سوال های مرتبط

مامان ارسلان مامان ارسلان ۴ ماهگی
تجربه من از سزارین ارژانسی
قرار بود ۹ اسفند زایمان کنم ولی ....
۱۸ رفتم برای چکاپ حاملگی پیش دکترم همه چی نرمال بود ولی وقتی فشارم و گرفت گفت فشارت بالاست نوشت برام ک برم بیمارستان بستری بشم و منم همون روز رفتم ...
وقتی رفتم بیمارستان منو مستقیم بردن بلوک زایمان منم استرس گرفته بودم نمیتونستم هیچ کاری بکنم یک روز کامل منو تو بلوک نگه داشتن هی هرازگاهی معاینه میکردن و میگفتن ن بستس و میرفتن ... بعدش اومدم بخش و ۶ روز اونجا موندم ....
۲۵ همچنان فشارم بالا بود و دکتر ختم دادبهم‌ گفت ک بچه رو دنیا بیارم همون روز منو بردن بلوک زایمان ... بهم سرم زدن و داخل سرم امپول فشار بهم زدن تاطبیعی زایمان کنم اما وقتی امپول رو زدن بعد از چند دقیقه یهو همه ریختن بالا سرم و گفتن قلب بچه افت کرده من داشتم میمردم از ترس ... سرم و قطع کردن وقتی درست ک شد دوباره وصلش کردن دوباره بعد چند دیقه همه اومدن و گفتن ک افت داره و منو سریع اماده کردن و بردن سزارین منم ک تجربه اولم بود از استرس داشتم میمردم و اینجوری شد ک ۲۵ بهمن با این همه سختی پسر قشنگم دنیا اومد ❤️❤️
مامان پسرا💙💙 مامان پسرا💙💙 ۲ ماهگی
تجربیات سزارین پارت ششم

بعد دیگه صدام زدن ک برم تو اتاق عمل
وای ک چقدر ترسیده بودم
دکتر بیهوشی اومد دستمو گرفت نشستم رو تخت و هی منو ب حرف می‌کشید ک فراموش کنم یا حواسم پرت شه
هی میگفت جوجمون چیه اسمش چیه و...
بعد گف دخترم خم کن سرتو برعکس هر تصورات بدی ک از امپول داشتم اینقدر دستش خوب بود اندازه یه سرم زدن دردم گرف بعد گف سریع دراز بکش
چون خیلی خیلی استرس داشتم بهم یه آرامش بخش هم زدن و پرده رو کشیدن 🥹
بعد خانم اسماعیلی بالا سرم بود دستمو گرفته بود ک استرسم کم شه دکتر مهربونم گف عزیزم هروقت احساس کردی بی حسی بگو عملو شروع کنم
بعد ۴.۵ دقیقه تا اومدم بگم پاهام حس نداره یهو صدای گریه بممو شنیدم
خودم هنگ بودم ک چقدر سریع و بدون این ک کوچیک ترین چیزی بفهمم .
وای اشکام بند نمی اومد بچم کوچولوو ناز وای خدایا شکرت بابت نعمتت
بند نافشو برش زدن و تمیزش کردن همینطوری گریه میکرد آوردنش پیشم تا ب صورتم چسبوندنش بچم ساکت شد و چشاشو باز کرد😭
یه چند دقیقه از بود پرستار گف حالا آروم شدی برم بچه رو لباس کنم سرما نخوره🥺

بعدش یه ۲۰ دقیقه ای طول کشید و منم عملم تموم شد بعد برانکارد آوردن و تختمو جابجا کردن
و رفتم تو ریکاوری .....