سلام
⭕️تجربه زایمان من
❌پارت 1
۳۶هفته و پنج روز بودم
شب قبل رابطه داشتم ،صبح هم که بیدار شدیم دوباره رابطه داشتیم

شب با آقام تو اینستا دور می‌زدیم ،ساعت ده شب بود فکر کنم
که من به سختی پاشدم رفتم دستشویی

کارم که تموم شد پاشدم لباسم پوشیدم
یهو دیدم یه آب زیادی ازم‌اومد
حالا نمی‌دونستم دستشویی بود یا کیسه آب


با خودم گفتم حتما دستشویی بوده دوباره نشستم خودمو شستم
پاشدم باز آب زیادی ازم اومد🫠
با خودم گفتم یه آدم چقدر می‌تونه دستشویی داشته باشه
شک کردم کیسه آبه
اومدم بیرون به آقام گفتم آقام گفت من نمی‌دونم بخدا
هنوزم ازم قطره قطره میومد
پیام دادم دکترم
گفت که برو زایشگاه تست بده

(ساک بیمارستان هیچی آماده نبود )
زود فقط لباس پوشیدیم رفتیم بیمارستان
وقتی از ماشین پیاده شدم باز آب زیادی ازم اومد انگار دستشویی کردم

رفتم زایشگاه لباسم درآوردم (کلی خجالت می‌کشیدم بخاطر اینکه هعی ازم‌اب میومد )
تست دادم
و گفت خانم کیسه آبتون پاره شده
وای چه حس استرسی بود
و من گریه ام گرفت میگفتم چیکار کنم

آقام اومد تو یه چندتا چیز امضا کرد
و بهم می‌گفت نگران نباش و فلان




دکتر اصلیم یه شهر دیگه بود
ولی ماما گفت که باید برم بیمارستان شهر خودمون برای زایمان ریسک دوساعت تو راه باشم تا برم دکتر خودم


منم چون میخواستم سزارین اختیاری بشم و با دکترم صحبت کرده بودم
دودل بودم
گفتم به شرطی میرم که منو سز کنن
زنگ زد دکتر بیمارستان اونم گفت که برم

