۷ پاسخ

چند هفته سز شدی؟

سوند رو کی در میارن؟

شورت یکبار مصرف چه مارکی گرفتید راضی هستید

ببخشید عزیزم بچت چرخید؟؟ یا همون بریچ بود

وووی اون سوند لعنتی یادش میوفتما میخوام بمیرم

ادویه زاجی چیه ؟ خب ادامششش

من تنها ترسم از سزارین سوندشه.بیمارستان خصوصی بودی عزیزم یا دولتی

سوال های مرتبط

مامان آراز🧸🩵 مامان آراز🧸🩵 ۳ ماهگی
بالاخره بعد از مدت ها وقت شد از تجربه ی سزارینم بگم👼🏻🩵

من تاریخ زایمانم برا دوم خرداد بود اما از بیست و هفت اردیبهشت انقباض گرفتم و ترشح داشتم که به دکترم پیام دادم و تاریخ سزارینم رو انداخت برای سی اردیبهشت،و جالب اینجاست که وقتی خیلی یهویی دکتر گفت،سی اردیبهشت ۷صبح بیمارستان باش،انگار تمام ترس و استرس از بدنم تخلیه شد انگار نه انگار که کل ماه آخر رو از ترس و استرس سزارین تا صبح بیدار بودم،برعکس شب قبل سزارین تا صبح راحت خوابیدم😅😂
پروسه ی سزارین کلا بیست دقیقه هم نمیشه
من بی حسی از کمر بودم که اصلاااا درد نداشت و هیچی متوجه نشدم
اما انقدررر حس خوبی داره وقتی هوشیاری و صدای بچت رو میشنوی که هزار بار هم برگردم به عقب بازم انتخابم بی حسیه،با اینکه تا چهار روز بعد عمل سردرد های وحشتناک داشتم که عمل سزارین در برابرش هیچ بود

بیمارستانمم اما علی بود
(من خیلییی بابتش استرش داشتم،اما با انرژی مثبت واردش شدم و خداروشکر همه چیز عالی بود،بنظرم به حرف کسی اکتفا نکنید و اگه سزارین اجباری هستید امام علی واقعا گزینه ی خوبیه،برای من که اینطوری بود)
من چون میخواستم خودم و همراهم تنها باشیم
اتاق خصوصی گرفتم،و بعد از یه پرستار خواستیم که کارهای من رو خودش انجام بده که اونم یه مبلغی گرفت و تا اخر شب که من شروع کردم به راه رفتن کنارم بود و کارهای شخصیم رو انجام داد

