۶ پاسخ

وقتی اینجوری میشه قفسه‌ی سینه‌شو بگیر یهو فشار بده بیاد بالا دست بکنی تو حلقش یهو میره پایین خدایی نکرده بدبخت میشی

برام چنین اتفاقی پیش اومده خیلی وحشتناکه

پسر من قطره ب خسمش پرید و در حد یه دقیقه نفس نداشت
مردیم و زنده شدیم
بچم جلو چشمم بال بال میزد
بدترین روز عمرم بود🥲

شبم کایبیت افتاد رو سر پسرم خدا رحم کرد سبک بودش چیزی داخلش نبود سریع از روش برداشتم🥲🥲

🥲🥲🥲🥲🥲 منم دیروز دخترم افتاد نگاهم به صورت ورم کردش میخوره اشک تو چشام جمع میشه کل دیروزو گریه کردم

وای یاخدا ی بارم پسر من بادوم زمینی قورت داد از ته حلقش درآوردم

سوال های مرتبط

مامان مانیار مامان مانیار ۲ سالگی
امشب قرار بود بریم ی دور بزنیم مثلا شوهرم گف لباسهای مانیارو بپوشن ببرم پایین تا تو بیای منم گفتم باش من رفتم پایین دیدم سوار ماشین شدن رفتن از ته کوچه دور بزنن بیان پسرمم جلو نشسته لود نزدیک من ک شدن ترمز کرد یهو پسرم پرت شد پایین از روصندلی با کمر رف یعنی گیر کرده بود اون‌لحظه خشکم زد گوشی از دستم افتاد اشکام می اومد ولی نمی‌تونستم تکون بخورم شوهرم سریع ب زور پسرمو در اورد من سریع بغل گرفتمش شیر میدادم نمیخورد ای خدا میگفتم کمرش کمرش چیزی نشه،بعدش خودم از استزس ی دلدرد شدید گرفتم اصن گلوم انگار بستس هنوز هیچ یادم نمیره
اونقدر بریدم پارک بستنی گزفتیم دور زد تا 11ونیم شب اومدیم خونه الان تازه خوابید نگاش ک میکنم گریم در میاد بچه ها حواستون باش حتی برا لحظه ای هم بچه رو ب هیچ وجه تنها نذارید جلو بشینه
شوهرم اصن سرعت نداشت چاله نبود دست انداز نبود ی ترمز اروم زد ولی بچه پرت شد رف پایین😭😭🤦
25
#شیرخشک#پستونک#
نوزاد نفخ رفلاکس فرزند پروری گهواره
سونوگرافی قطره آد بهداشت درمان پوشک
مامان لیانا 🧸✨ مامان لیانا 🧸✨ ۱ سالگی
شب شد من دوباره یاد روزهایی ک بیمارستان بودیم اقتادم
یادم میفته میمیرم و زنده میشم
جواب نمونه برداریش یه هفته دیگه میاد 💔😭
شب ک میشه همه میخوابن منم شروع میکنم خود خوری
آخه دختر من خیلی گریه میکرد ت بیمارستان خیلی مترسید
اومدن ببرنش اتاق عمل برای نمونه برداری دخترم خیلی گریه میکرد
پرستار گفت توئم بیا بریم بچه نترسه
منم بردن اتاق عمل لیانا بغل خودم بود حواسش رو پرت کردن و سریع دارو رو زدن
دخترم تو ثانیه بیهوش شد
وای خدا 😭😭 دخترم رو بیهوش ازم گرفتن بردن
همونجا اقتادم انقد زار زدم
همش میگفتم چجوری دلت اومد دخترت رو بدی ببرن 😭😭
تا زیاد بیرون ۴ ساعت طول کشید با اینک فقط نمونه برداری ساده بود
انقد منتظرش بودم انقد گریه کردمممم
تو حاملگیم انقد منظر نبودم بخدا 😭
آوردنش بیرون گفتن مامانش کیه گفتم منم
گفت بیا ببرش همش تو ریکاوری تو رو صدا میکرد 😭😭😭گفتم آخه می‌دونه مامانش داره میمیره از غصش😭😭
خدایا خودت ب بچم ب زندگیم رحم کن جواب آزمایشش درست باشه
گوشواره هاشو نذر امام رضا کردم 😭💔
مامان Rastin مامان Rastin ۳ سالگی