۲ پاسخ

ای وای علت پاره شدن کیسه آب چیه ینی بخاطر رابطه بوده

تو نوشته هات گفتی «آقام» یاد فیلمای قدیمی افتادم !!😁😁😐

سوال های مرتبط

مامان پرتقال🍊 مامان پرتقال🍊 ۵ ماهگی
📌تجربه زایمان
36 هفته و 4 روز بودم دستشویی فرنگی میرفتم بعد با خودم فکر میکردم من ک خیلی دستشویی بهم فشار میاره زود بلند میشم میرم که نریزه. رو فرنگی از کجا بفهمم که کیسه ابه یا ادرار یه وقت کیسه ابم پاره نشه و متوجه نشم🥲😂
چند روزی بود که از این فکرا به سرم میزد نهم بود ساعت دوازده شب خونه مامانم اینا بودم رفتم دستشویی فهمیدم که ادرارم تموم شد ولی همینجوری باز ازم یه چیزی میومد تعجب کردم بی ادبیه ولی دست گرفتم زیرم ببینم چیه تو دستم اب دیدم حتی بو کردم متوجه شدم ادرار نیست دو سه بار مشتمو پر کردم تا مطمعن شم از دستشویی ک رفتم بیرون مامانمو از خواب بیدار کردم بهش گفتم مطمعنم ک آب دیدم گفت بشین اگه باز ازت اومد کیسه ابه چهار زانو نشستم یه دقیقه بعدش انگار یه پارچ
آب داغ ریختن رو پاهام بلند شدم گفتم اماده شیم بریم بیمارستان زنگ زدم شوهرم ک بیاد ساعت یک رسیدیم تو راه زنگ زدم دکترم پولو براش انتقال دادم و گفت که میام تو برو بیمارستان
ان اس تی گرفتن و دستکش دست کرد معاینه کنه گفتم من سزارینی ام گفت باشی من باید معاینه کنم وقتی کیسه اب پاره میشه بفهمم اگه دهانه رحم باز شده بعد دستشو نشون داد گفت مطمعنی کیسه ابت پاره شد دستش خونی نشد گفتم اره همون لحظه باز ازم اب اومد تخت خیس شد و بلند شدم ازم چکه میکرد بهم لباس داد بپوشم پوشه پزشکی رو بهش دادم چک کرد گفت برو ازمایش ادرار بده و برو رو تخت بخواب تا دکترت بیاد اون شب از استرس اینکه هر لحظه ممکنه دکتر بیاد و بریم اتاق عمل خوابم نبرد با سرم میرفتم دستشویی
احساس تو خالی بودن میکردم حس میکردم هیچی تو شکمم نیس معده ام خالی بود میسوخت وحشتناک میسوخت تا چهار و پنج صبح یه چرت ده دقیقه ای میزدم دوباره بلند میشدم.....
مامان مرسانا مامان مرسانا ۹ ماهگی
سلام می‌خوام تجربه زایمان طبیعی رو بگم براتون
من ۶ اردیبهشت بعد از پیاده روی اومدم خونه احساس کردم تکونای بچه زیادی زیاد شده تا ۱۱ شب که دیگه واقعا نگران شدیم رفتیم بیمارستان نوار قلب گرفتن گفتن خوبه معاینه هم کردن گفتن فعلا باز نشده بچه هم اصلا داخل لگن نیومده در حالی که دکترم تا ۳ روز بعدش بهم ختم بارداری داده بود برام سونو هم نوشتن تا خیالم راحت بشه انجام دادم همچین خوب بود اومدیم خونه به بیمارستان گفتم دکترم ختم بارداری داده گفتن در صورتی که شرایطت خوب باشه باید تا ۴۱ هفته صبر کنی بیمارستان قبول نمیکنه زایمان کنی حالا بماند اومدیم خونه فرداش دوباره رفتم پیاده روی اومدم غروب احساس کردم ازم قطره قطره آب می‌ره زیاد حساس نشدم چون کم بود رفتیم بیرون اومدیم دیدم وقتی سرپام بیشتر می‌ریزه دیگه شام خوردم نشستم که نریزه به دکترم پیام دادم گفت برو بیمارستان ولی من چون شبش تا ساعت ۳ بیمارستان بودم خیلی خسته بودم گفتم بخوابم صبح برم پاشدم برم سرویس یه دفعه ازم کلی آب ریخت فهمیدم کیسه آب ترکیده به نظر خودم بچه زیاد تکون خورده بود باعث ترکیدگی شده بود
مامان جانا خانوم🐥🤰🏻 مامان جانا خانوم🐥🤰🏻 روزهای ابتدایی تولد
پاشدم برم دستشویی که یهو دیدم یه چیزی مثله بادکنک پر اب تو شکمم ترکید و لای پام اب گرم ریخت کیسه ابم پاره شد
