۷ پاسخ

پسرمن خودش نه را یادگرفت حالااین خوبه یادگرفته هرچی میبینه میگه این چیزیه😂😂😂😂

ای خواهر پسر من از ۱۸ ماهگی تا الان فقط داره میگه نه. حتی الان که دارم این پیام رو می‌نویسم صداش از پذیرایی میاد که داره به باباش میگه نه نوموخوام. هیچ وقت هم نه یادش ندادم. اقتضای سنشونه. میخوان ابراز وجود کنن

دندون لابد داره درمیاره

همینطور ارس من،حتی یه چیزی رو که میخواد بهش میگم میخوای میگه نهههه،بعد با سر میگه اره😂😂من اذیت نمیشم شروع لجبازی و استقلالشونه دیگه

جهش دو سالگیه تا چنماهم ادامه داره
بخاطر اینه
اییینقد بد میشن

پسر من وقتی دوس نداره چیزیو.میگه من نه

عزیزم چجوری بهش ن رو یاد دادی منم میخوام پسرم یاد بگیره .از کی یاد گرفت؟من پسرم میگه ها بلده ولی همیشه به کار نمیبره .میگم روش خاصی داری؟

سوال های مرتبط

مامان امیرعلی جانم♥️ مامان امیرعلی جانم♥️ ۲ سالگی
مامانا دیشب پسرجانمو از شیر گرفتم، یعنی تا خوده صبح بالاسرش بیدار بودم که بیقراری کرد زودی بغلش کنم یا رو پام بزارم بیقراری نکنه، توشیشه هم اب کردم فقط بهش اب دادم،الهی شکر خیلی بیقراری نکرد، فقط اینکه دوساعت پیش بیدارشد، یسره به سینم نگاه میکنه، چندبار اومد لباسمو بزنه بالا سرشو گرم کردم، صبحونه هم کامل بهش دادم خورد، زمانیکه بیداره چیکار کنم که بهونه نگیره، تو این چند شبم میخام ببرم خونه مامانم با داداشم سرگرم بشه که شب میاد خونه خسسته بشه بگیره بخابه، فقط مشکلم اینه زمانیکه بیدار میشه بهونه میگیره، راستش به سینمم نه چسب زدم نه رژ نه تلخک نه هیچ چیز دیگه، شالمو برداشتم روی سینمو پوشوندم که کلا نبینه، چون میدونم سینمو ببینه بیشتر بیقراری میکنه، نمیدونم کار درستی کردم یانه اما تنها راه حلی که به ذهنم رسید همین بود،چون قبلا میخاستم امتحان کنم ببینم میشه ازشیر بگیرم یانه، سرسینم رژ زدم هرچی میگفتم مامان اوف شده بازم میومد لباسمو میزد بالا بهونه میگرفت، اما شال که بستم احساس میکنم به نسبت قبل کمتر بهونه میگیره
مامان هانا مامان هانا ۲ سالگی
سلام به همه خواستم بگم من ۵ شب که دخترم رو از شیر گرفتم
دو شب اول بی تابی کرد حدود دوساعت گریه ک د تا خوابش برد
به هق هق افتاد هر چی میگفتم میگفت نه اما مقاومت کردم شبهای دیگه ۶ صب بیدار شد و یه یه ساعتی بهونه آورد خوابید
خیلی چیزا امتحان کردم تا از شیر بگیرم زیتون سیز گال تلخ زدم از عطاری تلخک گرفتم ازیترومایسین که شربت خیلی تلخی بود مالیدم رژ لب چسب. هیچی فرقی نکرد فقط فلفل سیاه البته بگم فقط یه بار دهن زد و دید تند زودی پشتش آب خورد و تمام. چند روز فقط میمالم به ممه بو میکنه میگه آخه دیگه نمیخوره و مهمتر از همه اینکه باهاش زیاد حرف بزنید. به عروسکش بگیرد ممه آخ شده به دورو بری ها بگید ممه آخ شده هی تو وهنش بشینه اونوقت راحت میشه گرفتش توی روز که یکی دوبار میگه ممه تا میگم آخ شد میره دنبال بازی فقط مقاومت کنید گریه کرد دلتون نسوزه
و اینکه ما مجبور شدیم پنج شب رو با ماشین دور بزنیم تا بخوابه چون هانا فقط با خوردن سینه می‌خوابید نه بهل نه پستونک نه تاب پس ماشین بهترین گزینه بود