کادر اتاق عمل و دکترم که عالی بودن،واقعا از انتخاب پزشکم خیلی خیلی خوشحالم با اینکه هنوز یک ماهم نمیشه که سزارین شدم جای عملم اصلا مشخص نیست😍🥰
برای من پروسه ی سزارین فقط و فقط گذاشتن سوند اذیت کننده بود،از روز سوم خیلی عالی شروع به حرکت و کارهای روزمره کردم،و بعد از کشیدن بخیه کاملا برگشتم به روتین
و بازم قطعاااا انتخابم سزارینه🩵
مامان میران مامان میران ۳ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی و سزارین..
سلام من تا اونجایی که تجربه های زایمان بقیه رو خیلی خوندم دوست داشتم مال خودمم بزارم
زایمان از اول طبیعی بود تا آخر و من کلا استرس داشتم چون خیلی از طبیعی می ترسیدم دوست داشتم سزارین شم ولی نمیشد و من دیگه قبول کردم باید طبیعی زایمان کنم هر چی شد دیگه چون بیمارستان دولتی میرفتم و خصوصی هم هزینه خیلی رفته بود بالا مخصوصا بعد عید خلاصه دیگه تا چهل هفته با استرس زایمان گذروندم که بعد معاینه سی و هشت هفته استرسمم هزار برابر شده بود ولی راهی نداشتم دیگه واین بگم من نه ورزشی نه پیاده روی نه هم هیچ کاری واسه آمادگی زایمان نداشتم تا بیست هفتم که تاریخ زایمان بیست و هشتم بود ولی من یه روز جلو زایمان کردم بدون هیچ دردی قرار بود سر تاریخ هم برم بیمارستان ولی یه روز جلو تر رفتم با یذره درد های خفیف داشتم که شب خواب بودم ساعت پنج صبح احساس کردم آب دیدم از خواب بیدار شدم دیدم خونریزی دارم اونم شدید بعد همسرم بیدا ر کردم لباس کردم رفتم بیمارستان البته با یکم زیر شکم و کمر اول درد میکرد که معاینه شدم گفت احتمالا عمل سی یذره خوشحال شدم چون خیلی ترسیده بودم فکر کردم آنقدر به زایمان فکر میکنم بچم ویرایش نشده باشه البته مامان گفت احتمالا عمل شی ولی بردنم اتاق دیگه لباس هم عوض کردم که دکتر که قرار بود عمل کنه معاینه کرد و گفت ببرید اتاق عمل بچه مدفوع کرده من هم خوشحالم از این که به خواستم رسید م قرار سزارین شم هم درد دارم داشتم میمردم از درد و تا اینکه رفتم اتاق عمل
مامان کیاشا مامان کیاشا ۱ ماهگی
سلام من اومدم با تجربه زایمانم (سزارین)
اول از همه بگم که فقط ما رو ترسوندن یعنی تصور سزارین خیلی سخت تر از عملش بود ، راحت ترین عملی بود که من تجربه کردم با اینکه من تحمل دردم خیلی پایینه اما خداروشکر عملم عالی بود فقط توکلتون به خدا باشه و یک سری نکات رو رعایت کنین .
صبح ساعت ۶ بیمارستان بودم تا موقع پذیرش شدم و بستری ساعت ۹/۵ شد
بهم سرم زدن و سوند وصل کردن ( بدترین قسمت عمل همین سوند بود که سوزش داشتم و بیشتر حالت چندش بود البته اینم بگم که من گفتم تو اتاق عمل بهم سوند وصل کنن که بی حس باشم اما گفتن نمیشه ) تقریبا یک ساعتی بستری بودم و بعدش بردنم اتاق عمل انقد همه چی عالی و‌کادر اتاق عمل عالی بودن که تو اتاق عمل کلی گفتیم و خندیدیم ، اگه پمپ درد میخواین باید تو همون اتاق عمل بگین که من گرفتم و خیلی خوب بود و بهم کمک کرد یعنی درد سزارین و درد اولین راه رفتن و همه اینا یکم از درد پریود بیشتر بود و قابل تحمل بود .
آمپول بی حسی هم اصلا درد نداشت مثل بقیه آمپول هایی که میزنیم .
و
مامان پرنسس دیناز مامان پرنسس دیناز ۲ ماهگی
تجربه ی سزارینم بیمارستان پارسا تهران.
خلاصشو بخوام بگم اینه که فکرمیکنم اشتباهم انتخاب سزارین بود یعنی علنا گفتم پول میدم سلاخیم کنید ولی طبیعی نیارم بخاطر اینکه با دوانگشت معاینم نکنن.دست دکتر کریمی برای همه سبک بود دکتر خیلی خوبیه و خیلی بخیه های ظریفی برام زده و اصلا مشخص نیستش.رسیدگی های پرستارا هم خیلی خوب بود. مربی شیردهی داشتن یکی یکی ب نوبت برای هرکاری ک داشتی رسیدگی میکردن هرنفری برای خودش یه ماما و پرستار بخصوصی داشت که تواون شیفت ۲۴ ساعت در خدمتش بود. همه دلسوز و مسئولیت پذیر، ولی سزارین بمن نساخت من خیلی اذیت شدم. تو اتاق عمل همه آقاهستن و یک خانوم که دکتر خودت باشه.خیلی معذب بودم. خیلی حالم بد شد وسط عمل دنیا دور سرم چرخید اکسیژن کم اوردم از اول تا اخرش التماس میکردم تمومش کنید بااینکه بیحس بودم وسط عمل غش کردم بالا اوردم.بعدشم ک تموم شد درد عالمو کشیدم من سزارین اختیاری بودم از طبیعی وحشت داشتم ولی یجورایی پشیمونم ک طبیعی رو انتخاب نکردم علنا گفتم پول میدم هفت لایه شکممو ببرید تا دهنم سرویس شه خیلی اصرار داشتم رو سز اختیاری بدن من برای سزارین مناسب نبود اما بیمارستانش عالی بود دکتر کریمی هم خیلی ماهر و فرزه توی کارش. فکر میکنم ۱۰ دقیقه ای تموم شد عملم...
از هزینش هم بگم برای اونایی که خواستن کلا ۸۵ تومن شد و بیمه تکمیلی ۳۵ تومنشو آنلاین کسر کرد و پرداختیمون ۵۰ تومن بود. ساک زایمان و هیچی هم اجباری نبود میل خودت بود بگیری یانگیری بابت هر همراه که شب باهات بمونه هم ۱۷۰۰ میگیرن..غذاهاش عالی و باکیفیت. و صبحانه چند نمونه با تنوع. هم خیلی بهم سخت گذشت هم خوب گذشت ازبابت رسیدگی ها. همین
مامان ویهان✨(نورک) مامان ویهان✨(نورک) روزهای ابتدایی تولد
پارت۳؛تجربه سزارین من با دکتر شراره آذری آزاد در بیمارستان عرفان نیایش؛
در مورد چیزایی که بیمارستان میده تقریبا همچیز به شما میدن هم خودتون هم بچه…
لباس و دورپیچ برای بچه پوشک زیرانداز فقط دستمال مرطوب برای بچه ببرید…اگر دوس داشتید یه لباس اضافه ببرید برای مرخص شدن به خودتون لوازم بهداشتی لباس پوشک لیوان و قاشق دمپایی دستمال کاغذی…تقریبا اینا یادم الان😬
درمورد بیمارستان شنیده بودم که بچه رو الکی نگه میدارن که اصلا اینطور نبود روز زایمان من فقط یه بچه رفت nicu که اونم واقعا انگار مشکلی داشت
و گرنه از همون لحظه اول بچه پیش خودتون هستش بعد انجام معایناتم سریع میارن بخش و دیگه کنار خودتونه
در کل از بیمارستان خیلی خیلی راضی بودم حتی یه پرسنل بد اخلاق یا کم حوصله ندیدم
من از ۱۲شب بستری شدم و‌رفتم بلوک تا پنج صب که زایمانم بود حدود ساعت هشت و نیم با ویهان رفتیم تو بخش
فردا هم ساعت ۳عصر مرخص شدیم
سعی کردم هرچیز بذهنم میرسه رو باهاتون به اشتراک بزارم از ته قلبم برای همه مامانها زایمان راحت و بدون استرس آرزو میکنم ❤️✨هر سوالی باز داشتید بپرسید