۶ پاسخ

اون پرستار ب شما لطف کرده
نگید اینطوری
بخاطر سلامت خودتون
من تو بیمارستان خصوصی بودم
ی بار اتاق عمل
سه بار هم بعد اون ماساژ دادن

اگه جفت یاقسمتی ازاون موقع زایمان خارج نشده باشه بااین ماساژ دفع میشه اگه بمونه احتمال خطرمرگ داره مخصوصازایمان سزارین که نمیتوننمعاینه خونگی انجام بدن ومتوجه نمیشن

ماساژ شکمی برا این خوبه که هر چی تو شکم هست رو تخلیه میکنه وخون و بافت های اضافی رو خارج میکنه

خب مگه میشه ماساژ ندن ،بخاطر خودته اگر این کارو نکنن عواقبش بده

ارع بخدا چهار بار اومد بهم ماساژ شکمی داد انقد گریه کردم یادش بخیر😂

اتفاقا خدا خیرش بده بعدا میفهمی چراشو

سوال های مرتبط

مامان ILMAH مامان ILMAH ۹ ماهگی
مامان پسته پسر👶💙 مامان پسته پسر👶💙 ۱ ماهگی
خلاصه پسرمو گذاشتن روی سینم ونگم‌از اون‌لحظه که چه احساس ناب و قشنگی رو تجربه کردم و شر شر اشک می‌ریختم 🥹💕 و دکتر هم شروع کردبه بخیه زدن . کل پروسه ی عمل حدودا نیم ساعت بود که بیشترین زمانش رو درگیر بخیه بودن .
درمورد ماساژ رحمی : بعد از اتمام عمل خود دکتر تو بی حسی ماساژ رحمی انجام داد . پرستار هم وقتی میخواست ببرم ریکاوری یه بار انجام داد و تو خود ریکاوری هم یه بار انجام دادن که اونا رو اصلا نفهمیدم .بعد که اومدم تو بخش هم دوبار دیگه ماساژ رحمی انجام دادن که درد خیلی خیلی کم و ناچیزی درحد چند ثانیه داشت واقعا .
بعد از ۶ساعت اجازه دادن مایعات مصرف کنم و بعد از ۸ ساعت اومدن سوند رو درآوردن و گفتن راه برو کشیدن سوند هم درد نداشت .
اولین‌راه رفتن : وقتی بلند شدم خیلی راحت تونستم راه برم و درد خاصی نبود فقط احساس تنگی نفس شدیدی داشتم و یکم پاهام سنگین بود .اما دومین بار که بلند شدم راه برم واسم خیلی سخت شده بود چون پرستار برام شیاف گذاشته بود که دفع داشته باشم و روده هام بهم ریخته بود و دل پیچه داشتم .
خلاصه که فرداش ساعت ۱۱ دکترم اومد بخیه ها رو چک کرد و چون خودم و نی نی هر دو دفع داشتیم و حالمون مساعد بود مرخص شدیم.
در کل پروسه ی زایمان برای من خیلی راحت تر از تصورم بود خواستم بگم شما هم با تجربه های سخت و تلخ بقیه الکی به خودتون استرس ندین چون واقعا بدن به بدن متفاوت .من خودم آدم به شدت کم تحملی واسه درد کشیدن هستم اما خداروشکر عمل خوبی رو پشت سر گذاشتم .با توکل برخدا انشاالله همه‌ مامانا زایمان‌راحتی داشته باشن . چشم انتظار ها خیلی زود چراغ خونشون روشن بشه 🙏✨️
مامان _جان🩵 مامان _جان🩵 ۱۵ ماهگی
#تجربه_زایمان3
بعد یه پسره اومد داخل و منو از این تخت به اون تخت گذاشتن
بردن منو ریکاوری…بغل تخت یه پسره گذاشتن که اونم بینیشو عمل کرده بود
اونم از درد به خودش ناله میکرد که تو اون حین واقعا من سردرد گرفتم از نالش🥴
فقط میگفتم کی میان منو ببرن…بعد پرستار اومد اونجا هم منم ماساژ رحمی داد
نگم از این ماساژ رحمیه که چقددددر بهم حال دادم حس سبک بودن داد بخدا روحم ارضا شد اونلحظه…بعد منو بردن دم در اتاق عمل و شوهرم اومد داخل و از این تخت منو گذاشتن رو اون تخت و بردن منو بیرون فقط چشمام داشت دنبال بابام میگشت که ببینم گذاشتن بیاد داخل یا نه🥺اولش ندیدمش بعد داشتن میبردنم تو اسانسور ک یهو بابام اومد انقدری خوشحال شدم🥲تو اون حالت بی هوشیمم بازم چشمم دنبالش بود…خلاصه منو بردن بخش…پسرمو اوردن گذاشتن رو سینم شیر بخوره🥹یه حسی داشت که نگم🥲این حسه اصلا قابل گفتن نیست اینقدددد که خوبه😍
