به من میگن حساسی.بنظر شما هم حساسم.؟
دخترمو هربار بردم خونه پدرشوهرم بدون استثنا سرما خورده مخصوصا وقتایی که اصرار میکنن بیا چند روز بمون به زور و تو رودروایسی میرم میمونم
بعد که میام خونم بچم نه شیر میخوره نه غدا و ابریزش و بدنبالش تهوع و استفراغ شدید بخاطر رفلاکسی که داره
حالا چند وقت پیش از خواهرشوهرم انفولانزا گرفت
خبر نداشتم رفتم دیدم ماسک زده بلافاصله دخترم گرفت
خوب نمیشد بچه تو تب میسوخت استفراغ وحشتناک عصبانی شدم پاشدم وسایلامو جمع کردم رفتم اونجا تا ببینن چه بلایی سرش میاد وقتی سرما میخوره
این بچه هم همش استفراغ کرد اونام ترسیدن گفتن ببرینش دکتر و فلان گفتم بردم گفته ویروسه
مادرش گفت بچه چون همش خونس افسرده میشه
گفتم بچمو فلان تاریح اوردم تولد سرما خورد
بعد بردم خونه پدرم عروسی برادرم سرما خورد
بعدم که اونروز اوردم اینجا بازم ویروس گرفت و انقد استفراغ شستم نابود شدم بچم ریزه ۷کیلونیمه چی ازش موند با اسفراغ و لب به عذا هم نمیزنه
رفت تو اتاق بهش برخورد
بعد از ظهر از خواب پاشد تمام درو پتجره هارو باز کرد گفت اخ نفسم دارم خفه میشم گرمه خونه
بچه منم دستو پاش یخ زد پاشدم اوردمش خونه دوباره ابریزش بینی داره
حالا عالمو ادم زنگ میزنن حساس نباش بچه بزرگ میشه
منم گفتم بجه رفلاکسی زود بزدگ نمیشه گریه کردم داعوتم
همش تو گوشم میخونن اینارو بچه رو افسرده کردی
نمیدونن بچه رفاتکسی چیه
تازه یبار اونجا استفراغ کرد داشتن سکته میکردن که این چرا همجینه
میخام بدونم من واقعا خساسم
بعد ۲۰ سال بچه ی نارس که رشدش بشدت کنده سیستم ایمنیش ضعیفه و...

۱۳ پاسخ

منم با مادر شوهرم زندگی میکنم
روزی نیس مهمون نداشته باشن
ب منم انگ حساسی میزنن
میگن مگ ما بچه بزرگ نکردیم

عزیزم تو‌ حساس نیستی دیگران درکی از شرایط و موقعیت شما ندارن. بچه ای که مداوم مریض باشه پدر و مادرش افسرده میشن

عزیزم بچت الرژی هم داره؟
چه شیری میدی؟

فقط میتونم بگم خدا به دادت برسه یکم به اطرافیانت درک وفهم وشعور عطا کنه یکمم بچه چه میدونه افسردگی چیه برا بچه زیر ۲سال بهترین جا خونه خودشه پسرمنم هربار میبرمش بیرون اون شبش دیگع نمیخوابه شب فقط بیدار میشه گریه میکنه ولی شوهرم درک نداره نمیفهمه اینارو.....

آخ میدونم چی میگییییی . حق با توئه عزیزم اصلا به حرفاشون اهمیت نده کاری که میدونی درسته رو انجام بده و بدون سلامتی بچه ات از همه چی مهم تره

نه عزیزم حساس چیه تو مادرشی صلاحش رو میخوای خدای نکرده مریض بشه تو از همه بیشتر اذیت میشی غیر از خود بچه، با شوهرت بیشتر صحبت کن غیر مستقیم،

