۸ پاسخ

و منی که حتی معاینه هم نرفتم

عزیزم زایمان سومته بچت چیه

قهوه خوب نیستاا

رابطه عمیق شبانه روزی انجام بده شوهرت ببند به کار😂😂😂

اسکات زیر دوش اب گرم خیلی جوابه😁

میدونستم قراره برم برا معاینه و بعد ورزش و پیاده روی قهوه خوردم بدنم بکشهههه😂😂

ماشالا روحیه داری
الان یکی دگ بود چقدر ناله میکرد 😂😂😂❤️

والا اینجوری که تو تعریف میکنی هزاررررماشالله خستگی نمیباره شاد شنگولی میباره ان شالله همیشه اینقدر شاد خندون باشی دوست من عجله نکن به وقتش میاد

سوال های مرتبط

مامان فسقلی مامان فسقلی ۴ ماهگی
پارت دوم....

بعد دیگه ۳۶ هفته که رفتم بهم گف داروهامو قطع کنم و پیاده روی. ورزش رو شروع کنم و رابطه هم داشته باشم..‌. من فقط بیشتر پیاده روی کردم و یه چندباری اسکات میزدم چون لگنم درد میکرد این ماه اخر نمیتونستم اصلا...و هم اینکه ماه درد داشتم دل درد و کمر درد پریودی ولی قابل تحمل بودن ....بعد به دکترمم از اول گفته بودم من نمیخام تا ۴۰ هفته زایمان کنم حتی خودشم بهم گف تو تا ۳۷ یا ۳۸ هفته بیشتر نمیرسی ولی خب چون شیاف و امپول استفاده کرده بودم تو گهواره هم خیلیا رو دیده بودم که میگفتن دهانه ی رحم رو سفت میکنه میترسیدم طولانی بشه ولی خب خداروشکر برای من اینجوری نشد...
دیگه دکترم گف ۳۸ هفته بیا که معاینه ی لگنی و تحریکی انجام بدم ، دیگه منم که ۳۸ هفته و ۳ روز رفتم معاینم کرد راستش یه کوچولو درد داشت ولی قابل تحمل بود بهم گف خیلی لگنت و رحمت خوبه الان یه سانتی بعد تحریکی انجام داد شدم سه سانت.، گف برو ورزش کن و پیاده روی کن و شیاف گل مغربی برام نوشت که استفاده کنم(که اصلا به استفاده هم نرسید😅) که گف صددرصدتا اخر هفته زایمان میکنی ولی بنظرم دستش برام خیلی خوب بود..منم خیلی خوشحال شدم همون روز تا شب پیاده روی کردم و بعد رفتم دوش اب گرم گرفتم و کمرمو ماساژ دادم... دیگه بعد از ساعتای یک شب درد داشتم از درد پریودی بیشتر


ادامه پارت بعدی....
مامان بهراد مامان بهراد ۹ ماهگی
خب خب خبببب دوستان گل بیاین که میخام تجربه زایمانمو بگمم براتون 😂😂😂😂

آقا من ۴ آذر ۳۸ هفته رو پر کردم کامل کامل دو روز بود لک کم میدیدم بقولی ترشح موکوسی کم و بیش ورزش و اینا هم میکردم ۳۷ هفته و ۴ روز رفتم معاینه تحریکی بسته بود رحم کامل شیاف گل مغربی هم خودم از اول ۳۷ میزاشتم
با جزئیات کامل میگم برا مامانا سوال پیش میاد جواب و بگیرین تو همون متن😂😂😂
خلاصه که ۴ آذر دیدم یکم درد کمرم طبیعی نیست زنگ زدم مامام گفت زمان بگیر و اینا گفتم دارم با شما حرف میزنم یکسره درد دارم و انقباض گفت سریع بیا مطبم
رفتم و معاینه شدم 😂😂😂 ۳ سانت بودم
( اینم بگم من تحملم تو درد خییییییلییییییی خیلیییی بالاست صبورم زیااااد)
مامان تعجب کرده بود گفت سریع برو خونه وسیله هات و بردار دوش بگیر یه چایی خرما بخور برو منم از این طرف میام 😂😂
پ ن ( من زایمان دومم هم با همین ماما بود و من زود فول میشم بخاطر همین ماما اصرار داشت زود برم)🥴😂

خلاصه رفتم خونه شام هم خورشت کرفس گذاشته بودم من عاشق خورشت کرفسم😂😂 به شوهرم گفتم میخام شام بخورم برم برا زایمان قیافه شوهرم 😳😳😳😳😳 میگه تو که درد نداری چرا میخای بری دیونه آیی😂😂😂
گفتم عزیزم درد ندارم ولی زمان زایمانمه
ادامه تایپیک بعدی 😂😂😂