با عجله رفتم سمت حموم و تو حموم هم بازم اب بیشتری خالی شد اب گرم نیمه شفاف که یه حالت لزجی داشت و بوی عجیبی میداد
به شوهرم گفتم دخترت قراره روز تولدت بیاد 🥹با لبخند پر از استرس میگه موهای تنم سیخ شد دخترم چقدر باباییه
به کمرم اب گرم زدم زیر دوش چمباتمه و اسکات اتجام دادم
درحد پنج دقیقه و اومدم بیرون همچنان اب ازم میومد
نوار گذاشتم و اماده شدم و ساک دخترمو خودمو گرفتیم که بریم بیمارستان
توی راه با گوشی فیلم ورزش زایمانی رو‌میدیدم جزوه های ورزش هم‌همراهم بود
رسیدیم بیمارستان وقتی وارد بیمارستان بخش زایشگاه شدم باورم‌نمیشد بالاخره وقتش رسیده که برم تو این بخش و با دخترم و باباییش سه تایی برگردیم خونمون
با اسانسور رفتیم‌بالا بخش زایشگاه زنگ زدیم
ماما در باز کرد خاب آلود بود ساعت ۱ و نیم شب بود
گفتم کیسه ابم ترکیده دراز کشیدم معاینه کنه
معاینه کرد گفت یه سانتی و سر بچه بالاست
گفت موقع معاینه دستم خورد به سر بچه
من یهو هری دلم‌ ریخت🥹
گفتم ۳۶ هفته بودم انقباض داشتم به سانت بودن
هنوز با اینهمه ورزش و‌پیاده روی یه سانتم؟؟
گفت نگران نباش وقتی کیسه اب پاره بشه
دهانه رحم زودتر و‌بیشتر باز میشه گفت امشب استراحت کن
خودتو زیاد خسته نکن با ورزش که فردا تو فاز فعال و زایمان انرژی داشته باشی
مامان سویل مامان سویل روزهای ابتدایی تولد
تجربه زایمان طبیعی پارت ۱
من فوبیا دارم از زایمان سزارین به خاطر همین از اول بارداری انتخابم طبیعی بود بعد اینکه از دستشویی اومدم شب بود ساعت هشت موقع اختشاشات که شبا نمیشد زنگ زد بعد دستشویی دیدم یکم آب اومد ازم فک کردم جیشه یکم که تکون خوردم دیدم باز اومد بازم گفتم شاید جیشه ولی شک کردم یکم راه رفتم تو خونه دیدم هی بیشتر و بیشتر می‌ریزه اصلا بود نداشت و آب ولرم بود زیاد هم گرم نبود مثل جیش بود😂من ماما همراه داشتم یعنی جراح بود زنگ زدم گفت زود باش برو بیمارستان الان تلفنا قطع میشه منم الان میام آره کیسه آبته اینم بگم که من ۳۶هفته و۶روز بودم انروز رفتم بیمارستان چک کردن تایید شد که کیسه آبه بستری شدم دکتر اومد معاینه کرد گفت سر بچه تو آکنه اینم بگم که یکساعت بستری شدنم طول کشید تو اون یکساعت کلن ورزش کردم من دکترم رفت گفت میام باز بهت سر میزنم بعد آمپول فشار و شروع کردن ساعت ۱۰ونیم اومد دوباره معاینه کرد گفت دوز آمپولو بیشتر کنید وقتی فول شد بهم زنگ بزنید بیام ساعت۱۲من فول شدم تا دکتر بیاد و فلان تا ۱۲:۳۰طول کشید و من زایمان کردم چون طی بارداری خیییییلی ورزش میکردم به خاطر همون قیچی نخوردم و نمی‌دونم چند تا بخیه خوردم
مامان ✨️هیرمان✨️💙👶 مامان ✨️هیرمان✨️💙👶 ۲ ماهگی
پارت اول
خب خب مامانیاا من اومدم تجربمو بگم😁
من ۳۸ هفته و ۳ روز بودم که از صبح رفتم داخل شهر چنتا کار داشتم که انجام بدم و هم اینکه پیاده روی میشه برام خوبه 🫠
حالا جالب اینه من ورزش هامو از خییلی وقت بود انجام میدادم اما پیاده روی یکی دو روز بود شروع کرده بودم کم کم مثلا ۲۰ دیقه اینا😅
( فکر کنم زودتر شروع میکردم زودتر میزاییدم🤭)
تو مسیر بودم که حس کردم لباس زیرم یکم گرم شد با خودم گفتم حتما کپسول گل مغربی که دیشب گزاشتم اونقدری نبود که به کیسه آب فکر کنم....
رفتم یه کاری تو بیمارستان شهر خودمون داشتم انجام دادم و زنگ زدم‌مامانم که بریم ساری ( شهر مجاور) بیمارستان پیش ماما همراهم که ورزشهارو انجام بدیم و معاینم کنه