بعدش اومدن بازم منو ماساژ رحم دادن که اینجا واقعا دردم گرفت🫠خیلی درد کرد
گذشت دو ساعت که بازم اومدن ماساژ رحمی دادن که اینجا دیگه جونم درومد انقد داد زدم…دیدن خون ریزیم زیاده با فاصله دو دقیقه یه پرستار دیگه اومد بازم ماساژ رحمی داد که دیگه من میخواستم از درد بمیرم فقط😑خلاصه گذشت و تایم راه رفتنم رسید
مامان آرِن 💙 مامان آرِن 💙 ۱۴ ماهگی
بعد بی حسی ک 3یا4امپول زدن ب کمرم ک دقیقش یادم نیست پاهام شروع شد ب گرم شدن و منو خوابوندن و عمل شروع شد و یکم حالت تهوع داشتم ک دکتر بیهوشی مهربون برام ی امپول تو سرم زد ک حالت تهوعم از بین رفت
من کلا دعام این بود پسرم سالم باشه ک خدا امانتش و سلامت ب دستم رسوند..بعد حدود یک ربع صدای پسر قشنگم و شنیدم و هیچ حسی نداشتم تا دکتر بخیه کرد و رفت بعدشم تماس پوستی با نی نی نازم...دوبار ماساژ رحمی انجام شد تو اتاق عمل...بعدش منو بردن ریکاوری کم کم حس پاهام داشت برمیگشت یکبار دیگ ماساژ رحمی انجام شد و منو اوردن بخش خیلی کم سوزش داشتم و بیشترین دردی ک داشت اولین راه رفتن بود ک با چند قدم راه رفتن اونم قابل تحمل میشه پمپ درد نداشتم شیافم چون حساسم ی دونه فقط برام گذاشتن
نترسید اون غولی ک ازش میسازن نیس و بستگی ب بدنتون داره و تحمل دردی ک دارید
برگردم عقب هزار بار انتخابم سزارینِ چون ن تحمل درد طبیعی رو دارم ن روحیاتم با طبیعی سازگاره
امیدوارم ک تجربه من ب دردتون خورده باشه❤️
مامان دلوین 🩷آروین🩵 مامان دلوین 🩷آروین🩵 روزهای ابتدایی تولد
یه موضوع راجب ماساژ شکمی .بخدا باید خداروشکر کنید ک‌ماساژ شکمی میدن بهتون خیلیا میگن نه نمیخایم وفلان میدونید ماساژ شکمی خون هارو دفع می‌کنه و رحم .روده هاروسرجاشون قرار‌میده برا اینکه شکمتون پایین بره وبعد ب مشکل گوارشی برنخورید .من حین زایمان دکتر فهمید چسبندگی دارم خونریزی کردم دکتر تواتاق عمل ماساژ شکمی داد بهم ولی توریکاوری و بخش ندادن دکتر گفته بود ی قسمت رحم خونریزی کرده کلیپس نمیدونم چی زدم براش ب هیچ‌وجه دست ب شکمش نزنید حتی خودتم دست نزار شکمت خونریزیمم زیاد بود توبیمارستان دکتر گفت بخاطر اینکه ماساژ شکمی لازم داری برای دفع خون ها اما نمیشه بهت بدیم گفت الان روده ها جلوی رحم قرار گرفته رحم سرجاش نیس روده ها سرجاش نیس باید رفتی خونه جوری سکماو ببندی که یذرع فشار ب شکمت باشه خیلی کم تا روده ها ورحم سرجاشون قرار بگیرن چون ماساژ شکمی ندادیم اگ‌نبندی و درست بندی شکمت همینطور میمونه شکمم بزرگه انگار پنج شش ماهه باردارم ینی شکم بارداری رودارم‌ بازم دکتر باوجود این مشکل مجبور شد داخل بخش یبار ماساژ بده گفت شکمت بزرگه خونریزی دادی باوجود خونریزی رحمی باید یکم بعدم‌خودم مراقبم‌خودم بدم بهتره تا پرستارا بدن خودم میدم نزار کسی دیگه دست بزنع
ولی اگر می‌تونستم ماساژ شکمی بگیرم شکمم پایین می‌رفت
خلاصه از ماساژ شکمی گله نکنید بهترین‌کاره