۳ پاسخ

عزیزم شما چیزی به سینت زدی؟! من میخوام از شیر بگیرم ولی دخترم برای خواب وابسته هست همکاری نمیکنه اصلا

اگر شرایطشا داری بزار یکی غیر از خودت بخوابوندش

الهی عزیزم🫠❤️

سوال های مرتبط

مامان mahlin مامان mahlin ۱ سالگی
خانوما تجربم از شیر گرفتن
امروز رو سومه
روز اول صبح به سینم زردچوبه زدم دید گفت اه ولی بازم خورد ولی تا حد امکان سرشو گرم کردم که کمتر بدمش شب قبل خواب و تو خواب هم دادم
فرداش صبح که بیدار شد دیگه نوک سینمو دارچین پیزدم قهوه ای بود هی گفتم ممه اه شده ایییییی
خودشم هی میگفت شیشه بهش میدادم ولی و شیر پاستوریزه چون خشک هم نمیخوره ظهر که شد چون همش با سینه میخوابید اینقدر گریه کرد و ممه میخواست ولی تا دیدش گفت اه و بغلش کردم اینقدر راهش بردم تا خوابید دیگه این ادامه داشت تا شب شب گفت گفت ممه دید اه شده رفت روی شکم شوهرم خوابید ولی تو خواب بازم بهش دادم
از صبح هم چندبار گفته و برای خواب ظهر هم اینقدر گریه کرد و گفت ممه روی پاهام خوابوندمش قبلشم بردمش حموم که خوابش بگیره حالا ددرم کارامو میکنم عصر برم خونه مامانم تا فردا یکم سرگرم بشه کمتر بهونه بگیره

تو دل خودم اشوبه وقتی میگه ممه بده😭😭🥺🥺 ولی برای خودش خوبه بزرگتر بشه بیشتر عادت میکنه ولی راحت تر از اونی بود که تو فکر خودم ساختم



پوشک شیرخشک مایبیبی
مامان یزدان۳ ساله و یارا مامان یزدان۳ ساله و یارا روزهای ابتدایی تولد
تجربه من برای قطع شیردهی(شیرمادر)
الان دقیقا شد یک هفته که پسرم لب به شیر نزده
امروز برای اولین بار وقتی داشت تلویزیون میدید خوابش برد
این برای من این نشونه بود که یاد گرفته مستقل خوابیدن رو
شبا هم که میاد بین منو باباش انقد وول میخوره تا خوابش ببره
من دو سه هفته اخر سعی کردم هی وعده هاشو کمتر کنم مثلا یزدان عادت داشت تا از خواب صبح بیدار میشد شیر بخوره ازش نیم ساعت بگذره بعد صبحانه بخوره هفته های اخر تا میومد درخواسته کنه میگفتم پاشو بریم صبحانه خیلی گرسنمون شده این وعده کامل حذف شد چند شب سعی کردم بدونه سینه بخوابه داستان بگم نازش کنم ولی دیدم نه نمیشه هر جوری شده تقاضای شیر میکنه و کلا چه خواب روز چه خواب شب بدون سینه اصلا نمیتونه بخوابه تو این مرحله به بن بست خوردم
پس وقتی تعداد وعده هاش شده بود سه تا یکی قبل از چرت روز یکی قبل از خواب شب و یکی توی خواب حدود ساعت ۷ صبح تصمیم گرفتم قطع کنم
شبای اول خیلی اذیت میشد چون اصلا بلد نبود بدون شیر بخوابه میبردیم تو ماشین میچرخوندیم تا بخوابه دیدم خب نمیشه عادت سینه از سرش میوفته عادت میکنه به ماشین که دیگه شب چهارم ماشین هم نبردم و انقد نازش کردم تا خوابش برد تا سه شب توی خواب بهش دادم بعدش بیدار میشد گریه میکرد بغل میکردم راه میبردم دوباره میخوابید