۶ پاسخ

عزیزم نباید کوتاه بیای سه شب سخته
دختر من هر بار که شیر خواست یک ساعت کامل گریه میکرد
و آدم سلول به سلول مغزش درد میگیره

اگه میخوای دیگه شیر ندی
رو تصمیمت مصمم باش

من چیزی نزدم فقط گفتم شیر تموم شده
لباسم رو هم گذاشتم تو شلوار تنگ زیپ دار که نتونه در بیاره

کوتاه بیای اصلا دیگه نمیتونی به این راحتی بگیری

منم همین وضعو داشتم الان شیرپاستوریزه میدم قبل خوابش

من دوهفتس گرفتم فقط نصف شبا هنوزم گریه و هی بیدارشه بااینکه سیره

منم شرایطم اینه نمیدونم چطوری باید از شیر بگیرمش تا نخوره نمیخوابه

تا دو سالگی باید بدی منم دقیقا شرایط تورو دارم ولی تا دوسالگی میدم بعدشم تدریجی میگیرم یهو بگیری آسیب عاطفی و روحی میبینه

سوال های مرتبط

مامان مهراد و 🐣 مامان مهراد و 🐣 هفته پانزدهم بارداری
من میخواستم به مهراد تا دوسالگی شیر بدم ، یازده مهر دو ساله میشه ولی تا فهمیدم باردارم ، تصمیم گرفتم از شیر بگیرمش ، چون خیلی اذیت می شدم ، شیر شب رو خیلی وقت بود قطع کرده بودم و کارم خیلی سخت نبود ، در کل دیگه روزی دوبار شیر می‌خورد ، یه بار صبح حدود ساعت شش هفت ، یه بارم ساعتای چهار بعد ازظهر ...
همیشه یادتون باشه اول شیری رو قطع کنید که کمترین وابستگی رو داره معمولا بچه ها به شیر آخر شب و اول صبح خیلی وابسته ان، منم اول شیر ظهر رو قطع کردم... در کمال ناباوری خیلی راحت همکاری کرد 👀
دو روز بهش شیر ظهر رو ندادم ، معمولا بعداز چرت ظهرش اون شیر رو می‌خورد ، دیگه بیدار می شد دنبالم یکم می گشت ولی من خودمو در دسترس قرار نمی دادم مثلا می رفتم آشپزخونه میگفتم: اینجام مامان ، بیا اینجا ، بعد می‌دیدم بچم از تخت می اومد پایین و می اومد آشپزخونه🥺 دیگه بغلش می کردم و دستش رو می برد به سینم ولی با آب میوه و خوراکی مورد علاقه اش زود راضی می شد و می رفت ، دو روز بعدم با همین منوال شیر صبح رو ندادم 👀 به حاش آب میخورد می‌خوابید بعدم خداروشکر بیدار میشد و صبحونه میخورد ...🥺 خلاصه بچم خیلی باهام راه اومد ، ولی هنوزم میاد بغلم سینمو بو می‌کنه ، دستش رو میزاره رو سینم و می‌خوابه اما اصلا نمیخواد که بخوره...🥺 وقتی واسه بار آخر بهش شیر دادم دلم داشت می ترکید ، خیلی بغض کردم و گریه کردم ، دلم برای نگاهاش موقع شیر خوردن و شیطنتاش و از این سینه به اون سینه رفتناش تنگ شده واقعا🥺