منم همین مشکل و با مادر شوهرم دارم خونه مامان خودم کسی نیست فقط مامان و بابام اونام اونقد حساسن اصن جایی نمیرن ک مبادا سرماخورده شن بچه من بگیره
ولی خونه مادر شوهرم بچه زیاد دارن هر دفعه این میره اون میاد شلوغه واسه همون نمیبرم خصوصا جمعه شبا که همشون دور هم جمع میشن فک کن سی نفر آدم 🤦🤦
بعد مادرشوهرم همش تیکه میندازه بچه رو تو خونه مریض میکنی یا میگه همش میری خونه مامان بابای خودت ( البته غیر مستقیم ) روی شوهرم تاثیر گذاشته حرفاشون الان شوهرم لج کرده نمیبرتم خونه بابام 😔😔
اونقد امروز گریه کردم سرم داره منفجر میشه

الهی بگردم عزیزم چقدم که دلت پره ازشون
واقعا درکت میکنم گل من
من چنین شرایطی رو داشتم با خانواده همسرم
کلن از اون شهر جابجاشدم
دور شدم از خانواده خودمم ولی حداقل خودم و بچم آرامش و آسایش داریم

الهی عزیزم درکت میکنم
تو حق داری هرکار می‌دونی به صلاحه انجام بدی مادر اگه رو بکش حساس نباشه رو چی باشه بزار هرچی می‌خوان بگن اگه بچه طوریش بشه خدایی نکرده اولین اتهام رو به خودت میزنن میگن مادر مقصره
شما به جز خودت و همسرت و دکتر یا کسی که اعتماد داری به حرف هیچ کس گوش نده مخصوصا بچه شما که هم نارس بوده هم حساسه هم بعد این همه چشم انتظاری اومده

برای رفلاکسش پیش دکتر گوارش ببر عزیزم

میفهممت بچه منم ریزس ۶کیلو و نیمه ضعیفه
بیشتر روزا خونم مادر شوهرم و جاریم همش پشت سرم میشینن ب غیبت کردن ک از بس تو خونس بچه رو افسرده میکنه

بهترین کار اینه یه مدت نری و خونه بمونی تا سرما و رد کنی
جز خودت هیچکس آسیب نمیبینه از مربضی بچه
خیلی خطرناکه
نرو و به حرفشون گوش نکن

نبرش اونجا انگار فرکانس منفی داره خونشون یه مدت طولانی نبر

سوال های مرتبط

مامان آنا مامان آنا ۱۳ ماهگی
دخترمو که بردم عروسی تو تالار در حد خفگی گریه کرد دادمش به باباش انقد برد بیرون و اورد تو اخر سرما خورد خدا میدونه یه رفلاکسی وقتی سرما میخوره چی به سرش میاد
کل مسافرتو بخاطر خلط گلوش برگردوند خونه مادرم بودیم
نه شیر مبخورد نه غذا نه اب ۳صبح با دعوا میخوابید تا ۹صبح بین روزم اصلا نمیخوابید کلا جایی میریم همینه
خیلی لاغر شد
فرار کردم از دستش اومدم خونم
از وقتی اومدم خوابش عالی شده شبر خوردنشم عِییی بد نیست
خودمم استراحت میکنم دیشب بردمش خونه پدرشوهرم دوباره از صب تا شب لب به شیر نزد و نخوابید
بچه های شما اینجوری ان
دیگه تصمیم گرفتم پامو نزارم جایی
عروسی جدید هم دعوت بودیم از ترس گفتم نمیایم
حالا مادرم زنگ زده بهم میگه هی بچه رو به زور میخوابونی
افسرده میشه
خونتون هیشکی نیست برا همون میخوابه شاد نیست
خونه بقیه شاده سرحاله
بچه رو افسرده نکن
چون میبینه سرگرمی نداره ساکته یا تلوزیون میبینه یا اروم بازی میکنه و میخوابه ببرش اینور اونور تا وقتی میره جایی اونجوری از ذوق شیرو خوابو ترک نکنه
اصلا انقد حالم گرفته شده که نگو
شماها برای شادی و نشاط بچه هاتون چه میکنین
ینی بچه رو مدام ببرم بیرون
خوب اینجوری چیزی ازش باقی میمونه
ینی دارم بچمو افسرده میکنم؟؟؟😭😭
خیلی حالم بده