شیرش دادم بچه انقدر گشنه بود که نگم 😭😭
دادم سیر شد پی پی کرد ترتمیزش کردم باور کنید این مادرش همش تو بیمارستان می چرخید انگار نه انگار این بچه اش بستریه
مامانا پسر شو انقدر دوست دارن ولی این دختره رو نه


بچه پوشک 😔😔😔😔😔😔😔😔😔
مامان 💙𝓜. 𝓡𝓮𝔃𝓪 مامان 💙𝓜. 𝓡𝓮𝔃𝓪 ۱ سالگی
مامانا من تازه از بیمارستان برگشتم خونه بخدا من از خدام بود بمونم پیش بچه اما واقعا نمیشد چون خودتونم میدونید بچه کوچولو دارم اگر نداشتم خداشاهده میموندم نشد تا الان پیشش یودم دیگه اومدم خونه شوهرشم کلی ازم تشکری کرد گفت خدا خیرت بده خیلی زحمت کشیدی و این حرفا ولی به جان بچه هام من فقط دلم برای اون بچه میسوزه خدا کنه خوب بشه یعنی این بچه برای من شده عین بجه های خودم 😭
فردا میرم دوباره تا ظهر میمونم مادرش بیاد خونه استراحت کنه فقط از خدای مهربون میخوام این بچه خب بشه یعنی مامانا کار اشتباهی کردم اخه بچه همش گریه می کرد شیر که دو روزه که نخورده بود لباش خشک شده بود با اصرار من بردن اول متخصص بعد نامه دادن برای بستری ببریم بیمارستان توروخدا دعاش کنید گناه داره خب بشه
باورتون میشه ما داشتیم این بچه رو می بریدم پدرش می گفت خدا کنه بمیره 😭😭😭😭😭
منم گفتم این چه حرفیه شما میزنید ماهم بخدا بچه بزرگ کردیم ولی یه بار اینجوری خودم یا شوهرم نگفتیم
تو بیمارستان دکترا به مادر بجه می گفان باید بمونی هیی گریه می کرد نه من نمیمونم برم خونه من مریضم همه دکترا دعواش کردن منم دعوا کردن چرا اومدی که مادرش نمیمونه 😔😔😔😔




بچه پوشک