۱۰ پاسخ

وای خدایا شکرت.چه صحنه ای بوده برات.من همین صحنه رو یه بار تجربه کردم.ولی پسرم یه تیکه سیب گیر کرد تو گلوش.نفسش رفت اگه همسرم نبود که درست بزنه پشتش و نمیدونم چی میشد.من که فقط میزدم تو سر خودم.ولی یه چکاپ برای آهن خون ببرش.شاید قطره آهنش کم باشه براش اگه بازم تو گریه کبود شد.

یادمه داییم ۳تا بچه داشت هر۳تاشون تو بچگی موقع گریه نفسشون میرفت کبود میشدن ،یکی میگفت بزن پشتش یکی میگفت کونشو بگیر هر کی یه چیزی میگفت

قطره آهن رو میدی؟
دکتر پسرم گفت بخاطر کمبود آهن اینجوری میشن

دلیلش رو نفهمیدی چرا اینجوری نفسش گرفته؟ آخه گریه هرچقدرم باشه نمیتونه باعث گرفتگی کامل نفس بشه

وای خدااااا
الهی امین عزیزم
چیشد مگه گریه کرد

وای دختر منم یبار اینجوری شد
مردم از ترس
صورتشو نگاه کردم دیدم سیاهی چشماش داره میره بالا کبود کبود شد
داشتم میشستمش لنگ و لگد نیزد کفتم نکن مادرجان
خیلی عادی ها دعوا نه
زد زیر گریه درهمون حالت شستنش اینجوری شد
از اون به بعد جرات ندارم بهش بگم بالا چشمت ابروعه میترسم دوباره غشه

یهویی؟
چرا اینجوری شده

خدارو شکر

دلیلش چی بوده بی دلیل که گریه نکرده

چرا اینجوری شده بود؟

حتما یه چیزی خورده خب ببر دکتر راه روده اش رو نبنده

سوال های مرتبط

مامان علی کوچولو🩵 مامان علی کوچولو🩵 ۸ ماهگی
مامان 𝑯𝒂𝒎𝒊🩵👼🏻 مامان 𝑯𝒂𝒎𝒊🩵👼🏻 ۸ ماهگی
دیروز پسرمو بردم حموم برگشتیم حوله شو پوشیدم خودمم حوله رو پیچیدم دور سرم
پسرم یهو گریه کرد شدید اشک میریخت فکر کردم از من ترسیده که حوله رو اونجوری بستم سریع حوله رو دراوردم بغلش کردم باز اروم نشد.گذاشتمش رو تخت باز گریه میکرد یهو گریش قط شد لش و بی حال افتاد صداش در نمیومد نگاش که کردم چشاش داشت میرفت بغلش کردم گردنش شل میشد میوفتاد انگار نفس نمیکشید همسرمم خونه نبود همون لحظه صدای ماشینشو تو پارکینگ شنیدم چند بار جیغ کشیدم ممد سریع بیا بالا دیدم بچم حالش خیلی بده فک کردم دیگه دور ازجونش مرده 😔همونجوری فقط ی شلوار پام بود بی دمپایی از پله ها رسیدم به طبقه اولمون یه خانم سن بالاس محکم درشو زدم صداش زدم همسایه ها همه با جیغ و داد من اومدن بیرون من که رسیدم شوهرمم صدای منو شنیده بود با پله اومد طبقه اول همو دیدیم دیگه بچمو دادم به خانم طبقه اولمون زد به پشتش نه گریه میکرد نه چیزی فقط نگاه میکرد بدنش بی حال بود همسایه ها یکم اب دادن به بچه یکم چشاشو چرخوند