دخترمو که بردم عروسی تو تالار در حد خفگی گریه کرد دادمش به باباش انقد برد بیرون و اورد تو اخر سرما خورد خدا میدونه یه رفلاکسی وقتی سرما میخوره چی به سرش میاد
کل مسافرتو بخاطر خلط گلوش برگردوند خونه مادرم بودیم
نه شیر مبخورد نه غذا نه اب ۳صبح با دعوا میخوابید تا ۹صبح بین روزم اصلا نمیخوابید کلا جایی میریم همینه
خیلی لاغر شد
فرار کردم از دستش اومدم خونم
از وقتی اومدم خوابش عالی شده شبر خوردنشم عِییی بد نیست
خودمم استراحت میکنم دیشب بردمش خونه پدرشوهرم دوباره از صب تا شب لب به شیر نزد و نخوابید
بچه های شما اینجوری ان
دیگه تصمیم گرفتم پامو نزارم جایی
عروسی جدید هم دعوت بودیم از ترس گفتم نمیایم
حالا مادرم زنگ زده بهم میگه هی بچه رو به زور میخوابونی
افسرده میشه
خونتون هیشکی نیست برا همون میخوابه شاد نیست
خونه بقیه شاده سرحاله
بچه رو افسرده نکن
چون میبینه سرگرمی نداره ساکته یا تلوزیون میبینه یا اروم بازی میکنه و میخوابه ببرش اینور اونور تا وقتی میره جایی اونجوری از ذوق شیرو خوابو ترک نکنه
اصلا انقد حالم گرفته شده که نگو
شماها برای شادی و نشاط بچه هاتون چه میکنین
ینی بچه رو مدام ببرم بیرون
خوب اینجوری چیزی ازش باقی میمونه
ینی دارم بچمو افسرده میکنم؟؟؟😭😭
خیلی حالم بده

۸ پاسخ

ولی فقط خونه مادر پدرم راحتم میرم بچم میریزه میپاشه تازه مادرم میگه ولش بزار بازی کنه وگرنه نه مهمونی نه عروسی هیچ جایی نمیتونم برم خیلی سر شلوغکاره

آره پسر من اینجوریه وقتی مریض نباشه همه چیزش اوکیه مشکلی نداره ولی وقتی میبرم خونه مادرم نه شیر میخوره نه غذا نه آب مدام در حال فضولی کرون گریه کردن هست که وقتی گریه یا مادرم یا برادرم بغلش میکنه راه میبره آروم میشه وقتی خوابش بیاد اینقدر نق میزنه باز دوباره برادرم اینقدر بغل میکنه راه میبره نا خوابش بگیره اتفاقا مادرم منم مثل مادر شماست که میگه بیا خونمون تازه به زور منو یه شب خونش نگه میداره وگرنه به خودش باشه میگه همینجا بخواب اصلا نرو خونت ولی اوایل پسرم شبیه بچه شما بود منم همینجوری هر هفته میرم خونه مادرم تا بچه عادت کنه تو جم بودن رو تجربه کنه الانم براش عادی شده دیگه خیلی بد قلقی بهانه گیری نمیکنه فقط شیر غذا نمیخوره که باز برگردم خونه خودمون خدا رو شکر جبران اون یه روز که غذا نخورده رو میکنه

والا بخدا دختر من آهنگ می‌ذاری یا اون سری بردمش عروسی خودب خود می‌رقصید میخندید حالا سعی کن براش آهنگ بذاری با اسپیکر تا عادت کنه

واسه چی حالا دیدم بچه ها عروسی خوششون میاد ک

نه این چه حرفیه؟بچه تو خونه آرامش داره ک میخوابه منم میبرمش خونه مامانم یا مهمونی آرامشش بهم میریزه ساعت خوابش بهم میریزه هیجان زده میشه غذا و شیرم نمیخوره.مامانت بنظرم داره اشتباه میگه.خونه برای بچه نقطه امنه برا همینم ک عادت داره بهش و با خیال راحت میخوابه و میخوره.تو بهترین کار رو میکنی اصلا هم ناراحت نباش
من تاحالا ماهلین رو عروسی نبردم ی دفعه بردم مهمونی سرماخورد دهنمو آسفالت کرد دیگه نمی‌برم خیلی هردومون اذیت شدیم
برا تولدشم ی جشن خودمونی میگیرم خداروشکر خداروشکر تالار و جشن تولد بزرگ رو کنسلش کردیم

بنظرم بهترین کاری میکنی خود مادربهترصلاحه بچشومیدونه بقیه ک شب تا صب بالاسربچه بیدارنیستن یا بدقلقلی و شیرنخوردن بچه و هزارتا چیز دیگه فقط بلدن حرف بزن بنظرمنم خوب کاری میکنی نمیبریش بیرون بچه کوچیک افسردگی چ میدونه چیه خونه خودت خواب وخوراکش تنظیمه خودتم راحتی وقتی هی بیرون میبری ن تنها مریض میشه ک بچه خواب و خوراکش بهم میریزه اصلن ب حرفهای مادروعمه گوش نده خودت بهترصلاح بچتومیدونی

عزیزم ناراحتی نداره که.بفکر بچه ته عیبی نداره
من راضیم مادرم بگه ی هفنه بیا بمون خونمون یکم بچه ت بازی کنه حوصله ش سرنره ماهم نگه میداریمش تو استراحت میکنی دریغ از یه تعارف.
پسر من هم جمع رو دوس داره ولیوقتی خوابش بیاد دیگه انقد گریه میکنه که همه عاصی میشن ازش

