۵ پاسخ

همینجوره خودتو فراموش میکنی همه فکرت میشه تو دلیت سر هر موضوعی اول به اون فکر میکنی بعد خودت

دقیقا انشاالله
خدا برامون حفظ شون کنه
انشاالله مال همه سالم وسلامت بیاد بغلشون

دقیقا همینه که میگی از اول دیگه همش نگران تو دلیتی😢

خیلی عجیبه مادر شدن تمام معادلات ذهنتو بهم میزنه خیلی تغییر میده تورو برای من که اینجور بود یک آدم دیگه شدم خیلی صبور 🥲🥲🥲

اره واقعا همینجور انشالله نینی بغل بگیری این سختی هام برات فراموش بشه
لذت بودنش ببری

سوال های مرتبط

مامان نی نی


مامان مامان نی نی مامان ۲ ماهگی
اینجا مینویسم بمونه به یادگاری مادر شدن برام خیلی عجیبه دقیقا از روزی که میفهمی تو‌وجودت جوانه زده پر میشی تمام درونت از استرس از نگرانی گاهی وقتا شیرین گاهی وقتا یکم تلخ
نمیدونم کی خیالم باید راحت بشه که همچی خوب پیش میره و سالم سلامت بغلت میگیرم ولی بدون جان من من تا آخر عمرم دیگه هیچ وقت نمی تونم همون آدم بیخیال باشم چون هر لحظه نگران حالتم نگران تموم لحظه به لحظه ی زندگیت که دنیا باهات خوبه یا نه
دلم می‌خواد این هفته های باقی مونده هم خیلی زود تموم شه و من بابا تورو بغل بگیریم ی نفس راحت بکشیم جان مادر تموم تلاشمو میکنم بهترین باشم برات فقط تو‌سالم و سلامت بیا بغلم برای مادر دعا کن عزیزه جانم که این چند هفته ی باقی مونده برام زود بگذره صبور باشم و آروم دوست دارم جان مادر
برای تموم خانما آرزوی میکنم این‌نگرانی شیرین رو تجربه کنن و در آخر با آرامش بغل بگیرن عزیزشونو 🩵 اگه ممکن با ی صلوات برام دعا کنید همچی تا آخر خوب پیش بره من وباباش سالم سلامت بغلش کنیم ممنونم🩵
مامان محمدحسین👼 مامان محمدحسین👼 ۱۱ ماهگی
محمد حسینم قشنگ مامان اینجا مینویسم یادگاری بمونه از این روزا دورت بگردم پسرم خدا میدونه چقدر حسرت این روزارو میخوردم چقدر منتظرشون بودم تواین مدت اصلا اذیتم نکردی اگرم کردی انقدر شیرین بوده که همش فدای سررت 🥲🤍
من با تو حس مادر بودن روتجربه کردم هرلحظه نگرانتم نگران تکون خوردنت نگران اینکه نکنه بعد اینکه اومدی پیشمون زردی داشته باشی کولیک یا رفلاکس داشته باشی یا.. خیلی چیزای دیگه که مامانا استرسشو دارن
من انتخاب کردم که نگران باشم از ۸ماه پیش تا اخر عمر🙂
بالاخره رسیدیم به جایی که همیشه فک میکردم خیلی دوره دقیقا مثل ۱۸سالگی که همیشه فک میکردم خیلی دوره و اومدو خیلی وقتم هیت ک گذشته مامان قشنگم ماهم باهم رسیدیم به ۸ماهگی انشالله ازین به بعدم به سلامتی و دلخوشی بگذره و صحیح و سالم بغلت کنم تو همون داداش نداشتمی تو نور خونمونی منو پدرت مشتاقانه منتظر دیدنتیم 🌻
هرچقدر ازخدا تشکر کنم بابت داشتنت بازم کمه که تورو مثل معجزه وسط اون روزایی ک فقط خودمونو خدا میدونیم ب ما داد دقیقا همون موقع که دکترا ناامیدم کرده بودن که قرار نیس تو رو داشته باشم بااشرایط واریکوسل بابا و دکتر نامرد و... نمیخوام به اون روزا فک کنم فقط میخوام ازین به بعد تو لحظه زندگی کنم از تک تک لحظه های باتو لذت ببرم خدا برام حفظت کنه امید زندگیم و به یمن قدمای کوچولوت نور و امید و روشنایی بیاد تو دنیامون 🤍
از خدای مهربونم میخوام به حق این شبا به هرکسی که بچه میخواد بده خیلی حس قشنگیه🙂
مامان صدرا❤️ مامان صدرا❤️ ۸ ماهگی
مادر شدن برای من یه سفر عجیب و غریبه! حالا که ۳۵ سالمه و توی ماه نهم بارداری هستم، هر روز بیشتر می‌فهمم که زندگی چقدر غیرقابل پیش‌بینیه.

نه ساله که ازدواج کردم و همیشه از اینکه نتونم خوب از پس تربیت یه بچه بر بیام، می‌ترسیدم. گاهی فکر می‌کردم شاید این کار برای من مناسب نیست و ازش فرار می‌کردم. اما حالا که به زودی قراره مادر بشم، احساساتم خیلی متناقض شده.

از یه طرف، دلم می‌خواد هر چه زودتر زایمان کنم و ببینم بچه‌ام چجوریه. اما از طرف دیگه، ترس از مسئولیت‌های بزرگ مادری منو می‌گیره. آیا می‌تونم مادر خوبی باشم؟ آیا می‌تونم بهش عشق و حمایت کافی بدم؟

این احساسات در هم تنیده، بخشی از زیبایی این سفره. هر روز به خودم می‌گم که مادر شدن یعنی یادگیری و تغییر. من الان توی این سفر هستم و آماده‌ام تا این مرحله جدید از زندگی‌ام رو تجربه کنم.

این متن رو برای خودم نگه می‌دارم تا روزی که بچه‌ام بزرگ‌تر بشه، بهش بگم که حتی مادرها هم گاهی از ناشناخته‌ها می‌ترسند، اما عشق و امید همیشه راه رو روشن می‌کنه.🥲🥲💙💙💙
منتظرتیم کوچولوی من🤰🤱
به امید روزی که همه ی خانوم های چشم انتظار مادر بشن🫂❤️