۴ پاسخ

عزیزم بدنت کار بزرگی انجام داده و تحمل کرده طبیعیه همه روزای اول اینجورین فقط بعضیا آستانه تحملشون بالاس کاراشونو میکنن چیزی نمیگن بعضیا همینم براشون سخته
ولی در هر صورت استراحت کامل واجبه

من همون روز ک اومدم خونه حموم کردم پاشدم سر پا ولی خون‌ آب شصت روز داره میاد کمرم برید دیگ خست شدم

سزارین می‌شدی بهتر نبود 😑الکی این همه درد زایمان طبیعی کشیدی بعد مثل سزارین اذیت بودی

دیگه بدن به بدن فرق داره برای هر کسی یه جوره ولی بازم هر چی باشه بنظرم بازم تو طبیعی نسبت به سزارین سریع تر رو پا میشی و بدن خودشو ترمیم می‌کنه

سوال های مرتبط

مامان فاطمه‌یاس🪻🪴 مامان فاطمه‌یاس🪻🪴 ۱ ماهگی
سلاملکم، منم تجربه زایمانم رو بگم؟😁
دوستانی که منو می‌شناسن می‌دونن من تا هفته ۳۶ کاملا بین طبیعی و سزارین ۵۰ ۵۰ بودم چون تسلط کامل روی عوارض، فواید و روند هر دو زایمان دارم. هفته ۳۷ رفتم معاینه لگنی ساده شدم و فوق العاده زیاد برام دردناک بود در حدی که اشکم در اومد، هفته ۳۶ هم پام از پله لیز خورد و درد دنبالچه شدیدی گرفتم که هنوز هم تو تغییر پوزیشن اذیتم و تصور گرفتن پوزیشن لیتوتومی برای زایمان طبیعی برام غیرقابل تصور بود و ورزش‌های زایمان راحت رو نمی‌تونستم انجام بدم، از طرفی درد دندونم عود کرد و نمی‌تونستم تا ۴۰ هفته صبر کنم... نهایتا هفته ۳۷ دکترم برای ۳۸ هفته و ۳ روز نامه سزارین داد🍍
فقط نکات مهم زایمانم رو میگم
گذاشتن خود سوند درد نداره اما تا برین اتاق عمل مدام حس سوزش و ریزش ادرار دارین و نشستن واقعا آزاردهنده‌اس اما دردش در مقابل درد زایمان هیچه.
من بی حسی اسپاینال بودم و تولد نی‌نیم رو دیدم و تماس پوست به پوست بلافاصه برقرار کردم که عالی بود.
۱ ساعت بعد از زایمان دردهام کم کم شروع شد و می‌تونم ادعا کنم ۴ ساعت بعد از زایمان دردهام وحشتناک بود و غیرقابل تحمل (پمپ درد نگرفتم، شیاف دیکلوفناک استفاده کردم)
از ساعت ۵ کم کم دردهام قابل تحمل شد، از ساعت ۸ شروع کردم به راست و چپ چرخیدن، سخخخخت بود اما لازمه برای اینکه سریع سر پا بشین، ۱۲ ساعت بعد خودم بدون کمک پاشدم راه رفتم و رفتم سرویس بهداشتی (سوند رو ۱۲ ساعت بعد از عمل در میارن ولی کلا بعد عمل حسش نمی‌کنین)
کلا هم ۲ روز شیاف گذاشتم
نهایتا اگر ۵ ساعت اول بعد سزارین رو فاکتور بگیریم من از زایمانم خیلی راضی بودم و واقعا برام راحت گذشت الحمدالله💛

بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری بارداری
مامان بچه قشنگمون💞 مامان بچه قشنگمون💞 ۱۱ ماهگی
#پارت_چهار_زایمان
بیدار که شدم توی ریکاوری بودم اما نمیدونستم ساعت چنده دیگه یکم گیج بودم.. پرستار بهم گفت برات مسکن و شیاف زدیم. من کمی درد مثل پریود زیر شکمم حس میکردم که قابل تحمل بود. چند دیقه‌ای خوابیدم تا اینکه اومدن ببرنم بخش، بردنم اتاقم،کارامو انجام دادن و گذاشتنم رو تخت و رفتن. تازه حواسم داشت جمع میشد، حواسم‌رفت به پاهام که گزگز میکردن و نمیتونستم تکونشون بدم. بچمو هم اوردن.. حالا خیالم راحت بود که بالاخره گذروندم..
از فشارهای رحمی باید بگم که درد داشت ولی کوتاه بود، برای من شاید روز اول تا وقتی که بی حسی پاهام بود ۵_۶باری اومدن فشار دادن...از اولین راه رفتنم باید بگم که سخت بود، من اون لحظه هم درد زیر شکمی داشتم هم یه حس سوزش خیلی بد سر بخیم، با مصیب دو تاقدم برداشتم، وقتی دیدن اذیتم برام شیاف و مخدر زدن که چند دیقه بعدش آروم شدم.
راجب پمپ درد هم میخواستم بگیرم، همسرم هم رفته بود پذیرش کاراشو انجام بده اما آنقدر زایمان من سریع اتفاق افتاد ک بهم نرسید و دکتر هم گفت لازم نیست اصلا.
این بود تجربه‌ی اون روزم:)