حدودا ساعت ۱۱ اینا بود رسیدم بیمارستان و ورزشو شروع کردیم و از اتفاقی که صبح افتاد به ماما گفتم و اونم گفت احتمالا بخاطر کپسول بوده و این اخرا طبیعیه این ترشحات ولی قبل رفتن حتما ازت تست میگیرم که مطمئن شیم 😁
اخرای ورزش من دوباره حس کردم که لباس زیرم با یه مایع گرم خیس شد ولی اینبار بیشتر و همون لحظه دوباره به ماما گفتم و اونم گفت که خب مثل اینکه امروز خیلی بهت فشار اومده بهتره زودتر تموم کنیم وسایلتو بگیر بیا اتاق بغلی که معاینه کنم
و اینم بگم یه بوی کاملاا عجیب و تقریبا بدی از لباس زیر و شلوارم‌میومد که تا اون موقع حس نکرده بودم🫠
رفتم اتاق بغلی و وقتی خواستم بشینم رو تختتتت.....یه هو یه حجم زیادی اب گرم ازم ریخت که حتی شلوارم‌هم خیس شد و اونجا بود که تقریبا خودم‌هم مطمئن شدم کیسه آبه 🥲🫠
به ماما نشون دادم و اونم رفت همکارشو آورد همکارش یه بار بدون ژل و یه بار با ژل معاینم کرد و گف بعععلههه کیسه آبش پاره شده🫠
مامان .....👶.... مامان .....👶.... ۵ ماهگی
سلام خانوما اومدم تجربه زایمان طبیعی ام رو بگم با اینکه اصلا از لحاظ بدنی اماده نبودم چون قرار بود سزارین اختیاری بشم از ۸ ماهگی نظرم برگشت دکتر معاینه کرد گفت لگنت خوبه منم دیگه کم کم شروع کردم پیاده روی نیم ساعت و یکی دوهفته اخرم ورزش لگنی یه جلسم باشگاه رفتم خلاصه رفته بودم توی ۳۹ هفته هر روز ورزش لگنی پیاده روی معاینه معمولی که شدم ۱سانتو نیم بودم یه هفته از معاینه گذشت چرا من هیچ دردی ندارم همش میگفتم نکنه تا ۴۱ ۴۲ بمونه گفتم باید برم معاینه تحریکی بشم بلکه باز تر بشه برای مطب نوبت گرفتم دقیقا همون روزم کلی توخونه تمرین لگنی کردم احساس فشار به واژن و لگنم داشتم دوش ابگرم گرفتم رفتم مطب گفتم برم دستشویی قبل معاینه همین که رفتم دستشویی توی دستشویی کیسه ابم پاره شد افتضاح سریع اومدم گفتم کیسم پاره هرچی داشتن دادن که اب نریزه توی مطب دراز کشیدم روی تخت کلی معاینه کرد ۵ ۴ بار با همون کیسه اب پاره ماما بهم گفت پاشو اسکات بزن تا شوهرت بیاد دنبالت برو خونه دوش بگیر بعد بیا بیمارستان منم نگران بودم گفتم نه مستقیم میرم بیمارستان رفتم بیمارستان ساعت ۷ کم کم دردام شروع شد ماما خصوصی داشتم اومد
مامان نیلا💗💖 مامان نیلا💗💖 روزهای ابتدایی تولد
سلام شبتون بخیر
حوصلم سر رفته گفتم بیام تجربه ی زایمانم و واستون بگم
#پارت اول
روز شنبه بود صب پاشدم کارامو انجام دادم مثل روزای قبل اول دوش اب گرم گرفتم و زیر اب حرکت اسکات زدم باز نزدیکای ظهر با شوهرم رفتیم پیاده روی یه کم کمر درد داشتم ولی با استراحت خوب میشد نزدیکای ساعت ۱ اونجاها بود دیدم یه کم حس خیس شدن دارم پیش خودم گفتم حتما ترشح هست چون یه هفته بود گل مغربی استفاده میکردم هر از گاهی اونجوری میشدم یکی دوبار رفتم سرویس و دیدم لباس زیرم خیس میشه اومدم یساعتی دراز کشیدم تو اون یساعت اصلا خیس نشدم باز بعد اون که پاشدم دیدم کلا خیس شدم که مجبور شدم لباس زیرم و عوض کنم به مادرشوهرم گفتم که گفت احتمالا نشونه زایمان هست زنگ زدم زایشگاه گفت احتمالا کیسه ابت باشه باید حضوری بیای گفت تا قبل ۶ خودتو برسون که اگه نیاز بود دکتر و خبر کنیم چون خطا قطع میشه ۶ به بعد من پنج ونیم رفتم زایشگاه تست گرفت گفت باید بستری بشی کیسه ابت پاره شده