۴ پاسخ

خیلی عالی دقیق و جامع البته کاملا طنز عالی بود گلم موفق باشی مامان خیلی خوبی هستی

مراد نمی خواد ک ی لباس شیر دهی از اونا ک چاوشی تا سه چهار تا دکمه داره
دیگه پهلو هام دیده نمیشه
از بالا ام با روسری یا شال میپیچونیس

آفرین مامان قهرمان تقریبا همشو خوندم کاش منم مثل تو اراده قوی داشتم اون ول کرد منم فقط عذا گرفتم و هیچ شیری بهش نساخت وزن نگرفتن بااینکه دوماه که شیر خودمو دوشیدم دادم اون رشد کرذ من عالی لاغر شدم ولی الان برعگس اون لاغر من چاق 😭😭خدا لعنتم کنه که ب بچم ظلم شد😭😭خیلی عالی هستی کاش ی ماه پیش قبل اینکه خشک بشه سینم پیام هاتو میدیدم

چطوری برگشت بعد چند مدت با چ روشی

سوال های مرتبط

مامان آدرینا مامان آدرینا ۱۳ ماهگی
بازگشت آدرینا به ممه قسمت ششم
دلیل دوم :از وقتی شیر بیشتر میدم و شیر خشک رو قطع کردم تا الان بیشتر از ۱۶کیلو وزن کم کردم فقط و فقط به واسطه شیر دادن و اگه همینجور ادامه بدم تا یکی دو ماه دیگه به وزنی که ده ساله آرزوشو دارم میرسم بدون ورزش بدون رژیم 🦦
بدون عذاب وجدان کوبیده و بستنی میخورم لاغرم میشم خدایا اگه فقط یه بار دیگه اجازه بدی من ۶۵کیلو بشم قول میدم ایندفعه نرینم توش

دلیل سوم : همینکه مجبور نمیشم هی زرت پرت شیشه شیر بشورم ضدعفونی کنم هی آبجوش بذارم هی سرد کنم یا که اصلا مجبور نیستم یه کیف بزرگ پر وسایل هی باخودم حمل کنم اینور اونور خودش جای شکر کردن داره
تا گشنه شد سریع پیرهن بالا ممه تو دهن
اوایل بلد نبودم چجوری لباسمو تنظیم کنم که همه جام نیوفته بیرون موقع شیر دهی
از این مدل زنا بدم میاد که ممه هاشونو میندازن بیرون و همه میبینن داره چطور شیر میده
آدرینا خانومم وزه دو عالم اگه یکم شال رو سر صورتش بیوفته یا دور ورش باشه بدش میاد انقدر جیغ میزنه تا از روش بر دارم
منم‌ اگه جای بودم مجبور بودم همش برم تو اتاق تنها بشینم شیر بدم البته خب لازم هم بود برم یه جای خلوت
ولی الان کاملا حرفه ای شدم یه جوری ممه در میارم میکنم تو دهنش که حتی اگه یکی جفتمم نشسته باشه نمیفهمه دارم شیر میدم
الان پوزیشنش رو براتون شرح میدم
اون قضیه اتل متل تو توله بود که بالاتر توضیح دادم
همونجوری میشینم
ولی مسئله اصلی لباسیه که میپوشم سر این موضوع من کلا استایلمو عوض کردم😅
برای خوندن قسمت های بعدی و قبلی میدونید چیکار کنید یا بازم بگم؟
مامان آدرینا مامان آدرینا ۱۳ ماهگی
بازگشت آدرینا به ممه قسمت اول