قشنگ درکت میکنم💔

سوال های مرتبط

مامان 💫 هامین 💫 مامان 💫 هامین 💫 ۱۰ ماهگی
دیگه واقعا خسته شدم.
هامین اصلا غذا نمیخوره بشقابشو که میبینه از دور شروع میکنه به گریه کردن و فرار کردن.
جدیدا هم خیلی بد اخلاق شده سر هر چیزی قشقرق بپا میکنه و با تمام وجود گریه میکنه شیرم فقط شبا میخوره
دو تا دکتر بردم هرکدوم یچیزی میگن هردو هم جز خوبای اصفهانن
یکیش میگه اگه غذا نمیخوره اسرار بهش نکن و شیر شبشم فعلا حذف نکن تا دوره اش تموم بشه
اون یکی میگه تو مقصری که بچه غذا نمیخوره چون عادتش دادی به شیر شب و حتما شیر شبشو حذف کن تا روزا غذا بخوره
اخه وقتی بچه شب از خواب پا میشه و انقد گریه میکنه تا شیشه تو دهنش نره اروم نمیگیره من چیکار کنم
از اونورم روزا نه شیر نه غذا اصلا نگاش که میکنم چجوری خودشو عذاب میده دیوونه میشم...
من اصلا اذیتش نمیکنم واسه غذا خوردن بلکه با بازی و سرگرم کردنش بهش غذا میدم همشم باهاش بازی میکنم و دل به دلش میدم جوری که بعضی روزا کلا قید خودمو میزنم و تا شب چیزی نمیخورم ولی نمیفهمم چرا این بچه اینجوری شده😣😔
#غذا #شیرخشک #کمکی #شیرشب
مامان آنا مامان آنا ۱ سالگی
به من میگن حساسی.بنظر شما هم حساسم.؟
دخترمو هربار بردم خونه پدرشوهرم بدون استثنا سرما خورده مخصوصا وقتایی که اصرار میکنن بیا چند روز بمون به زور و تو رودروایسی میرم میمونم
بعد که میام خونم بچم نه شیر میخوره نه غدا و ابریزش و بدنبالش تهوع و استفراغ شدید بخاطر رفلاکسی که داره
حالا چند وقت پیش از خواهرشوهرم انفولانزا گرفت
خبر نداشتم رفتم دیدم ماسک زده بلافاصله دخترم گرفت
خوب نمیشد بچه تو تب میسوخت استفراغ وحشتناک عصبانی شدم پاشدم وسایلامو جمع کردم رفتم اونجا تا ببینن چه بلایی سرش میاد وقتی سرما میخوره
این بچه هم همش استفراغ کرد اونام ترسیدن گفتن ببرینش دکتر و فلان گفتم بردم گفته ویروسه
مادرش گفت بچه چون همش خونس افسرده میشه
گفتم بچمو فلان تاریح اوردم تولد سرما خورد
بعد بردم خونه پدرم عروسی برادرم سرما خورد
بعدم که اونروز اوردم اینجا بازم ویروس گرفت و انقد استفراغ شستم نابود شدم بچم ریزه ۷کیلونیمه چی ازش موند با اسفراغ و لب به عذا هم نمیزنه
رفت تو اتاق بهش برخورد
بعد از ظهر از خواب پاشد تمام درو پتجره هارو باز کرد گفت اخ نفسم دارم خفه میشم گرمه خونه
بچه منم دستو پاش یخ زد پاشدم اوردمش خونه دوباره ابریزش بینی داره
حالا عالمو ادم زنگ میزنن حساس نباش بچه بزرگ میشه
منم گفتم بجه رفلاکسی زود بزدگ نمیشه گریه کردم داعوتم
همش تو گوشم میخونن اینارو بچه رو افسرده کردی
نمیدونن بچه رفاتکسی چیه
تازه یبار اونجا استفراغ کرد داشتن سکته میکردن که این چرا همجینه
میخام بدونم من واقعا خساسم
بعد ۲۰ سال بچه ی نارس که رشدش بشدت کنده سیستم ایمنیش ضعیفه و...
مامان 🥰شمامه🥰 مامان 🥰شمامه🥰 ۱ سالگی
چرا من‌ انقد بد شانسم 😔😔
بخدا دوتا بچه دارم از بچه داری هیچ لذتی نبردم فقط غصه و حرص خوردم 😭😭😭😭چرا هردو بچه های من باید انقد بد غذا باشن انقد بد شیر بخورن اخه چرا؟؟؟
توروخدا سر زنش نکنین بخداااا خسته شدم نه مشکل از دندونه نه مریض نه رفلاکسه نه هیچیییی چون دارو مرتب دادم برای رفلاکسش و دکتر اصولی قطع کرد براش دارو اشتهام دادم مرتب مولتی و اهنم میدم ولی همچنان به زور ۳۰ تا شیر میخوره اونم باید بگیرمش بغلم و تو خونه بچرخونمش تا اون ۳۰ تا هم بخوره غذام هرچی درست میکنم براش با هر روشی باز نمیخوره چراااا 😭😭😭😭 باباشون که یلحظه شام و نهار صبحانه دیر بشه دیچنه میشه انقد شکمو خودممم همینطور نمیدونم اینا به کی رفتن
خیلی بد شانسم بخدااا
از دوماهگی اینجوری کلی شیر عوض کردم براش کلی شیشه شیر
هیچکدوم و دوست نداشت از کت و کول افتادم انقد تو خونه چرخوندم تا یکم بخوره اگه اینجوری نکنم کل روزم چیزی بهش ندم بهانه نمیگیره از زندگی زده شدم بخدا