متوجه شده بودم دخترم دو شخصیتیه
وقتی بیداره یه سلیطه پلاستیک پرسته که پستونکو شیشه شیرو به ممه گوشتی نرمالوی من ترجیح میده
دومین شخصیتش وقتی خوابه خودشو نشون میده
یه دختر نازه گوگولی عاشق ممه خیلی راحت توی خواب سینمو میگرفت بی دعوا بی دردسر بدون خون خونریزی
اصلا خیلی وقتا دنبالش میگشت....
منم گفتم باشه میخوای بچرخی پس به چرخ تا بچرخیم
طی یک عملیات انتحاری ... هرچی مربوط به شیشه شیره جمع کردم ،همه شیشه شیر هاش
شیره خشک و شیر دوش برقی حتی برس مخصوص شستشوی شیشم جمع کردم ریختم تو پلاستیک دره پلاستیکو گره دادم اومدم بندازم تو سطل زباله یادم اومد شیشه شیراش اونتو چیکو دکتر بروانه کلیه فروختم تا سیسمونیشو به چوصی وار ترین شکل ممکن تکمیل کردم
رفتم گذاشتم تو کمد در کمدم قفل کردم میخواستم کیلیدشو قورت بدم که شوهرم وساطت کرد گفت میرم مغازه شما کون خودتو جر نده
خلاصه که رفتم پا بوس پیرزنای فامیل گفتم مادر من پشیمونم از دوشیدن حرفتونو گوش ندادم حالا دارم خشک میشم این رسوا خانومم سینمو نمیگیره جوری کولی بازی درمیاره ساختمون میلرزه
چه خاکی به سر کنم
گفتن سینتو بچپون تو دهنش تو خواب بهش بده
اصلا به زور بهش بده بذار گشنش بشه خودش مجبور میشه بخوره
گفتن سختیت سه روز بیشتر نیست بعدا درست میشه این یکی رو واقعا ** میگفتن یه ماه طول کشید
خلاصه که هر کاری میکنی بکن فقط دیگه شیشه
نده!

این قسمتی که خوندین هفت قسمت قبل داره بزنید رو اسمم وارد صفحه من بشید و از قسمت اول جدایی ممه و آدرینا بخونید
مامان آدرینا مامان آدرینا ۱۳ ماهگی
»داستان غم انگیز جدایی آدرینا و ممه قسمت اول«
شمارو توی زمان به عقب برمیگردونم
روز سومی بود که مرخص شده بودم از بیمارستان جاریمو مامانش اینا اومدن عیادتم
جاریم یه دختر ۵ماهه داشت اون موقعه و چون یه قدم از من جلوتر بود همیشه از تجربیاتش استفاده میکردم
بهم گفت همیشه وقتی دوتا سینتو کامل دادی بهش کنار دستت شیر خشک آماده داشته باش بیست سی سی درست کن خورد خورد نخورد دیگه مطمعنی بچت سیر شده
توی اون روزای اول که قطعا هممون کشیدیم و میدونید دیگه
هنوز تو نقش مامان بودن فرو نرفته بودم و ترجیح میدادم اجازه بدم مامانم مامانه جفتمون باشه !
فراخی پیشه کردم و کم کم از بیست سی سی شیر خشک پا رو فراتر گذاشتم کار به جای رسید که پنج دقیقه شیرش میدادم فوری پسش میدادم به مامانم که بره شیر خشک درست کنه الکی میگفتم
ندارم تموم شده درحالی که لباسام همیشه خیس بود
شیر دهی واقعا سخته برای یه مامان اولی بچه هم نه یه ساعت نه دوساعت میخواد بچسبه کونم صاف شده بود از بس مینشستم پای شیر دهی
منم که سزارین بودم بخیه هام عفونت کرده بود زرداب بیرون میومد پریودم بودم سرماهم خورده بودم ممه هامم که یه سره انگار شیر آب باز بود خلاصه که از هرچی سوراخ داشتم یه چیزی میزد بیرون
از خدام بود مامانم شیر خشک بهش بده منم راحت بگیرم بخوابم
این واقعیت که من دیگه مامانم و حالا حالا پام گیره
رو نمیخواستم بپذیرم فقط میخواستم از زمان حال استفاده کنم
هیچ فکر نمیکردم روزی که مامانم بره رشت قراره کونم پاره بشه...
ادامه در قسمت بعد....